;




سطر اول
گاه‌نگاری‌های مهدی ابراهیم‌پور در اینترنت


دومين نشست نقد «كتاب شهر/كتاب «شعاع شمس» / غزليات شمس تبريزي به روايت دكتر ديناني نوشته‌ي دكتر كريم

دومين نشست نقد «كتاب شهر»

با محوريت كتاب‌هاي برگزيده‌ي جشنواره‌ي كتاب تبريز

اين جلسه: كتاب «شعاع شمس» / غزليات شمس تبريزي به روايت دكتر ديناني نوشته‌ي دكتر كريم فيضي

پنجشنبه، 18 اريبهشت ماه 93 –از ساعت 5 عصر، سالن اجتماعات سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تبريز (خيايان آزادي، جنب مسجد طوبي، پارك مفاخر، طبقه‌ي همكف ساختمان سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تبريز)

نخستين نشست نقد «كتاب شهر» با پرداختن به كتاب همه‌ي افق نوشته‌ي فريبا وفي در بهمن‌ماه سال گذشته برگزار شد. براي دومين نشست و در آستانه‌ي چهارمين جشنواره‌ي كتاب سال تبريز، كتابي از همشهري ديگرمان، دكتر «كريم فيضي» را براي نقد و تحليل در نظر گرفته‌ايم.

اين كتاب توسط انتشارات روزنامه‌ي اطلاعات منتشر شده است و در نمايندگي اين روزنامه در تبريز بايستي موجود باشد. كتاب هم از بار فلسفي و هم عرفاني بالايي برخوردار است. جمع‌آوري آراي فيلسوف متأله، دكتر ديناني در تحليل انديشه‌ي عرفاني مولانا، اثري قابل تامل ايجاد كرده است.

حضور در اين نشست را به همه‌ي دوستان، خصوصاً علاقه‌مندان به حوزه‌ي انديشه، عرفان و ادبيات كلاسيك خصوصاً مولانا توصيه مي‌كنم.

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبريز, شمس تبريزي, مولانا, دكتر ديناني, دكتر كريم فيضي
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393

.:: ::.





پنجاه و دومین شماره ی ماهنامه ی «تدبیر فردا»
 

پنجاه و دومین شماره ی ماهنامه ی «تدبیر فردا»

اسفند ۹۲

با پرونده ای برای عید و سال ۹۲

و گفت و گو با «عظیم قیچی ساز» کوهنورد تبریزی و فاتح قله ی «اورست» و ۱۱ قله ی بالای ۸۰۰۰ متر جهان



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تدبیرفردا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392

.:: ::.





پنجاه و يكمين شماره‌ي ماهنامه «تدبير فردا»
پنجاه و يكمين شماره‌ي ماهنامه «تدبير فردا»

با پرونده‌ي ويژه‌ي زبان مادري و فرهنگستان زبان و ادبيات تركي






:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تدبير فردا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392

.:: ::.





همه افق در نشست نقد و بررسی کتاب
همه افق در نشست نقد و بررسی کتاب
کتاب همه افق، نوشته فریبا وفی نویسنده تبریزی در نشستی، با حضورصاحب اثر و جمعی از کوشندگان ادبی، اساتید دانشگاه و مخاطبان این کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز، این نشست روز گذشته با هدف بررسی این کتاب برگزار شد. همه افق در سومین جشنواره کتاب سال تبریز موفق به کسب عنوان برگزیده بخش ادبیات شد.

فریبا وفی در نشست نقد و بررسی این کتاب با اشاره به اینکه همه افق به داستان هایی در خصوص زنان و زندگی آنها می پردازد افزود: در داستانی با همین عنوان از مجموعه داستان همه افق تلاش شده است زندگی یک زن در یک آپارتمان کوچک به تصویر کشیده شود.

وی ادامه داد: طبیعتا زندگی یک زن از این دریچه می تواند بازگوی بخشی مهم از روحیات مشترک زنان باشد که برای همه مخاطبان قابل توجه است.

ادامه این نشست با اظهارنظر مخاطبان کتاب و دیگر میهمانان نشست همراه بود. توجه به شیوه روایت، نحوه حضور شخصیت ها در داستان، تلاش راوی برای انتقال دغدغه شخصیت ها به مخاطب و بررسی موقعیت اجتماعی و فرهنگی شخصیت داستان در بطن جامعه از جمله مواردی بود که در اظهار نظرهای مخاطبان نشست مورد بررسی قرار گرفت.






:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبريز, فريبا وفي, نشست كتاب, همه افق
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392

.:: ::.





استاد عبدالحسین ناهیدی دارفاني را وداع گفت
درباره‌ي استاد عبدالحسین ناهیدی آذر، تاریخ پژوه

رضا همراز


*************

تا به راه پروازیم میل مان خزیدن نیست

لذت از دویدن هاست فکرمان رسیدن نیست

شب اگر که خوابیده است خاطرات خورشیدی

چشم ما نمی خوابد گریه راه دیدن نیست

او ستاره ها را هم در ر صد نمی بیند

با سری که در پرهایش جرات پریدن نیست

نه ؛ وظیفه یعنی چه ؟ من کمال انسانم

راز روشنی دارم پوششم ندیدن نیست

نه ؛ نمی شود ؛ هرگز واژه های مرموزی است

گفتن نمی دانم ؛ در خور شنیدن نیست

اتصال باران ها اقتدار سیلاب است

قطره ای که دریا شد ؛ لایقش مکیدن نیست .

بهمن زودوار


در آذربایجان به جهت نبود امکانات ، فضای کافی  و مطبوعات معمولا کمتر به تخصص روی آورده شده است . اصل این مطلب هم چنانکه گفته شد آسیب جدی بوده و خلاء آن مشاهده می گردد. بگذارید کمی این مطلب را از لفافه بیرون بیاورم . معمولا در آذربایجان و مرکز آن تبریز نویسندگانی که مشاهده می کنیم و هستند در اکثریت قریب به اتفاق موضوعات قلم فرسائی می نمایند . مثلا نویسنده در صورت نیاز به موضوع تاریخی می پردازد . تاریخ قدیم و معاصر و یا ادوار تاریخی ، همچنین به موضوعات فولکولوریک ، ادبیات ( ادبیات کلاسیک و معاصر ) ، جغرافیا ، نقد ، شعر ، تاریخ مطبوعات و ... سایر موضوعات که هر کدام از آنها موضوعاتی هستند که تخصصی عریض و طویل می طلبند . چون در اینجا مطبوعات به آن صورت نیست و زمانی که روزنه ای پیدا می شود جمعی از اهل قلم بدان هجوم آورده و خلاء ناشی و انباشته شده خود را در آنجا پوشش می دهندو  ای بسا به آن دلخوش می شوند !  بارها صاحب این قلم در موضوعاتی که بدانها اشاره رفت قلم فرسائی نموده ام و دریغا که هیچگاه نتوانسته ام مهارت لازم در موضوعی را کسب کنم . در بین نوشته های من از موضوعات فولکلور گرفته تا جغرافیا ، تاریخ ، شعر و ... به دو زبان ترکی و فارسی مشاهده می گردد . زمانی که در مطالعات خویش به مشکلی بر می خورم بازکردن گره آن در اینجا ( تبریز ) واقعا که نه کاریست خرد ! چرا که پیدا کردن متخصص آن واقعا دشوار و بیشتر اوقات محال می باشد . هیچ یادم نمی رود که در یکی از نوشته های دکتر ضیا صدر در مورد سید حسن تقی زاده می خواندم که زمانی مرحوم تقی زاده در یکی از مسافرتهای خود به تبریز از زنده نام حاج میرزا جعفر آقا سلطان القرائی شخص مطلعی را استفتاء می نماید که اشرافی به تاریخ تبریز داشته باشد و آن مرحوم ، شادروان اسد آقا شعار را به ایشان معرفی می نماید که هر سوالی راجع به تاریخ تبریز دارید می توانید از ایشان بکنید و مطمئنم که جواب خود را دریافت خواهید کرد .  متاسفانه این امر دیگر امروزه بسیار مشکل و چنانکه در سطور بالا ذکر گردید حتی در مرز رویا نیز می باشد .

با این حال خوشبختانه گه گاهی افرادی را می توان مشاهده کرد و دید که سعی و تلاششان این است که کارهای خود را به نسبت تخصصی تر کنند . به نظر راقم این اشخاص جزء افراد موفق می باشند . در همین تبریز افرادی که نسبتا به صورت تخصصی تر عمل می کنند می توان از دکتر یوسف رحیم لو یاد کرد که صرفا در دوره مقتدر صفویه متخصص اند و اکثر مطالعات ایشان در آن حوزه می باشد . همچنین استاد زنده یاد سید جمال ترابی طباطبایی که بیشتر سکه شناس شناخته شده بودند و الحق که این طور نیز بود .یا مثلا برادران نخجوانی بیشتر به نسخه شناسی معروفند تا امر معارف پروری . و چند تن دیگر که شاید پرداختن به تمام آنها خود امری باشد شیرین اما طویل که قطعا از حوصله این نوشتار خارج است .

در این نوشته کوتاه خود می خواهم به یکی از متخصصین نهضت آزادیستان یا همان شیخ محمد خیابانی نیز نظری داشته باشم . این فرد کسی نیست جزء استاد زنده یاد عبدالحسین ناهیدی آذر که اغلب نوشته های ایشان راجع به نهضت آزادیستان یا همان شیخ محمد خیابانی می باشد . استاد ناهیدی علاوه بر شخص شیخ محمد خیابانی به دوستان و اقرابای وی نیز ارادتمند می باشند و تقریبا بیشتر کادر رهبری نهضت مترقی آزادیستان را به اصطلاح آنالیز کرده و برای هر کدام نوشته ای ، نوشته اند. خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاق نوشته ها و یا نقدهای معظم به این دوره مستعجل در آخرین کتاب ایشان منتشر و اندک باقی مانده آنها نیز طی مقالاتی در مطبوعات حجاب از چهره بیرون می نمایند . زهی این افتخار تبریز را که در دامان خود فرزندی را به بار آورده که امروز یکی از بهترین ؛ مطلع ترین و متبحرترین فرد در خصوص قیام شیخ محمد خیابانی می باشند . دامنه اطلاعات ایشان در این راستا وسیع بوده و علاقمندان چندی در این راستا از دامن فضل ایشان بهره مند گردیده اند . از خدا می خواهیم که روح نازنین استاد ناهیدی را با دوستدارانش قرین فرماید . ایشان تا آخرین روزهای حیات پربارشان در حوزه تاریخ معاصر آذربایجان قلم و قدم برداشتند. قبل از پرداختن به آثار متنوع ایشان بی جا نخواهد بود که نظری هر چند شتابزده به حیات علمی ایشان نیز داشته باشیم .

شادروان عبدالحسین ناهیدی آذر در 20 مهر ماه 1317 شمسی از سلب مرحوم حاج حسن ناهید یوسف آباد و صغری خانم عارفی امناب در روستای یوسف آباد ؛ دامنه گردنه شبلی و ساحل زیبای تالاب قورو گول بستان آباد تبریز دیده به هستی گشود . کلاس اول ابتدایی را در دبستان مسعود در روستا تحصیل کرد . پدر مرحومش را ستم فئودالی مجبور کرد دست زن و فرزندانش را بگیرد و به تبریز کوچ کند و در محله خیابان / محله قورد میدانی / سکنی گزیند . فقر مالی حاکم بر خانواده اجازه نداد عبدالحسین کوچولو یکی دو سال تحصیلات خود را ادامه دهد به ناچار در کارخانه جعبه سازی به کار پرداخت. ]حتما از این روست که چهار فرزند آقای ناهیدی آذر مدارج دانشگاهی را طی کرده اند .[ اما بالاخره طولی نمی کشد که همای خوشبختی سراغش را میگیرد و امکان تحصیل فراهم می شود . این بار در دبستان های سلیمی ؛ دانش و منوچهری به ادامه تحصیل روی آورده و در دبیرستان حکمت دوره  اول دبیرستان را به اتمام می رساند و در کنکور دانشسرای مقدماتی تبریز قبول و پس از دوسال تحصیل به استخدام وزارت آموزش و پرورش در می آید و جهت تدریس که مورد علاقه ایشان بود به روستاهای شبستر رهسپار می شود . ضمن تدریس در مدارس آنجا در رشته تاریخ و جغرافیا در دانشگاه تبریز به تحصیلات عالی خود ادامه داده ، سر انجام موفق به دریافت دانشنامه لیسانس مفتخر میشود و پس از 13 سال تدریس در شبستر به مدارس تبریز منتقل می گردد و پس از چندین سال ادامه تدریس در مدارس تبریز  بلاخره به مقام بازنشستگی نایل می گردد.مطالعه و سیر و سفر از بهترین دلمشغولی های ایشان می باشد . از این روست که در کارنامه ساحتی ایشان سفر حج ؛ آلمان ؛ هلند ؛ بلغارستان ؛ ترکیه ؛ آذربایجان و ... دیده می شوند .  حضرت ایشان سالهاست که در گوشه ای بدون سروصدا به مطالعه و کنکاش در حوزه تاریخ معاصر آذربایجان روی آورده و آثار رنگارنکی ارائه نموده اند که اهم کتابهای ایشان علاوه بر دههای مقاله به شرح زیر می باشد :

1-     دو مبارز مشروطه :  این اثر اشتراکی با همیاری استاد رحیم رئیس نیا نوشته شده بود که با مقدمه  فاضلانه جامعه شناس برتر تبریزی ؛ دکتر علی اکبر ترابی به همراه بود . در این کتاب استاد ناهیدی به کنکاش زندگی شیخ محمد خیابانی و نهضت آزادیستان پرداخته و استاد رئیس نیا نیز به زندگی پرفراز و نشیب ستارخان . دو مبارز مشروطه چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب بارها تجدید چاپ شده بود .

2-     نقش کودکان و نوجوانان در انقلاب مشروطه / سر آغاز جنبش دانش آموزی و دانشجویی در ایران / : این کتاب که نخستین اثر مطبوع استاد ناهیدی می باشد در سال 1359 به وسیله نشر شباهنگ تهران چاپ ، سپس با تغییرات کلی و تجدیدی نظر در سال 1385 ، در 103 صفحه به همت نشر اختر تبریز انتشار یافت .

3-     زنان ایران در جنبش مشروطه : این اثر نیز یکی از آثار ارزشمند می باشد که در بهار سال 1360 توسط نشر احیاء در 124 صفحه منتشر و مورد استقبال قاطبه ی کتابخوان گردید .

4-     زن در تاریخ : این کتاب که نسبت به واکاوی جنبش و حرکات زنان می پردازد جزو آثار مهجور استاد می باشد که با همت نشر رفعت تبریز بدون تاریخ و در 411 صفحه انتشار یافته بود . مولف در پایان می نویسد : « پایان جلد اول» اما علی الظاهر بعدها به ادامه تالیف جلد دوم اهتمام نمی ورزد . جالب است بدانیم که این کتاب با امضای مستعار ع . نوابخش انتشار یافته بود .

5-     زینب پاشا : این جزوه بر گرفته از کتاب زنان ایران در جنبش مشروطه می باشد که توسط نشر زینب تبریز در 21 صفحه بدون تاریخ نشر منتشر شده بود .

6-     تاریخچه روزنامه های تبریز به انضمام  دوره روزنامه ناله ملت: در این اثر نیز استاد ناهیدی با بازچاپ نمودن یکی از کمیاب ترین روزنامه های دوره مشروطیت یعنی ناله ملت حقی عظیم بر گردن تاریخ آذربایجان گذاشتند . علاوه بر بازچاپ دوره روزنامه یاد شده ، ایشان نظری نیز به مطبوعات آذربایجان داشتند که خود عالمانه می باشد . مجموعه یاد شده در تاریخ 1375 به توسط نشر تلاش تبریز در قطع رحلی انتشار یافت .

7-     جنبش آزادیستان / شیخ محمد خیابانی / : مهمترین و تخصصی ترین اثر آقای ناهیدی می باشد که در تابستان سال 1379 به همت نشر اختر تبریز در 320 صفحه منتشر و مورد استقبال قرار گرفت . به نظر راقم این سطور این اثر مهمترین کتاب و در واقع مانیفست نویسنده می تواند باشد . البته نباید پوشیده گذاشت که چندین سهو و خطای راه یافته به این کتاب ارزشمند را استاد خود اصلاح کرده و قرار است در چاپهای بعدی لحاظ گردند .

8-     سه مبارز مشروطه:  در این اثر نیز استاد ناهیدی به زندگی و مبارزات سه تن از بزرگان این آب و خاک پرداخته اند. 1- میرزا نورالله خان یکانی 2- زینب پاشا 3-امیر حشمت نیساری . این کتاب ابتدا به صورت مقالاتی در مطبوعات منعکس ؛ سپس با تکمیل آنها در یکجا به اهل کتاب ارائه شد . اثر یاد شده در نوروز 1385 و در 156 صفحه به توسط نشر اختر تبریز منتشر گردیده بود .

9-     تجار و دهقانان ایران در عصر مشروطه خواهی ( مجموعه مقالات ) : آخرین کتاب مطبوع مولف است که در سال 1389 و در 256 صفحه با مقدمه دکتر محمد حریری اکبری انتشار یافت . در این کتاب نویسنده پاره ای از مقالات و نقدهای خویش را در یکجا تدوین و به علاقمندان حوزه تاریخ ارائه نموده است . عناوین نوشته های ایشان در این کتاب به قرار ذیل می باشد : 1- جنبش دهقانان ایران در عصر مشروطه خواهی 2-نقش تجار و پیشه وران در جنبش مشروطه 3-حاجی رضا صراف تبریزی 4-ابوالحسن خان اقبال آذر آخرین حلقه زنجیر هنرمند درباری 5-میرزا آقا ناله ملت و میرزا آقا تبریزی 6-اسکندر نظامی و اسکندر مقدونی 7-شایعه ی خود کشی همرزم و همفکر شیخ محمد خیابانی ؛ میرزا تقی خان رفعت 8-شیخ محمد خیابانی و سید احمد کسروی 9-ایلات چلبیانلو و حاج علیلوی قره داغ روی در روی ستارخان در جنبش مشروطه 10-راز پناهنده شدن امیر ارشد به خانه ستارخان و ضرغام نظام به خانه باقرخان 11-یاد یار مهربان ( دکتر غلامحسین ساعدی ) 12-میرزا حسن رشدیه و ادبیات کودک ایران 13-تاریخ چیست و تاریخنگار کیست ؟ 14-زنان تبریز همراه ستارخان در سنگرهای مشروطه خواهی 15-سانسور جراید آزاد و شکنجه روزنامه نگاران تبریز در عصر قاجاری 16-بایرامعلی عباسزاده « حمال » میلت یولوندا حاضیر کفن کندلی شاعیر

آثار چاپ ناشده :

در کارنامه استاد ناهیدی آذر آثار چاپ ناشده چندی نیز مشاهده می گردد که امید است آنها نیز روزی مدون شوند. از آثار غیر مطبوع ایشان می توان به عناوین زیرین اشاره نمود :

1-     مجموعه دوره  روزنامه آذربایجان :  روزنامه آذربایجان که 23 شماره آن در سالهای پیروزی انقلاب مشروطه در تبریز منتشر شده بود یکی از مهمترین روزنامه های صدرمشروطیت بود که به دو زبان ترکی و فارسی به توسط علی قلی صفر اوف منتشر میگردید . آقای ناهیدی این مجموعه را با مقدمه ای مبسوط آماده نشر نموده اند . مسموع است که متاسفانه به این مجموعه دل انگیز اجازه نشر داده نشده است .

2-     مجموعه چند مقاله چاپ شده در مطبوعات

3-     مجموعه چند مقاله چاپ ناشده

4-     نگاهی به زندگی و اقدامات شیخ فضل ا.. نوری . این اثر نیز گویا در کشمکش های زمان متاسفانه از بین رفته ...

5-     چند مصاحبه منتشر شده در مطبوعات

ما آرزو داشتیم که استاد ناهیدی آذر همچنان به مطالعات عمیق خود ادامه داده و با رفع کاستی های اندک و موجود در کتابهای خود که هیچ از اهمیت آنها نخواهد کاست ، کماکان به آفرینش های خود ادامه می دادند چرا که تاریخ آذربایجان به وجود ایشان و امثال استاد ناهیدی آذر نیاز مبرم داشتند اما دریغا که اجل این آرزو را بر ما روا نداشت و استاد پس از تحمل درد و رنج در بامداد 21/11/92 داعی حق را لبیک گفت . روانش شاد و راهش پر رهرو باد .


منبع: وبلاگ شخصي رضا همراز



:: موضوعات مرتبط: معرفي، خبر
:: برچسب‌ها: تبريز, عبدالحسين ناهيدي آذر, تاريخ آذربايجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392

.:: ::.





همه افق در بوته نقد
همه افق در بوته نقد
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز در آستانه برگزاری چهارمین جشنواره کتاب سال تبریز، سلسله نشست های نقد و بررسی اثار سومین جشنواره کتاب سال را برگزار می نماید.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز این نشست قرار است در اولین روز برگزاری خود شاهد بررسی کتاب همه افق نوشته فریبا وفی نویسنده تبریزی باشد.

همه افق، امسال در سومین جشنواره کتاب سال تبریز به عنوان اثر برگزیده در بخش ادبیات شناخته شد. مجموعه داستان "همه افق" متشکل از هشت داستان کوتاه به نام‌های فال صنوبر، شب‌های شعر، آواره و آزاد، پیاده‌روی در روزهای آفتابی، بعد از پایان، نه شهر من نه شهر او، بازار طلا و همه افق است. 
نویسنده فضای حاکم بر جامعه‌ی ایرانی را، با پرداختن به شخصیت زنان و مشکلاتی که با آن سر و کار دارند، مورد هدف قرار داده. زنانی با مسائل بعضا مشترک که شاید اختلافشان تنها در نوع شغل و زندگی آن‌ها باشد. نویسنده با زبانی روان و  استفاده از جملات کوتاه توانسته این فضا را بباوراند و ارتباط راحت‌تری با مخاطب ایجاد کند.

این نشست قرار است روز یکشنبه 20 بهمن ماه ساعت 16 در محل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز برگزار شود.



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبريز, فريبا وفي, نشست كتاب, همه افق
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392

.:: ::.





رمان «مدرك» مجوز چاپ گرفت

 

رمان «مدرك» مجوز چاپ گرفت

مدرك

سه‌گانه‌ي دوقلوها، كتاب دوم

آگوتا كريستوف

ترجمه‌ي اصغر نوري

نشر مرواريد، به زودي.

Cover of: La preuve by Agota Kristof

لوكاس پشت گردن كلارا را مي‌بوسد:

ـ چي شده، كلارا؟ امروز چه‌تان است؟

ـ امروز، يك نامه دريافت كردم، يك نامه‌ي رسمي. آن‌جاست، روي ميزم، مي‌توانيد بخوانيدش. نامه‌ي اعاده‌ي حيثيت توماس است، نامه‌ي بي‌گناهي‌اش. هيچ‌وقت شك نداشتم كه او بي‌گناه است. آنها برام نوشته‌اند: «شوهرتان بي‌گناه بود، او را اشتباهي كشته‌ايم. ما آدم‌هاي زيادي را اشتباهي كشته‌ايم، اما حالا، همه‌چيز سروسامان گرفته است، ما پوزش مي‌خواهيم و قول مي‌دهيم كه ديگر چنين اشتباه‌هايي تكرار نشود.» آنها مي‌كشند و اعاده‌ي حيثيت مي‌كنند. آنها معذرت مي‌خواهند، ولي توماس مرده! مي‌توانند دوباره او را زنده كنند؟ مي‌توانند آن شبي را پاك كنند كه توش همه‌ي موهام سفيد شد، شبي كه توش ديوانه شدم؟

(جلد اول این سه گانه با عنوان «دفتر بزرگ» نیز با ترجمه ی «اصغر نوری» سال قبل توسط نشر مروارید روانه ی بازار کتاب شد.)



:: موضوعات مرتبط: كتاب، خبر
:: برچسب‌ها: اصغر نوری, دفتر بزرگ, مدرک, آگوتا کریستوف
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه دوازدهم اسفند 1391

.:: ::.





«شنل» روی صحنه‌ی «خانه‌ی تئاتر تبریز»

 

«شنل» روی صحنه‌ی «خانه‌ی تئاتر تبریز»

نمایش «شنل» به کارگردانی «حسین عبداللهی» در «خانه‌ی تئاتر تبریز» به روی صحنه می‌رود.

نمایش «شنل» نوشته‌ی «حسین عبداللهی» بر اساس داستان «نیکلای گوگول»، نویسنده‌ی روسی، از 12 اسفند ماه سال جاری در سالن اصلی «خانه‌ی تئاتر تبریز» اجرای عمومی می‌شود.

«حسین عبداللهی»، نویسنده، طراح و کارگردان این نمایش، در این خصوص اظهار کرد: نمایش «شنل» بر اساس داستان کوتاهی از «نیکلای گوگول» به صورت نمایشنامه، نگاشته شده که با موضوعی اجتماعی، مسائل روزمره هر جامعه‌ای را به نقد می‌کشد.

وی افزود: «شنل» داستان غمگین مردی است که با فقر زندگی می‌کند و در جامعه هیچ جایگاهی ندارد و در طی داستان اتفاقاتی برای وی پیش می‌آید که می‌تواند مشکلات و دغدغه هر برهه از زمان و مکان هر جامعه‌ای باشد.

به گفته‌ی کارگردان نمایش «شنل»، پس از تمرین 4 ماهه و پس از دست و پنجه نرم کردن با انواع مشکلات نمایش «شنل» با 17 صحنه و 15 بازیگر روی صحنه می‌رود که از جمله کارهای پرحجم و سنگین به شمار می‌رود.

سجاد راثی، رامین ریاضی، کامیار شکیبایی، رحیم عبا‌س‌زاده، رقیه ولی‌پور، داوود نورپور، پری‌ناز سهرابی، یوسف اکبرزاده، کریم اشتری، حسین خانی، لیلا شیری، مهدی بیابانی، سحر راه‌رو، آرزو سبزی و امین رنجی در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.

گفتنی است نمایش «شنل» به کارگردانی «حسین عبداللهی» از 12 الی 23 اسفند ماه از ساعت 18 در سالن اصلی «خانه‌ی تئاتر تبریز» واقع در «خیابان دانشسرا» به روی صحنه می‌رود و روز اول اجرای این نمایش به خبرنگاران، عکاسان و هنرمندان اختصاص دارد.



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: نمایش تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه دهم اسفند 1391

.:: ::.





فاطمه قنادی، اولین خواننده آیریلیق در خاک آرمید

 

فاطمه قنادی، اولین خواننده آیریلیق در خاک آرمید 

اولین خواننده آیریلیق، فاطمه قنادی، امروز در کنار همسرش آهنگساز آیریلیق استاد سلیمی در قطعه هنرمندان تبریز آرمید

Ayrılıq mahnısının ilk oxuyucusu, Fatimə Qənna...dı, bu gün Ayrılıq mahnısı bəstəkarı və həyat yoldaşı Ustad Əli Səlimin kənarında torpağa verildi. ışıq içində yatsın.

با توجه به اینکه خبر فوت این بانوی هنرمند آذربایجانی در رسانه ها و مطبوعات استانی و سراسری انعکاسی نداشته است لذا مراسم خاکسپاری مرحومه قنادی همسر مرحوم استاد سلیمی با حضور جمع اندکی از هنرمندان آذربایجان و فرزندان مرحومه برگزار گردید. بعد از اتمام مراسم خاکسپاری آقای اروج امیری با گفتن شعری به سخنرانی در مورد شخصیت مرحومه خانم قنادی و زندگی ایشان پرداخته و ترانه آیرلیق را نماد انسان دوستی و صلح خوانند که از لحاظ شعر و موسیقی بی نظیر می باشد این مراسم با اجرای موغام وترانه آیرلیق استاد اسماعیل کریم پورکه با همصدایی حضار همراه بود به پایان رسید.
مرحومه فاطمه قنادی به سال1920 میلادی در تفلیس متولد شد. پدرش آقا مهدی قنادی از اهالی شبستر بود که در تفلیس به کار حلواپزی مشغول بودو مادرش نیز از ارامنه تفلیس بود. بعد از عزیمت به ایران در تهران با استاد علی سلیمی در کلاس موسیقی آشنا و با هم ازدواج نمودند که حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای یاشارو سئویل می باشد.مرحومه قنادی عمری را در خدمت به موسیقی آذربایجانی گذرانید. برای اولین بار ترانه مشهور آیرلیق را که آهنگساز آن استاد سلیمی بود را اجرا نمودند.ایشان نوازنده ماندولین بودند و همچنین آشنایی کامل با هنر نمایش داشته اند و اولین کسی بودنند که نقش ماهی سیاه کوچولو در داستان صمد بهرنگی را با صدای خود اجرا نمودند.فاطمه قنادی دوشنبه شانزدهم بهمن ماه به علت کهولت سن در سن نود سه سالگی بعد از قریب به پانزده سال(آیرلیق) دوری از همسر در کنار مزار استاد آرام گرفت.روحش شاد
گزارش م.ع



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, فاطمه قنادی, استاد سلیمی, آیریلیق, موسیقی آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه بیستم بهمن 1391

.:: ::.





داستان پهلوانی‌های كوراوغلو ثبت ملی شد
 

 داستان پهلوانی‌های كوراوغلو ثبت ملی شد

داستان‌های کوراوغلو از قیام‌های روستایی قرن‌های دهم و یازدهم هجری در آذربایجان و نواحی مجاور آن مایه گرفته و همچنان توسط عاشیق‌ها و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها روایت می‌شود.


رییس شورای ثبت آثار تاریخی و فرهنگی آذربایجان شرقی از ثبت داستان حماسی و پهلوانی‌های كوراوغلو در فهرست میراث ناملموس آثار ملی کشور خبر داد.

تراب محمدی گفت: داستان‌های کوراوغلو از قیام‌های روستائی قرن‌های دهم و یازدهم هجری در آذربایجان و نواحی مجاور آن مایه گرفته و همچنان توسط عاشیق‌ها و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها روایت می‌شود.

وی در تشریح موقعیت و فضای داستان كوراوغلو اظهار داشت: در این داستان، روستائیان که کمرشان زیر بار ظلم خان‌ها و پادشاه‌ها خم شده، به شورش علیه خان‌های تحت رهبری كوراوغلو دست می‌زنند.

محمدی با بیان اینكه كوراوغلو برگرفته از حدیث عشق، حماسه و مبارزه است، خاطرنشان كرد: ماجرای كوراوغلو شیوه نثر داشته و با شعر و نوا و آمیختگی با نغمه‌ ساز عاشیق‌ها، سوز حماسه می‌گیرد و مضمونی از عشق و رزم را توامان تشریح می‌كند.

مدیركل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یادآور شد: بنابه یافته‌های محققان، داستان كوراوغلو مجموعاً 21 بخش (قول یا بوی) مجزا و در عین حال پیوسته است كه از كودكی كوراوغلو شروع و با همدلی‌اش با «عاشق جنون»، عاشیقی سیاح و دوره‌گرد ادامه می‌یابد.

محمدی افزود: داستان با نقل ماجراهایی از مبارزات كوراوغلو و قهرمانانش جهت گرفته و در نهایت با پیری كوراوغلو در هم می‌آمیزد و زیباترین نمونه‌های نثر، نظم و موسیقی فرهنگ شفاهی آذربایجان را به نمایش می‌گذارد.

وی با تاكید بر اینكه داستان حماسی کور اوغلو از دید ادبیات شفاهی دارای اهمیت زیادی است، تصریح كرد: این داستان همچنین شامل عناصری ازجمله موسیقی بومی ومحلی عاشیقی است که آن را در روایت همراهی كرده و بر غنا و اثرگذاری آن می‌افزایند.

محمدی، ادبیات شفاهی مردم آذربایجان را در نوع خود در جهان کم نظیر خواند و گفت: شالوده‌ی ادبیات آذربایجان بر فولکلور بنا شده است.

وی یادآور شد: در میان انواع مختلف ادبیات فولکلوریک، قصه‌ها و افسانه‌های آذربایجان و به طور کلی داستان‌های عامیانه‌اش به این دلیل که جزء کهن‌ترین و زیباترین این داستان‌ها و از دید مضمون جزء بهترین و پرمحتواترین داستان‌ها هستند، ارزش و جایگاه ویژه‌ای در جهان دارند.

محمدی خاطرنشان كرد: در داستان‌هایی نظیر كوراوغلو، تصاویر روشنی از جهان بینی، طرز تفکر و خصوصیات ملی و آداب و رسوم و معیشت مردم آذربایجان در اعصار مختلف تاریخ ارائه می‌شود.

داستان حماسی كوراوغلو، ستیز افسانه‌ای، فردی به نام «روشن» در مكانی به نام «چئنلی بئل» با فئودالیزم بی‌دادگر است كه اصالت اسبانش با نام «قیرات» و «دورات»، راز مهر و همراهی حیواناتی نجیب با انسان را یادآور می‌شود.

كوراوغلو فرزند پدری به نام «علی كیشی» است كه الیخچی (اسب بانی) خانی را بر عهده دارد كه توسط همان خان (حسن پاشا) كور شده و با كور شدنش، فرزندش روشن به كوراوغلو (پسر مرد كور) لقب یافته و حماسه و داستان نیز از همینجا شروع می‌شود.

منبع: ایلنا



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: کوراوغلو, قصه های آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه سیزدهم بهمن 1391

.:: ::.





پنج سال، چهل شماره! / تدبیرفردا
 

پنج سال، چهل شماره!

تدبیرفردا



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, تدبیرفردا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391

.:: ::.





بررسی «تراژدی اورمان» در فرهنگسرای سرو / «تراژدی اورمان»؛ تلفیقی از شعر و داستان
 

بررسی «تراژدی اورمان» در فرهنگسرای سرو

«تراژدی اورمان»؛ تلفیقی از شعر و داستان

 

منظومه «تراژدی اورمان» سروده صالح سجادی چهارشنبه (26 مهر) در فرهنگسرای سرو بررسی می‌شود.

سجادی درباره کتاب «تراژدی اورمان»  گفت: در حوزه شعر کلاسیک بیشترین بحثی که مطرح می‌‌شود در ارتباط با روایی و داستانی کردن شعر است، اما تاکنون کار ویژه‌ای در این زمینه صورت نگرفته است.

وی ادامه داد: به دلیل قابلیت‌های فرم غزل و محدودیت ابیات نمی‌توان خیلی در این قالب شعری، کاری داستانی انجام داد و برهمین اساس گاهی این کارها شعر و نه داستان و گاهی داستان و نه شعر هستند.

این شاعر از سرایش چنین منظومه‌ای به عنوان احیای منظومه‌سرایی در ادبیات فارسی یاد و تشریح کرد: در ادبیات فارسی منظومه‌ها جزو فاخرترین آثار ادبی ما بوده‌اند، اما تاحدودی به فراموشی سپرده شده‌اند. با سرایش این منظومه تاحدودی توانسته‌ام سرایش منظومه‌های فارسی را البته به شیوه معاصر و مدرن احیا کنم.

وی درباره داستان این منظومه توضیح داد: این منظومه در قالب غزل-مثنوی و در 6 بخش سروده شده و درباره انسانی است که در جوانی از شهر به جنگل پناه می‌برد و به نوعی از طبیعت محافظت می‌کند، اما در نهایت مشکلاتی برای او پیش می‌آید که سبب می‌شود با منِ فراموش شده‌اش درگیر شود. داستان تاحدودی از درون‌مایه فلسفی و روانشناختی برخوردار است.

سجادی در پایان از برپایی نخستین جلسه نقد و بررسی این اثر در تبریز خبر داد و گفت: نخستین جلسه نقد و بررسی این اثر دوشنبه (24 مهر) در تبریز برگزار شد و دومین جلسه نقد و بررسی آن چهارشنبه (26 مهر) از ساعت 17 در فرهنگسرای سرو برپا می‌شود. این جلسه با حضور کورس احمدی، امیر مرزبان، علیرضا راهب، علیرضا آدینه، سیداحمد حسینی و جمعی دیگر از شاعران برگزار خواهد شد.

صالح سجادی متولد سال 1355 در تبریز و فارغ‌التحصیل رشته مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. علاوه بر شعر در حوزه کاریکاتور نیز فعالیت کرده است.

پیش‌تر مجموعه غزل ترکی با عنوان «از قافیه تا قاف» با گردآوری او از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. «تشنج کلمات» عنوان نخستین مجموعه شعر منتشر شده او از سوی نشر شانی ا‌ست. همچنین مجموعه سه جلدی «سیر غزل ترکی» دیگر اثر منتشر شده سجادی‌ است.

منظومه «تراژدی اورمان» اواخر سال گذشته در 90 صفحه از سوی نشر افراز منتشر و راهی بازار کتاب شد.

فرهنگسرای سرو در خیابان ولیعصر (عج)، ضلع شمالی بوستان ساعی، کوی ساعی واقع شده است.

 منبع: ایبنا 



:: موضوعات مرتبط: كتاب، خبر
:: برچسب‌ها: تراژدی اورمان, صالح سجادی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391

.:: ::.





فراخوان
 

فراخوان

شماره­ی آینده یعنی شماره­ی چهلم آغاز ششمین سال انتشار ماهنامه­ی «تدبیرفردا» ست.

شش سال قبل اولین شماره­ی ماهنامه­ی «تدبیرفردا» منتشر شد. و اکنون در شماره­ی چهلم و سال ششم آن قصد داریم بخشی از صفحاتش را به خودش اختصاص دهیم.

از همه ی عزیزانی که مخاطب­مان بودند و همه­ی صاحب­نظران درخواست داریم تا هر مطلب و نظری که در مورد ماهنامه­ی «تدبیرفردا» دارند برای ما بفرستند.

دوست داریم در این مطالب به لحنی صریح از ما انتقاد کنید، ضعف­هایمان را بنویسید و پیشنهادات­تان را بیان کنید و خواهش می­کنیم بر سبیل تعریف و تمجید گام نگذارید.

ایمیل ماهنامه: tad1_farda@yahoo.com

با تشکر

تحریریه­ی ماهنامه­ی «تدبیرفردا» 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, تدبیرفردا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391

.:: ::.





سی و نهمین شماره ماهنامه تدبیرفردا منتشر شد
 

سی و نهمین شماره ماهنامه تدبیرفردا منتشر شد



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, تدبیرفردا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه بیست و سوم مهر 1391

.:: ::.





دهمین نمایشگاه کتاب تبریز از ۸ مهر آغاز می شود
 

 دهمین نمایشگاه کتاب تبریز از ۸ مهر آغاز می شود


دهمین نمایشگاه کتاب تبریز با حضور هزار ناشر و نمایندگی، با عرضه ی ۱۱۰ هزار عنوان کتاب از ۸ مهر آغاز و تا پایان روز ۱۴ مهر ادامه خواهد داشت.

در بخش بین المللی این نمایشگاه نیز ۲۰ نمایندگی و شرکت بین المللی از ۱۰ کشور انگلیس، آلمان، روسیه، فرانسه، ترکیه، هلند، هند، عربستان، لبنان و مصر شرکت خواهند داشت.

از مجموع ۱۱۰ هزار عنوان کتاب ارائه شده در این نمایشگاه، ۷۰ هزار عنوان فارسی و ۴۰ هزار عنوان کتاب در بخش بین المللی عرضه خواهد شد.

در بخش استانی ۶۰ ناشر با ۲۰ نمایندگی در مجموع ۶ هزار ۵۰۰ عنوان کتاب ارائه خواهند کرد.

این دوره از نمایشگاه از ساعت ۱۳ بعد ازظهر شروع و تا ساعت ۲۰ شب ادامه خواهد داشت و بسته به استقبال مراجعین تا ساعت ۲۱ و ۲۲ شب قابل تمدید است.



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, نمایشگاه کتاب
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه دوم مهر 1391

.:: ::.





چهارمین نمایشگاه آثار هنری و صنایع دستی ویژه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان
 

چهارمین نمایشگاه آثار هنری و صنایع دستی

ویژه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه دهم شهریور 1391

.:: ::.





گزارش تصویری - تشریحی/ سکوت متولیان فرهنگ زنجان در خصوص تخریب خانه "منزوی"
 

گزارش تصویری - تشریحی/
سکوت متولیان فرهنگ زنجان در خصوص تخریب خانه "منزوی"

 

خانه پدر غزل معاصر ایران طی روزهای اخیر در حالی تخریب شد که متولیان فرهنگ استان هنوز نتوانسته اند حسین منزوی را به خوبی برای حتی مردم استان زنجان بشناسانند و در مقابل ویران شدن خانه منزوی سکوت کرده اند.

خانه پدری مرحوم حسین منزوی که محل ولادت این شاعر بزرگ ایران است و از وی به عنوان پدر غزل ایران یاد می شود در حالی تخریب شد که طی سال گذشته این واحد مسکونی به دلیل عدم سکونت، برای اهالی محله کوچه "حق وردی" زنجان سبب بروز مشکل شده بود.
 

بنا به گفته غزل منزوی، تنها فرزند و دختر مرحوم حسین منزوی با توجه به اینکه خانه مورد نظر به عنوان ارث پدری مرحوم منزوی بوده به همین جهت این منزل مسکونی بین حسین منزوی و پدرش به عنوان ارثیه مطرح بوده است.

دختر مرحوم منزوی با انتقاد از عدم توجه به شخصیت و مقام شاعری حسین منزوی افزود: عموی بنده با توجه به اینکه به عنوان وارث آثار پدرم شناخته شده است به دلیل وضعیت نامناسب منزل مسکونی پدرم مجبور به فروش این خانه شد.
 

در این خصوص استاندار زنجان که از این امر بی اطلاع بود با ابراز تاسف در این خصوص قول پیگیری را به خبرنگار مهر داد.

باید واقعیت را قبول کنیم که خود مردم زنجان مقصر عدم توسعه در  بسیاری از بخش ها هستند مردمانی که به مفاخر خود اهمیت و ارزش نمی  دهند در حالی که خود را مرعوب فرهنگ ها و چهره های وارداتی و غریبه می بینند که مفاخر و بزرگان خودشان در انزوای ساخته شده توسط همشهریانشان غوطه ورند.
 

نباید واقعیت ها را انکار کنیم و به دنبای راه فرار باشیم راه فراری که سرانجامی جز انزوای فرهنگ بومی ندارد.
آیا مسئولین فرهنگی نمی توانستند به جای هزینه در همایش های بی نتیجه و در عین حال پرهزینه حداقل سعی در حفظ خانه حسین منزوی و تبدیل آن به خانه فرهنگ و ادبیات استان زنجان می کردند.
 
بی شک عدم شناخت کامل مسئولان استان از حسین منزوی به عدم معرفی این چهره بزرگ و ارزشمند فرهنگ و ادب ایران توسط مسئولان فرهنگی بر می گردد.
 
 
کم نیستند بزرگانی که تنها به خاطر عدم معرفی توسط متولیان فرهنگی استان ناشناخاته مانده اند در حالی که در بسیاری از نقاط ایران، شاعران و بزرگان به عنوان یک اصل مهم در معرفی استان و قایلیت های فرهنگی آن استانها برمی گردد.
 
 مجسمه نیم تنه حسین منزوی که شورای شهر دور دوم مانع نصب آن در زنجان شد
 
در مقطعی که شورای دور دوم مانع از نصب تندیس نیم تنه حسین منزوی در میدان مشاهیر شد تلاش بسیاری از فرهنگ دوستان زنجانی برای معرفی منزوی عقیم ماند و کسانی که خود را نماینده مردم معرفی می کردند مانع از نصب این تندیس شدند.

عدم شناخته شدن منزوی عامل های متعددی دارد که مهمترین آن ضعف مدیریت فرهنگی استان و عدم حساسیت خانواده منزوی در این خصوص است.

حال منزوی مرده و خانه اش را هم ویران کردند تا در محل خانه ورثه ای وی مجتمع مسکونی درست شود ولی کاش متولیان فرهنگی جوابی برای این امر داشتند و فرایندی را برای معرفی این چهره ادبی استان ترتیب می دادند تا جبران گذشته را می کردند.
دوران جوانی حسین منزوی
 
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان در حالی در گفتگویی عنوان داشته است که خانه منزوی شرایط و ویژگی‌های میراثی شدن را نداشت که شاید مدیرکل ارشاد استان زنجان که میراث دار وضعیت نابه سامان به یادگار مانده از مدیریت غیربومی بر ارشاد زنجان است به دنبال توجیه می گردد.

علی سهندی ادامه می دهد: خانه شاعر معاصر استان زنجان شرایط و ویژگی‌های میراثی شدن را نداشته و جزو میراث فرهنگی استان زنجان محسوب نمی‌شود.
 

 
بی شک خانه حسین منزوی می توانست به مکانی مناسب برای خانه "شعر و ادبیات" استان زنجان تبدیل شود و نقطه اجتماع شاعران و ادب دوستان زنجان و کشور شود.
 
شورای شهر و شهرداری هرچند معاونتی به نام معاونت فرهنگی برای سازمان خود ایجاد کردند ولی متاسفانه تنها چیزی که در این معاونت زیاد به آن پرداخته نمی شود فرهنگ استان است و تنها عنوان فرهنگ را برای خود به یدک می کشند.
 
حسین منزوی در اول مهر 1325 در زنجان در خانواده‌ای فرهنگی متولد شد. او از سنین جوانی سرودن شعر را آغاز کرد و در سال 1346 به عنوان شاعری مطرح و تاثیرگذار در جامعه مطرح شد و غزل‌های او مورد توجه غزل سرایان قرار گرفت.

او در سال 1346 وارد دانشگاه شد و در دانشکده ادبیات تهران ثبت نام کرد اما دیری نمی گذرد که در می یابد، این رشته نمی تواند انتظارات او را بر آورده کند، به همین دلیل در سال 1350 درس را نیمه کاره رها می کند.او در همان سال مجموعه شعر "حنجره زخمی تغزل"‌‏ را منتشر می کند. این کتاب در بخش "شعر جهان‌‏" جایزه "فروغ فرخزاد" را که در آن دوران جزء معتبرترین جوایز ادبی ایران به شمار می رفت، دریافت می کند‌‏.
 
 
پس از انتشار این کتاب، "منزوی" تصمیم به ادامه تحصیل در رشته علوم اجتماعی می گیرد اما این رشته را نیز نیمه کاره رها می کند و در صدا و سیما مشغول به کار می شود و در این دوران برنامه "یک شعر یک شاعر" را تهیه و کارگردانی می کند.
 
منزوی پس از مدتی به زنجان (محل تولدش)‌‏ باز می گردد و تا پایان عمر در آنجا اقامت می کند. در دوران اقامتش، در زنجان بیکار نمی نشیند و به ساختن ترانه و تصنیف می پردازد. او تا پایان عمر همچنان به کار خود ادامه داد.
 
"منزوی" پیشنهادهایی به غزل امروز داد. او همانند "نیما" که تحولی شگرف در شعر به وجود آورد، تحولی در غزل معاصر به وجود آورد.
 
او در دوره ای غزل سرود که همه منتقدان فکر می کردند عمر شعر کلاسیک و غزل به پایان رسیده است اما "منزوی" ثابت کرد که غزل از پتانسیل بالایی برخوردار است و نمی توان آن را نادیده گرفت.
 

اواخر دوران جوانی حسین منزوی 
 
"منزوی" در شعر سپید نیز دستی داشت، شعرهای سپید او گاهی حتی با شعر بزرگترین شاعران سپید سرا پهلو می زند. 
 
اواخر عمر استاد حسین منزوی
 
سرانجام حسین"منزوی" که مدتها ازبیماری قلبی رنج می برد، در 16 اردیبهشت ماه 1383 در کمال ناباوری زندگی را با همه عشقی که به آن داشت وداع گفت.
 
منزوی آنگونه که در شعرش می گوید "با شما طی کرده ام راه درازی را/ خسته هستم خسته، آیا می‌شناسیدم؟"، حسین منزوی خسته بود، خسته از زخم زبانها، خسته از بی تفاوتیها و بی توجهی ها. و امروز در هشتمین سالمرگش خانه اش را تخریب کردند.
..............................
گزارش: رحیم مقدمی
عکس: فرید احدیان
 



:: موضوعات مرتبط: گزارش، خبر، عكس
:: برچسب‌ها: حسین منزوی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه یکم شهریور 1391

.:: ::.





امروز شنبه نقد می شود




جلسۀ نقد کتاب «امروز شنبه» نوشتۀ یوسف انصاری

زمان: یکم شهریورماه 1391 - ساعت 16-19

مکان: تبریز- میدان قونقا- چهار راه نادر- 100متر به طرف کوچه باغ- سازمان ملی جوانان- سالن کنفرانس 



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391

.:: ::.





دعوت فعالان فرهنگی-اجتماعی، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به یاری و مشارکت عمومی برای بازسازی مناطق زلز

 

دعوت فعالان فرهنگی-اجتماعی، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران

به یاری و مشارکت عمومی برای بازسازی مناطق زلزله‌زده

 

سازمان‌های مردم‌نهاد، فعالان فرهنگی-اجتماعی، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران پیام همدردی و تسلیت به بازماندگان زلزله‌زده و هم‌میهنان در «آذربایجان شرقی» فرستادند و دعوت به یاری و مشارکت عمومی برای بازسازی مناطق زلزله‌زده کردند.

 10 روز از زمین‌لرزه در شمال غربی میهنمان گذشته است. اغلب روزهای نخست پس از زلزله کمک‌های مردمی به مناطق آسیب‌دیده سرازیر می‌شود و موج رسانه‌ای خوبی نیز به پوشش اخبار زلزله اختصاص می‌یابد؛ اما پس از نجات جان آسیب‌دیدگان و اسکان موقت آن‌ها که مرحله دوم نیازها، یعنی نیاز به بازسازی روانی و بازسازی زندگی عادی آغاز می‌شود، تنها با گذشت یک هفته کم‌کم موج رسانه‌ای فروکش و مردم نیز بحران و ضرورت یاری‌رسانی به آسیب‌دیدگان را پایان‌یافته تلقی می‌کنند.

جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد، فعالان فرهنگی-اجتماعی و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ضمن جلب توجه به این مورد، در پیامی به بازماندگان زلزله و هم‌میهنانمان در شمال غربی کشور تسلیت گفته‌ و ابراز همدردی کرده‌اند. نویسندگان این پیام از دیگر هم‌میهنان دعوت کرده‌اند که یاری‌رسانی و مشارکت عمومی جهت بازسازی مناطق زلزله‌زده را متوقف نکنند.

متن پیام و فهرست امضاکنندگان آن به شرح زیر است:

با شنیدن خبر زلزله در استان‌های آذری کشورمان درد و تاثری عمیق بر جان و دلمان نشست. آمرزش برای رفتگان آرزومندیم و ضمن هم‌دردی با خانواده‌های بازماندگان و مردم خوب آذربایجان، مراتب تسلیت خود را به همه مردم ایران ابراز می‌داریم. سازمان‌های غیردولتی، خبرنگاران و فعالان فرهنگی اجتماعی امضاءکننده، بر خود لازم می‌دانند که نکاتی را درباره این زلزله یادآور شوند.

سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد مانند همیشه می‌توانند نقش مهمی را ایفاء نمایند. انعطاف‌پذیری و توانایی ارتباط دو ویژگی اصلی این سازمان‌هاست که به آن‌ها امکان می‌دهد که در این شرایط بحرانی بتوانند راحت‌تر در اقدام‌های مربوط به یاری‌رسانی حضور یابند. امیدواریم که همه سازمان‌های غیردولتی متوجه مسوولیت خود باشند و بتوانند نهایت تلاش خود را برای کمک‌رسانی انجام دهند.

خبرنگاران و رسانه‌های مستقل و به واقع مردمی در پوشش خبری موارد مربوط به قسمت‌های زلزله‌زده، تاثیر مهمی داشته و هم‌چنین نقش فعالان فرهنگی اجتماعی در افزایش مشارکت‌های مردمی و امدادرسانی و بازسازی مناطق مهم است.

کمک‌رسانی در لحظه‌های اولیه زلزله بسیار اهمیت دارد و آنچه بسیار مهم‌تر است، دوران پس از ‌زلزله و بازسازی منطقه‌ها و توانبخشی بازماندگان از زلزله است. امیدواریم که ارگان‌های دولتی و انجمن‌های غیردولتی مرتبط با این موضوع به اهمیت این موضوع پی برده و بتوانند با سرمایه‌گذاری و تخصیص منابع کافی کمک کنند تا به سرعت بازماندگان بتوانند به زندگی عادی خود بازگردند و نیز فرآیند بازسازی منطقه‌های آسیب‌دیده به بهترین شکل خود به پایان برسد.

هم‌چنین لازم است که از زلزله رودبار، بم و اینک آذربایجان شرقی درس گرفته شود و موضوع زلزله را موضوع کم‌اهمیتی تلقی نکنیم. آمادگی لازم برای کمک‌رسانی در این زلزله‌ها، مقاوم‌سازی ساختمان‌ها و آموزش مردم برای رفتارهای درست در هنگام بروز چنین بحران‌هایی، بخشی از وظایفی است که در همه سطح‌های دولت تا انجمن‌های محلی باید پی‌گیری شود.

فراموش نکنیم که این زلزله پس از ظهر اتفاق افتاد؛ یعنی در زمانی که مردم بیدار بودند،  اگر این زلزله در نیمه‌شب رخ می‌داد، شاید هزاران نفر کشته می‌شدند، چنانکه زلزله بم نیز با شدت شش و نیم ریشتر بود و هزاران کشته بر جای گذاشت در این صورت این هشداری جدی برای همه ماست که با یک رویکرد جامع و همه‌جانبه، میزان آمادگی خود را بیشتر و بیشتر کنیم. هر گروه از مردم گرفته تا دولت، وظایفی دارند که اهمال‌کاری در آن ممکن است باعث خسارت‌های جبران‌ناپذیری باشد.

هم‌دلی و کنار هم بودن، یاری‌رسانی و یاری همدیگر، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ ایرانی است. این روحیه را در این دوره تقویت کنیم و به یاری هم‌میهنان خود بشتابیم.

به هم اعتماد کنیم و این اعتماد را گسترش دهیم.

امضاءکنندگان

سازمان‌های مردم نهاد: انجمن دوستداران و حافظان خشت خام، انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز، انجمن تاریانا خوزستان، انجمن بوم آب و آفتاب، بنیاد فردوسی، انجمن پاسداشت مفاخر ایران، انجمن راهنمایان تور، انجمن مهرپادین مهریز، انجمن فکر برتر، انجمن دکتر چمران، انجمن کهن‌دژ همدان، انجمن میراث هزار کرمان، شبکه انجمن‌های دوستدار میراث فرهنگی استان یزد، خانه ایران‌شناسی عصر باستان فارس، بنیاد میبدی، کمیته پیگیری خانه‌های قدیمی تهران، انجمن دوستداران میراث فرهنگی میبد، انجمن مهرگان فارس، انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان، انجمن اعضای هیات علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور

فعالان فرهنگی-اجتماعی، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران: سعید نشاط، علیرضاصادقی، علیرضا افشاری، احسان عزت‌پور، محمد خیام، فرهاد رهبری، مجتبی گهستونی، آزاده ساسانی، یاسر موحدفر، میثم موحدفر، بابک مغازه‌ای، کاوش ساعی، مسعود بُربُر، سجاد اصغری، نیلوفر پرزیوند، سیاوش آریا، حسین زندی، بهنام صابرنعمتی، مهدی خرمدل، حمیدرضا خدابخشی، حمیدرضا طهماسبی‌پور، مصطفی مسجدی آرانی، زهرا اژئر، محمد درویش، کیوان وارثی، میترا فردوسی، مسعود لقمان

 

منبع: قانون



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391

.:: ::.





مستند زلزله آذربایجان
 

مستند زلزله آذربایجان

قسمت هایی از مستند زلزله آذربایجان/ کاری از میلاد رنجبر دل آسایی. اسم این مستند فعلا انتخاب نشده و تصویر برداریش ادامه دارد...

از این لینک دانلود کنید:
http://uplod.ir/gzt1rb7l9icp/New_-_anoonss.mp4.htm



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه سی ام مرداد 1391

.:: ::.





در برخورد آمبولانس اورژانس اجتماعی با یک دستگاه پژو / جاده مرگ 7 کشته و 6 مصدوم بر جای گذاشت


در برخورد آمبولانس اورژانس اجتماعی با یک دستگاه پژو

جاده مرگ 7 کشته و 6 مصدوم بر جای گذاشت


مقارن ساعت دوی ظهر برخورد یک دستگاه آمبولانس «اورژانس اجتماعی» با پژو در محور «خواجه» به سمت «اهر»، هفت کشته و شش زخمی بر جای گذاشت.

متاسفانه به علت شدت برخورد، پنج تن در دم جان باخته و هشت تن دیگر نیز به بیمارستان «امام رضا تبریز» منتقل شدند. دو تن از مصدومین نیز به علت شدت جراحات وارده، در بیمارستان جان خود را از دست دادند.

به گفته­ی شاهدان عینی، علت تصادف سبقت غیرمجاز یک دستگاه پراید از آمبولانس «اورژانس اجتماعی» بود. به دنبال این سبقت غیرمجاز راننده آمبولانس نیز به علت عدم کنترل خودرو، با پژو برخورد می­کند.

متاسفانه در این سانحه دکتر «امیرمحمد رحمان­پور کوچه»؛ دکترای روانپزشکی از دانشگاه «ازمیر» و مولف چند کتاب و فعال شناخته شده­ی تبریزی، که روزهای اخیر برای کمک به زلزله­زدگان در مناطق زلزله­زده­ی «قاراداغ» حضور داشت، جان خود را از دست داد.

وی جهت مرحم گذاشتن بر زخم کودکان آذربایجانی عازم این سفر بود و تا آن جا که توانست به وظیفه خود عمل کرد.عکس پیوست این خبر مربوط به آخرین ساعات زندگی وی در روستای «عباس­آباد خواجه» می باشد.

روحش شاد و قرین رحمت باد.



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه سی ام مرداد 1391

.:: ::.





این نوزاد دقایقی بعد از زلزله به دنیا آمد

 

این نوزاد دقایقی بعد از زلزله به دنیا آمد


مديرروابط عمومي سازمان امداد ونجات جمعيت هلال احمر حال عمومي مادر و نوزادي را كه پس از زمين لرزه ورزقان در بيمارستان صحرايي به دنيا آمد را مساعد اعلام كرد.

حسين درخشان با اعلام اين خبر كه حال مادر 25 ساله و نوزاد پسرش مساعد است، گفت: ساعاتي پس از وقوع زمين لرزه، زني 25 ساله به نام «مریم شاسی» با حضور در درمانگاه موقت هلال احمر استان آذربایجان شرقی که در ساعات اولیه پس از زلزله برپا شده بود، از درد زايمان خود خبر داد.
وي با بيان اينكه اين مادر 25 ساله، به كمك امدادگران و تيم پزشكي مستقر در محل كه شامل پزشک و پرستار و ماما بود، فرزند دوم خود را به دنيا آورد، گفت: حال عمومي اين مادر و پسر مساعد گزارش شده است.





:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذبایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391

.:: ::.





سی و هشتمین شماره (مرداد) ماهنامه تدبیر فردا منتشر شد
 

سی و هشتمین (مرداد) شماره ی ماهنامه تدبیر فردا منتشر شد

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تدبیر فردا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391

.:: ::.





در پناه چادرها / بیایید، این جا نیازمند همه­ی ماست

 

توضیح سطر اول:

سه­شنبه به همراه عده­ای از دوستان عازم مناطق زلزله­زده شدم. تجربه­ی تلخ و جانکاهیست نظاره­گر آوارگی مردمی بودن که بی­حامی و بی­یاور گرفتار قهر طبیعت شده­اند.

مردم من؛ مردم آذربایجان، مردمی بی­نظریند. چه آن مردمی که به مصیبتی گرفتارند و چه آنان که در کنار مصیب­دیدگان می­ایستند و می­مانند.

گزارش این دیدار را در وبلاگم می­گذارم، گزارشی برای مردمم!

 

در پناه چادرها

بیایید، این جا نیازمند همه­ی ماست

 

تبریز، ساعت دوازده ظهر

راه افتادیم. اکیپ خبری ماهنامه آماده شده بود برای رفتن به مناطق زلزله­زده. کمک­های جمع­آوری شده بعداز ظهر راه می­افتاد. ما پیشترک حرکت کردیم تا وقت کافی برای عکاسی و تهیه گزارش داشته باشیم و همچنین پیگیر اوضاع باشیم و ببینیم کجا نیاز بیش­تری دارد و کجا ندارد. توی «تبریز» آب معدنی و کنسرو نایاب شده. مردم شروع کرده­اند به جمع­آوری وسایل.

این جا چندان اعتمادی به نهادهای امدادرسان نیست. آن­هایی که رفته­اند خبر آورده­اند که امدادرسانی وضعیت خوبی ندارد. پس مردم خودشان دست به کار شده­اند. هر چی دستشان آمده برداشته و عازم شده­اند برای کمک. از دیروز به هر کسی گفتیم کمک جمع­آوری می­کنیم برای زلزله­زدگان اول پرسیده: «خودتان می­برید یا می­دهید دست دولت؟» و ما اطمینان داده­ایم که خودمان خواهیم برد تا راضی شده برای کمک کردن. آن هم چه دست و دلبازانه و راحت.

آن­هایی که دیروز رفته­اند آمار وسایل مورد نیاز زلزله­زده­ها را آورده­اند و این آمار همین طور دهان به دهان گشته و امروز شده وسایلی که دیروز نبود و جمع شده پشت وانت­ها و کامیونت­ها و ماشین­ها تا راهی «اهر»، «هریس» و «ورزقان» شود. امروز هم آمار کمبودها برای فردا جمع خواهد شد. «تبریز» تب و تاب عجیبی را پشت سر می­گذارد و عجیب نیست چنین تب و تابی برای شهری که «مادر شهرهای آذربایجان» است و داغ عزیزانش را بر دل دارد.

 

یک ساعت بعد جاده­ی «تبریز-اهر»، «تبریز-ورزقان»

جاده­ی «اهر-تبریز» و «ورزقان-تبریز» جاده­ی باریکی­ست. سال­هاست این گونه است و طبق آمار این جاده خطرناک­ترین جاده­ی استان است و هر روز تلفات بسیاری می­گیرد. ولی امروز این جاده معنای دیگری غیر از مرگ دارد. جاده پر است از ماشین؛ وانت و کامیون و سواری­هایی که پر شده­اند از کمک­های مردمی. از همه جای آذربایجان. پلاک­ها را نگاه می­کنم، همه هستند. یعنی همه­ی «آذربایجان» خودش راه افتاده برای کمک.

آرام جلو می­رویم. خبر رسیده بود که دیروز «ارتش» نگذاشته ماشین­ها از «سه­راهی اهر» عبور کنند. البته ما اکیپ خبری بود و راهمان باز، ولی بقیه مردم چی؟ هنوز تصمیم نگرفته­ بودیم سمت «اهر» برویم یا «ورزقان» ولی کمی جلوتر، جایی که راه «اهر» و «ورزقان» از هم جدا می­شوند، پیچیدیم سمت «ورزقان» و روستاهایی که مال «هریس» و «ورزقان»ند و بیش­ترین خسارت­ها را از این حادثه دیده­اند.

 

خبرها گویا نبودند

همه چیز در وهمی از شایعه پنهان است. هیچ خبر درستی از اوضاع نداریم. «رسانه­ی ملی» و مسئولین هیچ چیز به دردبخوری نگفته­اند. به تجربه دست­مان آمده که وقتی چنین ابهام رسانه­ای از طرف «دولت» و «صدا و سیما» اعمال می­شود، حتماً اوضاع وخیم است و رشته­ی کار از دست حضرات درآمده و به اصطلاح «لاپوشانی» می­کنند. دل نگران بودیم و هنوز هستیم ولی ته دل­مان امیدوار که شاید کارها روبه­راه است و امدادرسان­ها علی­رغم خبرهای مردمی وظایف­شان را درست انجام داده­اند و «ستاد مدیریت بحران» واقعاً مدیریت بحران کرده نه ...

 

«چای کندی»

از جاده فرعی که می­رفت سمت «سرند» گذشتیم. هدف­مان در نهایت رسیدن به «ورزقان» بود پس از جاده­ی «ورزقان» خارج نشدیم. توی منطقه­ی «سرند» روستاهای زیادی ویران شده و تقریباً دیگر وجود ندارند. «باجاباش»، «هفتدران»، «گیویج» و ... از این قسم روستاهاست. کمی جلوتر رسیدیم به روستای «چای کندی». روستا سمت چپ مسیر حرکت ما قرار داشت ولی کمپ را این طرف جاده و روی گورستان ده بر پا کرده بودند. گروهی از امدادرسان­های مردمی هم با وانت­ها و ماشین­هایشان پشت سر ما وارد کمپ روستای «چای کندی» شدند.

بچه­ها شروع کردن به عکاسی و فیلمبرداری و من هم گشتی میان چادرها زدم. باید کمی می­گشتم تا هم محیط را بشناسم و بدانم از چه چیزی خواهم پرسید و هم باید کاری می­کردم تا حضور خودم و دوستان در میان این مردم مصیبت­زده عادی جلوه کند و راغب شوند به گفت­وگو.

چادرهای سفید منقوش به آرم «هلال احمر» را صبح فردای زلزله آورده­اند و توی گورستان ده برپا کرده­اند. آن قدری نیست که بشود گفت به همه رسیده چون در برخی چادرها دو، سه خانواده با هم ساکن شده­اند ولی بالاخره فعلاً سرپناهیست فارغ از آوار و رهایشان می­کند از آوارگی.

این روستا درست کنار جاده است و طبیعی­ست که دسترسی به آن راحت­تر است و امدادرسانی هم زحمت زیادی ندارد. از کل جمعیت روستا تنها دو نفر مجروح شده­اند. مدرسه و مسجد و درمانگاه این طرف هستند و کل جمعیت ده منتقل شده­اند این جا.

از روستا دیگر چیزی نمانده جز خاطره­ای که بعدها گفته خواهد از خانه­ی فلانی و فلان کوچه -به قول ما «تنگه»- و فلان اتفاق. کمک­های مردمی را می­برند سمت مدرسه تا شورای ده میان مردم پخش کند. کسی از روستاییان می­گوید: «این طور نمی­شود که. شورا همه­ی وسایل را جمع می­کند و بعد بین فک و فامیل خودش توزیع می­کند.»

گشتی می­زنم و یکی از افرادی را که زیاد این­ور و آن­ور می­رود و ماشین­های کمک­رسان را هدایت می­کند به حرف می­گیرم. زودی صدایش همه را جمع می­کند دور و برمان: «ما که از دولت فقط همین چادرها را دیده­ایم. باز هم مردم. هیچ چیز نداریم. فقط یک چادر که آن هم به همه نرسیده. کل وسایل­مان مانده زیر آوار. ...»

تعجب می­کنم. چهار روز از زلزله می­گذرد. و این روستا درست کنار جاده است. این منطقه، روستاهایی دارد که حتا جاده­ی آسفالته هم ندارند و خیلی از جاده­ی اصلی دورند. چه بر سر این روستاها خواهد آمد؟

 

«میرزعلی کندی»

از «چای کندی» جدا شدیم و در به سمت «ورزقان» جلوتر رفتیم. کمی آن طرف­تر دورنمای ویران دهی پیدا بود. «میرزعلی کندی» یکی از روستاهایی­ست که از روز اول اسمش را زیاد شنیده­ایم.

شش نفر از اهالی آن زیر آوار مانده­اند و همه­شان هم زن و کودکند. این جا هم چادرها توی گورستان ده برپا شده. این جا بهت زلزله سنگین­تر است. یکی از کشته­ها را تازه دفن کرده­اند و برسر قبرش مویه­های فراق و جدایی روان است. هنوز زمین می­لرزد و آوار باز آوار می­شود.

می­روم توی ده. عده­ای دارند راه باز می­کنند سمت طویله­ای. می­روم روی تل خاک­ها. دو گاو توی طویله گیر کرده­اند، صحیح و سالم و راهی برای خروج ندارند. نگاه می­کنم به پشته­ی خاک و سنگی که سر راهشان هست و فکر می­کنم شاید نتوانند این گاوها را از پس­لرزها نجات دهند.

این جا هم وضع به همان منوال قبلی­ست. چادرها برقرار است ولی انگار برای امدادرسانی بعدی برنامه­ای در دست نیست. کنجکاو شده­ام تا در «ورزقان» بفهمم وقتی «هلال احمر» توانسته چادرها را پخش کند، دیگر نهادهای امدادرسان نتوانسته­اند ملزومات زندگی مردم را تامین کنند؟

در یک ساعتی که گشتیم توی «میرزعلی کندی» و شاهد تلاش مردم برای نجات وسایل­شان از زیر آواری بودیم که هر لحظه ممکن بود در اثر پس­لرزه­ای فرو بریزد و صفیر مرگشان شود، به خبرهایی که در رسانه­ها و روزنامه­های دولتی و شبه دولتی در مورد امدادرسانی می­دادند، فکر کردم و دیدم هیچ کدام با آن چیزی که من می­بینم و شاهدش هستم، همخوانی ندارد.

یکی از اهالی ما را برد به خانه­ای. گفت: «دو نفر از کشته­شده­ها این جا بودند. توی زلزله­ی اول –مرکزش اهر بود- خانه­شان ویران شد، ولی نمرده بودند. صدایشان را می­شنیدیم. رفتیم کمک ولی زلزله­ی دوم آمد و بقیه­ی خانه آوار شد روی سرشان.»

 

«چراغلی»

نشانی «چراغلی» را اهالی روستای «میرزعلی کندی» دادند. از یک جاده­ی فرعی راهی شدیم. کمی جلوتر به دوراهی رسیدیم. راه سمت راست را گرفتیم و افتادیم توی جاده­ای خاکی و مالرو. سربالای و سرپایینی­های تیز و خطرناک. پیچیدیم توی دل جاده و گرد و خاک­کنان خودمان را رساندیم «چراغلی».

وضعیت این جا وخیم است. سیزده کشته ثمره­ی لرزیدن زمین و قهر طبیعت است برای اهالی آن. مردم هم رسیده­اند و وسایل مورد نیاز آسیب­دیدگان را با خود آورده­اند. این جا ماشین­ها پلاک «اردبیل» دارند و از «مشکین­شهر» آمده­اند. همه­ی آذربایجان دست به دست هم داده­اند.

این جا دیگر روستا معنایی ندارد. فقط تلی بزرگ از خاک و خل. «چراغلی» ویرانه­ای تمام و کمال است. هر چند با این راه و مسیر ارتباطی که دارد، فکر نمی­کنم قبلاً هم از آباد بودن بهره­ی سرخوشانه­ای داشته باشد. هنوز در این کشور روستاهایی وجود دارد که راه­شان خاکیست، کم­ترین دسترسی به امکانات ندارند و سختی زندگی سنگینی بارش را همچنان روی دوش مردمانش می­گذارد. این روستا با «تبریز» که مرکز استان است کمی نزدیک دو ساعت فاصله دارد. آن قدرها هم دور نیست. ولی چه فایده؟

 

«رییس مجلس» رسیده بود

حضور کمرنگ نیروهای امدادی به یک باره در روستا افزایش می­یابد. ما عکس­هایمان را گرفته­ایم و راهی هستیم. توی دلم می­گویم حتماً به فکر این جا هم افتاده­اند. به جاده­ی اصلی که می­رسیم، یک نفر را می­بینم که کاور «ستاد مدیریت بحران» بر تن دارد و دارد از کنار جاده، از روستای «میرزعلی کندی» را عکس می­گیرد. می­پرسم: «چند روستای دیگر همین نزدیکی­ها می­شناسد که نیاز به کمک دارند.» می­گوید: «نمی­دانم.» می­پرسم: «بالاخره شما باید آمار داشته باشید.» اعتنایی نمی­کند. سماجت می­کنم: «از چه چیز عکس می­گیرید؟» می­گوید: «دکتر لاریجانی آمده توی روستاست.» «دکتر» را جوری می­گوید انگار دکترای آقای «لاریجانی» را او اعطا کرده و چیز خیلی خیلی باارزشی­ست. دو زاری­ام می­افتد که چرا نیروهای امدادی یک دفعه­ای سر و کله­شان پیدا شده و جاده­ای که تا نیم ساعت پیش قرق مردم و ماشین­های کمک­رسان مردمی بود، الان پر شده از ماشین­های پلاک دولتی و نهادهای امدادی.

 

«ورزقان»

ساعت نزدیک­های پنج است. معطل نشدیم. راندیم سمت «ورزقان». «ورزقان بنا به اخبار رسمی چیزیش نشده ولی دیگر شنیده­هایم بی­اعتبارند. هر چه دیده­ام خلاف شنیده­هایم است. اولین چیزی که توی «ورزقان» توجهم را جلب می­کند، ساختمان آسیب­دیده­ی فرمانداریست. ساختمان جدیدالاحداثیست و مطمئناً مرکز مدیریت بحران منطقه هم هست. با مامور جلوی در هماهنگ کردیم و داخل حیاط فرمانداری شدیم. چند نفر دور میزی در سایه­سار درختی نشسته بودند. خیلی زود مطلع شدیم که خود «ورزقان» هم آسیب دیده و نیازمند کمک­رسانی­ست. کاملاً مشخص بود که اختیار از دست «فرمانداری ورزقان» خارج شده و عملاً مدیریتی برای بحران نباید متصور بود. آشفتگی همه­گیر شده بود و این میان نمی­شد فهمید چه کسی و یا کسانی عهده­دار هدایت امورات و امدادرسانی هستند. شهر «ورزقان» شهری آسیب­دیده و بی­پناه بود. مردم جلوی مقر سپاه که انگار دیگر مسئولیت امدادرسانی را به طور کامل برعهده گرفته است، ایستاده­اند به امید چادری و یا پتویی.

 

هنوز می­لرزد این خاک

از فرمانداری آمدیم بیرون. ساعت تقریباً شش و نیم بود که زیر پایمان لرزید. بدجور هم لرزید. زلزله که گذشت، فکر کردم اگر آن گاوهای توی ده «میرزعلی کندی» را درنیاورده باشند، الان دیگر زیر آوار مانده­اند و تمام. راهمان را گرفتیم تا برگردیم. تازه از کنار روستای «چای کندی» رد شده بودیم که خبر آوردند پلی توی مسیر بر اثر زلزله­ی یک ساعت قبل نشست کرده و قابل رفت و آمد نیست. برگشتیم سمت «ورزقان» تا از مسیر «اهر» به «تبریز» برسیم. جاده شلوغ بود. پر بود از ماشین. خسته بودیم.

 

بیایید، این جا نیازمند همه­ی ماست

روز تمام شده بود و شب چادرش را کشیده بود روی سر خلق خدا. سفیدی چادرها گاهی پیدا بود و گاهی ناپیدا و مردمان من در پناه این چادرها قرار است، روزهای آینده را سر کنند. روزهایی که عزم سرما دارند و به استقبال پاییزی می­روند که به دنبالش زمستانی هم دارد.

زلزله­زدگان آذربایجان همچنان نیازمند کمک هستند. نیازمند مهربانی­اند. هیچ چیز هم نیاورید، دل­تان را پر کنید از محبت و برایشان بیاورید. تشنه­ی حرف زدن و شنیده شدن­اند. بیایید و کاری نداشته باشید که رسانه­ها چه می­گویند، این جا نیازمند همه­ی ماست.

 

مطلب مرتبط:

در پناه چادرها (2)



:: موضوعات مرتبط: گزارش، خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391

.:: ::.





چهار نیاز اصلی زلزله زدگان چیست؟

چهار نیاز اصلی زلزله زدگان چیست؟


کمک های مردمی همچنان در حد زیادی به سمت این مناطق روانه است. بسیاری از این کمک ها توسط خود مردم و با خودروهای شخصی به دست آوارگان می رسد. با این حال در نحوه توزیع کمک ها مشکلاتی وجود دارد.

هلال احمر در همه مناطق زلزله زده چادر زده و افراد بی خانمان را عمدتاً اسکان داده است. همچنین با کمک وزارت بهداشت، نیازهای دارویی مردم نیز در حد مناسبی تأمین شده است.

با این حال، یکی از مسائلی که مردم را به شدت می آزارد، فقدان یا کمبود شدید سرویس های بهداشتی صحرایی است. این معضل به ویژه در روستاهایی مانند زغن آباد که آسیب صد در صدی دیده اند، بیش از بقیه جاها مشکل زاست. 


کودکان نیازمند ترند

کودکان بازمانده از حادثه زلزله، به شدت آسیب روحی دیده اند و نیاز به امداد روانی دارند؛ از جمله یک کودک که 9 نفر از اعضای خانواده اش را از دست داده، از روز حادثه تا کنون قدرت تکلم خود را از دست داده است و برغم تلاش روستاییان، حتی یک کلمه هم حرف نمی زند.

در چنین شرایطی نیاز مبرم به اعزام روانشناسان و مشاوران به مناطق زلزله زده وجود دارد تا بتوانند در کنار نیروهای امدادی، آلام روحی بازماندگان و مخصوصاً کودکان را کاهش دهند.


پتو و لوازم گرم کننده بفرستید

در حالی که در بسیاری از مناطق کشور در این موقع از سال، کولر روشن است، شب های مناطق زلزله زده بسیار سرد است و مردم که در چادرها به سر می برند، ناگزیرند برای گرم شدن، از چند پتو استفاده کنند.

با توجه به این که پاییز نیز در راه است، مردم که از نظر مواد غذایی و آب، مشکل حادی ندارند، نیاز شدیدی به پتو، لباس گرم و لوازم گرمایشی دارند.


سرقت کامیون حامل چادر

در شرایطی که امنیت نسبی در مناطق زلزله زده وجود دارد اما به نظر می رسد برخی افراد یا باندهای تبهکار آرام آرام به سمت این مناطق راه افتاده اند و با رویکردی غیرانسانی، از شرایط سوء استفاده می کنند. 

یک امدادگر هلال احمر که نخواست نامش فاش شود به خبرنگار عصرایران گفت که روز چهارشنبه، یک کامیون حامل چادرهای گرانقیمت که برای زلزله زدگان ارسال شده بود، توسط افراد ناشناس در ورزقان به سرقت رفت. تا لحطه مخابره این خبر، اطلاعی از این که نیروهای امنیتی توانسته اند این کامیون را پیدا کند یا خیر، در دست نیست.


با توجه به این گزارش، به طور خلاصه زلزله زدگان چهار نیاز فوری دارند:

-تقویت ضریب امنیتی

-پتو، لباس گرم و لوازم گرمایشی 

-مشاوران و روانشناسان 

-سرویس های بهداشتی صحرایی




:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان, نیازها
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه بیست و هفتم مرداد 1391

.:: ::.





ابراز همدردي محمود دولت‌آبادي با هموطنان زلزله‌زده در مراسم نكوداشت 72سالگي‌اش در برنامه‌ي «عصر روشن

ابراز همدردي محمود دولت‌آبادي با هموطنان زلزله‌زده

در مراسم نكوداشت 72سالگي‌اش در برنامه‌ي «عصر روشن»

«اشك حافظ خرد و صبر به دريا انداخت

چه كند سوز غم عشق نيارست نهفت!

آسيب‌ديدگانِ ما، در آذربايجان

رنج‌هاي‌تان را عميقا حس و درك مي‌توان كرد،

طاقت و تحمل شما در تلخ‌ترين روزگاران، همواره ستودني بوده است و هست؛ چنان‌چه هم‌اكنون در موقعيتي چنين تلخ و سخت.

اميدوارم مسؤولان مربوطه به وظايف خود عمل خواهند كرد؛ و يقين دارم كه هم‌ميهنان از جاي جاي كشور، شما مردمان كارآ و پرزحمت را تنها نخواهند گذاشت.

شخصا در هر چنين سانحه‌اي اداي دين كرده‌ام و همين انتظار از ديگر آدميان نيز مي‌رود.»

«ديروز و امروز از برگزار‌كنندگان خواهش كردم مقوله‌ي تولد را عنوان نكنند ـ چنان‌چه خود ايشان هم‌ چنين نظري داشتند. پس اگر اكنون اين‌جا هستم، از جهت قولي‌ است كه پيش از اين پذيرفته‌ام، و قطعه‌اي كه مي‌خوانم، اميدوارم همچون نشاني از همدلي و همدردي انگاشته بشود ـ اندوهگين؛ به حرمت آن آدمياني كه هم‌اكنون از دل تجربه‌هايي چنان سرد و سنگين در گذر هستند.»



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان, محمود دولت آبادی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه بیست و هفتم مرداد 1391

.:: ::.





فرماندار ورزقان احتياجات اصلي زلزله‌زدگان منطقه را اعلام كرد

گزارش ایسنا از وضعیت زندگی زلزله‌زدگان آذربايجان شرقي/

فرماندار ورزقان احتياجات اصلي زلزله‌زدگان منطقه را اعلام كرد

» سرویس: استان ها - آذربايجان شرقي
isna-2-113.jpg

با آن كه پس از زلزله 6.2 ریشتری در آذربايجان شرقي تعدادي از مسئولان نظام براي بررسي و رسيدگي به وضعيت آنها به سرعت در منطقه حاضر شدند و كمك‌ها از سراسر كشور در اين مناطق توزيع شد، اما به خاطر عمق و گستردگي فاجعه، زندگی روستاییان مصیبت‌زده این منطقه هنوز با مشکلاتی مواجه است و البته زلزله عصر روز سه‌شنبه نيز بر مشكلات قبلي افزود.

فرماندار ورزقان در زمينه خسارات زلزله روز سه‌شنبه در ورزقان گفت: علي‌رغم اين‌كه اعلام شد كه در اثر زلزله 5.3 ريشتري عصر روز سه‌‌شنبه در شهرستان ورزقان خسارتي به شهرها و روستاها ايجاد نشده، ولي در شهرها و روستاهاي شهرستان ورزقان شاهد تلفات مالي هستيم.

فروغي در گفت‌وگو با ايسنا منطقه آذربايجان شرقي، يادآور شد: در روستاي جوشون علاوه بر تخريب ساختمان‌ها چند نفر نيز زخمي شدند.

وي با اشاره به اين‌كه تا كنون سرويس بهداشتي سيار در دسترس زلزله‌زدگان نبود، گفت: كارخانه سرويس‌ بهداشتي سيار از امروز در شهرستان ورزقان مستقر خواهد شد و ساخت 1200 دستگاه سرويس بهداشتي سيار را تعهد كرده است.

فرماندار ورزقان لوازم بهداشتي، فانوس،‌ شوينده و كلمن را از احتياجات اصلي زلزله‌زدگان در منطقه ورزقان عنوان كرد.

وي با اشاره به تعهد دولت مبني بر فنس‌كشي روستاها براي نگهداري احشام يادآور شد: طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته 55 هزار متر فنس براي نگهداري احشام در روستاهاي ورزقان مورد نياز است.

وي با يادآوري اين‌كه در حال حاضر احشام روستاييان در كنار چادرها استقرار يافته‌اند، گفت: با اين وجود امكان انتقال بيماري‌هاي عفوني و مشترك بين انسان و دام وجود دارد و بايد هرچه سريع‌تر نسبت به جداسازي احشام از محل زندگي زلزله‌زدگان اقدام شود.

فرماندار ورزقان با اشاره به تخريب‌هاي صورت گرفته براساس زلزله 5.3 ريشتري عصر روز سه‌شنبه گفت:‌ علي‌رغم اين‌كه به تمامي روستاها چادر داده بوديم، ولي نيازهاي جديدي براي روستاييان ايجاد شد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، زلزله‌زدگان در مقابل ساختمان فرمانداري براي چادر ثبت‌نام كرده‌اند، و هنوز منتظرند. هم‌چنين ساختمان فرمانداري ورزقان كاملا تخريب شده و تشكيلات اداري در حيات فرمانداري برپا شده است. قريب به بالاي 50 درصد ساختمان ادارات در اين شهرستان تخريب شده‌اند.

به گزارش ايسنا، با وجودي كه تا عصر روز سه‌شنبه برق تمامي روستاها وصل شده بود و فقط سيم‌كشي پنج روستا در حال مرمت بود، به دليل زلزله ديروز كار سيم‌كشي متوقف شد.

هم‌چنين برق، گاز و آب تمامي شهرها وصل شده‌ است.

به گزارش خبرنگار ايسنا، معدن مس منطقه و سپاه در 10 كيلومتري ورزقان دو كمپ براي دريافت كمك و توزيع اقلام در بين زلزله زدگان ايجاد كرده است تا امدادرساني خودجوش مردم را مديريت كند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه آذربایجان‌شرقی از وضعیت روستاییان مصیبت‌زده شهرستانهای اهر، هریس و ورزقان و نحوه امداد رسانی به این روستاییان، حکایت از این دارد که به دليل ترک خوردگی در جاده‌ها، ترافیک سنگینی در مسیرهای منتهی به شهرستان‌های زلزله زده مشاهده می‌شود.

در مسیرهای منتهی به مناطق زلزله‌زده، سیل عظیم کمک‌های دولتي و مردمی از ادارات، سازمان‌ها و موسسات خیریه از نقاط مختلف استان مشهود است.

مردم مصیبت‌زده این منطقه از کشور، به عملکرد صدا و سیما نيز به خاطر پخش همزمان خنده بازار همزمان با اعلام عزای عمومی در آذربایجان‌شرقی انتقاد دارند.

به گزارش ایسنا، امنیت روانی نسبی در منطقه برقرار است، با این حال برخی از زلزله‌زدگان به نحوه توزیع برخي امکانات در بین حادثه دیدگان انتقاد دارند.

بر اساس اين گزارش برخی از روستاهایی که در مسیرهای اصلی واقع شده‌اند، از نظر توزیع مواد غذایی اشباع شده‌اند، در حالی که به برخی روستاهای دور افتاده و صعب‌العبور که بیشترین خسارات نیز به این روستاها وارد شده، توجه چندان زیادی صورت نگرفته است.

به گزارش ایسنا، زلزله‌زدگان از نظر مواد خوراکی اشباع شده‌اند و هم اکنون چادر، پتو و مواد شوینده و بهداشتی بیشترین اقلام مورد نیاز برای زلزله‌زدگان اعلام شده است.

با توجه به احتمال شیوع بیماری‌های عفونی در منطقه و کمبود امکانات بهداشتی و پوشاک، مشارکت مردم در کمک به این منطقه همچنان ضروري است.

به گزارش ایسنا، در برخی مناطق زلزله‌زده، روستاییان از حمله گرگها و دزدها به اموال و جان‌شان در هراسند.

به گزارش ایسنا، بعضا نحوه برخورد زلزله‌زدگان با توزیع کنندگان اقلام اولیه نیز به مدیریت نادرست دامن می‌زند، به طوری که برخی از خانواده‌ها تا 10 تخته چادر از گروههای امدادی دریافت کرده‌اند؛ حال آن‌که در بعضی از روستاها بعضا برای هر 100 خانوار 10 چادر توزیع شده است.

به گزارش ایسنا، روستاهای خنچلو، چراغلو، ایشقلی، خلف انصار، گل عنبر، زغن آباد، زنگ آباد، علی بی کندی، شخملو و مهتر کندی از روستاهایی هستند که نیاز مبرم به مواد اولیه بهداشتی و شوینده دارند.

انتهاي پيام



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: زلزله آذربایجان
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه بیست و یکم مرداد 1391

.:: ::.





تصویر «اشرف نیا»؛ معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی به جای تصویر شاعر تازه در گذشته
 

تصویر «اشرف نیا»؛ معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی

به جای تصویر شاعر تازه در گذشته

این کجا و آن کجا؟!

 خبرگزاری ایسنا در خبری که برای درگذشت «صمد تيمورلو»؛ شاعر روی تلکس خود فرستاده است، به جای تصویر این شاعر فقید، تصویر «اشرف نیا»؛ معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی را قرار داده است.

حالا سوال این است که خبرگزاری ایسنا چگونه از زنده یاد «تیمورلو» رسیده به جناب «اشرف نیا»؟

عین خبر ایسنا را همین جا آورده ام.

يك شاعر از دنيا رفت

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر
321.bmp

پيكر صمد تيمورلو ـ شاعر ـ كه ساعتي قبل در سن 44 سالگي درگذشت، شنبه ـ 21 مرداد ماه ـ تشييع مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته تيموري ـ از بستگان صمد تيمورلو ـ ساعاتي قبل 20 مرداد ماه اين شاعر كه يك هفته در كما به سر مي‌برد از دنيا رفت.

او افزود: تيمورلو از چهارشنبه ـ 11 تير ماه ـ به علت حمله قلبي پس از اينكه عمل جراحي را پشت سرگذاشت، وضع جسمي‌اش حاد شد و به كما رفت.

تيموري يادآور شد: صمد تيمورلو سه ماه پيش به خاطر سرطان كليه مورد عمل جراحي قرار گرفت و بخشي از كليه او برداشته شد.

به گزارش ايسنا، يكر اين شاعر شنبه ـ 21 مرداد ماه ـ ساعت 10 صبح از مقابل غسالخانه بهشت زهرا (س) تشييع مي‌شود.

از صمد تیمورلو كه متولد سال 1347 است تاکنون مجموعه‌‌هاي شعر‌ «بیرون تعریف نشده است»، «از کلاغ سفید به کلاغ سیاه»، «به نام کسی که در تاریکی‌ست»، «قله‌ات آن‌جا نیست» و «خروس مرده برمی‌خیزد» منتشر شده است.

انتهاي پيام


توی اینترنت گشتم و دیدم این خبر باعث شده که عکس جناب «اشرف نیا» را اشتباهی در آن خبر بگنجانند.



این هم تصویر زنده یاد «تیمورلو» با ادای احترام به او. هر چند شاعری بود که نمی شناختمش و شعری از او نخوانده بودم.



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه بیستم مرداد 1391

.:: ::.





آبرسانی دستی به حیوانات و جانوران جزایر دریاچه ارومیه
 

آبرسانی دستی به حیوانات و جانوران جزایر دریاچه ارومیه

حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی اعلام كرد: به منظور تامین آب مورد نیاز جانوران جزایر دریاچه ارومیه، كار آبرسانی به شیوه دستی به این جزایر آغاز شد.

حسن عباس نژاد بیان داشت: به دنبال كاهش نزولات آسمانی و خشكسالی امسال ، جانوران موجود در جزایر دریاچه ارومیه نیاز شدید به آب پیدا كرده اند كه آب مورد نیاز به وسیله گالن ها به جزایر منتقل می شود.

وی اضافه كرد: در مرحله نخست روزانه یكهزارو ۵۰۰ لیتر آب در گالن های ۳۰ لیتری و با استفاده از شناورها به جزیره اسپیر منتقل و در اختیار حیات وحش قرار می گیرد.

عباس نژاد در گفت و گو با ایرنا یاد آور شد: برای حل دایمی این مشكل، طرح هایی مبنی بر انتقال آب به وسیله لوله كشی در دست مطالعه است كه بعد از اتمام مراحل مطالعاتی آب مورد نیاز حیات وحش با لوله به جزایر منتقل خواهد شد.

دریاچه ارومیه با پنج هزار كیلومتر مربع وسعت دارای ۱۰۲ جزیره بزرگ و كوچك است كه ۹ جزیره به دلیل داشتن وسعت زیاد محل زیست انواع پستانداران، خزندگان و پرندگان آبزی و كنار آبزی است.

گوزن زرد ایرانی، قوچ میش ارمنی و كل از جمله مهمترین حیواناتی هستند كه در جزیره كبودان، اسپیر و اشك دریاچه ارومیه زیست می كنند.

منبع: ایرنا



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: اورمو گؤلو
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه هفتم مرداد 1391

.:: ::.





در آستانه تخریب یکی از قدیمی‌ترین مدارس تبریز: مدرسه طالقانی ثبت ملی می‌شود
 

در آستانه تخریب یکی از قدیمی‌ترین مدارس تبریز،

رییس سازمان میراث آذربایجان وعده می‌دهد

مدرسه طالقانی ثبت ملی می‌شود

دبيرستان طالقاني


مدرسه طالقانی در فهرست آثار میراث فرهنگی جای می‌گیرد. این وعده‌ای است که مسئولان سازمان میراث فرهنگی می‌دهند. این مدرسه در چند ماه اخیر به بهانه نوسازی در آستانه تخریب قرار گرفته است و بسیاری از مردم تبریز به دلیل اعتراض به این اقدام کمپین تشکیل داده و خواستار جلوگیری از تخریب خاطره‌هایشان و بخشی از هویت این شهر شدند.
 
مدرسه طالقانی که بسیاری از مردم تبریز در آن تحصیل کرده وتبدیل به افرادی به نام و سرشناس شدند، در چند ماه اخیر به بهانه نوسازی در آستانه تخریب قرار گرفته است.
 
با این وجود، رییس سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی می‌گوید:« این سازمان در حال رایزنی با آموزش و پرورش آذربایجان شرقی بوده و می خواهد این مدرسه را در فهرست آثار ملی ثبت کند.»
 
تراب محمدی، با اینکه تلاش دوستداران میراث فرهنگی برای حفاظت از این مدرسه را مهم می داند اما می‌گوید که این مدرسه از نظر بنا و معماری چندان حایز اهمیت نیست ولی اکنون با توجه به خواسته بسیاری از مردم تبریز و اینکه بسیاری از بزرگان و اندیشمندان در این مدرسه تدریس و تحصیل کرده‌اند، سازمان میراث فرهنگی قصد دارد تا این مدرسه را در فهرست آثار ملی کند.
 
او همچنین خبر از آغاز رایزنی ها با آموزش و پرورش آذربایجان شرقی را می‌دهد و می‌گوید که به زودی این مدرسه در زمره آثار تاریخی ایران جای می‌گیرد.
 
این وعده در حالی است که دوستداران میراث فرهنگی و بسیاری از مردم تبریز به شدت نگران وضعیت مدرسه طالقانی بوده و به منظور اعتراض به این وضعیت کمپین تشکیل داده‌اند. دبیرستان آیت الله طالقانی (منصور سابق)، یکی از دبیریستان های به نام و قدیمی شهر تبریز به شمار می رود که در سال 1326(یا1325) تاسیس شده است. گفته می‌شود که پرفسور هشترودی در این  مدرسه دیفرانسیل به دانش آموزان تدریس می کرده است.
 
چندی پیش نیز به دنبال پافشاری آموزش و پرورش آذربایجان شرقی مبنی بر تخریب بنای تاریخی دبیرستان آیت الله طالقانی تبریز، در نخستین گودبرداری‌های آزمایش خاک مهندسان نوسازی مدارس استان بقایایی از استخوان‌های یک انسان کشف شد.
شهرام دبیری، رئیس سابق شورای اسلامی شهر تبریز نیز با اعتراض به شرایط کنونی مدرسه طالقانی در گفت و گو با رسانه ها می‌گوید که میراث فرهنگی باید متولی بناهای تاریخی در شهر باشد چرا که تاریخ هر شهر در بناها ومیراث تاریخی آن نهفته است، من تعجب می‌کنم در خصوص این بنا چرا میراث فرهنگی سکوت کرده است!
 
او همچنین تاکید کرده بود که اعضای شورای اسلامی شهر تبریز با این اقدام به شدت مخالف است و به هر نحو ممکن مانع تخریب آن می‌شوند.
 
نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از موضوع تخریب بنای تاریخی دبیرستان طالقانی هم در این‌باره می‌گوید: « تاریخ آئینه عبرت است و نباید آن را نابود کرد. اینکه یک بنای تاریخی به دوره خاصی تعلق دارد و تخریب آن مانعی ندارد، به هیچ وجه قابل قبول نیست و مسئولان باید در این خصوص پاسخگو باشند.»
 
رییس سابق نواحی 4 و 5 آموزش و پرورش تبریز هم درباره این مدرسه تاکید می‌کند:« بخش عمده‌ای از نیروهای آموزش و پرورش و سایر ارگان‌ها در دبیرستان آیت الله طالقانی پرورش یافته‌اند و تخریب چنین فضای آموزشی ارزشمند اشتباه است».
 
یکی از دانش آموختگان این دبیرستان درباره آن خاطره ای را تعریف می کند که نشان دهنده اهمیت هویت بخشی این مدرسه برای نسلی از اهالی تبریز است .
 
«نمی‌دانم این خاطره چه ربطی به نیمکت‌های «دبیرستان طالقانی» داشت و چه ربطی هم به ماجرای تخریبش. قرار است فیتیله‌ این ساختمان را بکشند پایین. صاحبش هستند و اختیارش را دارند. .... توی یک فیلم مستند دیدم که وقتی می‌خواستند استادیومی قدیمی را تخریب کنند، مسئولان شهر برای تامین هزینه‌ ساخت استادیوم جدید، همه چیز استادیوم در حال تخریب را فروختند.
 
از جمله نیمکت‌ها و حتی شیر روشویی‌ها را. پیشنهاد می‌کنم حتی اگر قرار است که این مدرسه تخریب شود. نیمکت‌های این دبیرستان و حتی آن درهای چوبی قدیمی و آن پنجره‌های چوبی که نصفه باز می‌شد و با چیزی شبیه به قلاب نگه داشته می‌شد را حراج کنند.
 
من به عنوان یکی از دانش‌آموزان سابق و تنبل «دبیرستان طالقانی» حاضرم یکی از آن نیمکت‌ها را بخرم. هم ما یک یادگاری از آن دبیرستان برای فرزندان‌مان نگه می‌داریم، هم پول ساختمان جدید جورمی‌شود.»(۱)

منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

 

پ.ن:

(۱) این نقلی بود از قسمتی از یادداشت بنده با عنوان «برای نیمکت دبیرستام!» در اعتراض به تخریب دبیرستان طالقانی تبریز که در اینجا می‌توانید متن کامل آن را بخوانید. 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, دبیرستان طالقانی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه سوم مرداد 1391

.:: ::.





فراخوان ارایه‌ی آثار هنری و صنایع دستی برای چهارمین نمایشگاه ویژه‌ی حمایت از «کودکان مبتلا به سرطان»
 

فراخوان ارایه‌ی آثار هنری و صنایع دستی برای

چهارمین نمایشگاه ویژه‌ی حمایت از «کودکان مبتلا به سرطان»



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه دوم مرداد 1391

.:: ::.





دخترک کبریت فروش/تصویربرداری مستند دخترک کبریت فروش آغاز شد...
 

دخترک کبریت فروش

تصویربرداری مستند دخترک کبریت فروش آغاز شد...

عوامل مستند:
تصویربردار: اشکان دلال ذهتاب
دستیار کارگردان و عکاس: حسام ارمغانی
نویسنده و کارگردان: میلاد رنجبر دل آسایی
 

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: فیلم مستند, میلاد رنجبردل آسایی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391

.:: ::.





الان رسیدم شیراز
 

توییت وبلاگی

الان رسیدم شیراز

 

پ.ن:

+ الان توی ترمینال شیرازم. این توییت وبلاگی رو از همین جا فرستادم



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: سفر, شیراز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391

.:: ::.





عازم شیرازم
 

توییت وبلاگی

عازم شیرازم



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: سفر, شیراز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391

.:: ::.





تخریب دبیرستان آیت‌اله طالقانی تبريز منتفی شد

تخریب دبیرستان آیت‌اله طالقانی تبريز منتفی شد

 به دنبال واکنش‌های مختلف از سوی افکار عمومی و رسانه‌ها در خصوص طرح موضوع تخریب بنای تاریخی دبیرستان «آیت‌اله طالقانی» (منصور سابق) و بی‌تفاوتی سازمان‌های ذیربط نسبت به جلوگیری از این اقدام، اعضای شورای اسلامی تبریز در جلسه‌ي هفتگی خود دست به کار شدند و به این موضوع واکنش شدیدی نشان دادند.

«رسول درسخوان»؛ سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز در این خصوص اظهار داشت: «موضوع تخریب دبیرستان «طالقانی» نیز که مورد اعتراض اعضای شورا بود از مسائل مطروحه و مورد بحث در این جلسه بود.

وی ادامه داد: با توجه به نیاز آموزش و پرورش به فضاهای آموزشی و نیز بحث مقاوم‌سازی می‌توان کارهای مهمی در مورد بازسازی این مدرسه انجام داد.

سخنگوی شورای اسلامی شهر تبریز در پایان با اشاره به تأکید استاد «خاماچی» مبنی بر عدم تخریب این مدرسه به دلیل وجود مقبرۀ «قاسم خان والی»؛ اولین شهردار تبریز در آن خبر داد.

بنای تاریخی دبیرستان «آیت‌اله طالقانی» تبریز در خیابان امام (ره) این شهر جزو دو مدرسه‌ي تاریخی است که در سایه‌ي برخی تصمیم‌گیری های نادرست قرار بود که با تصمیم سازمان آموزش و پرورش آذربایجان شرقی و پیمانکاری اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس تخریب و بر اساس متد روز نوسازی شود!

اگرچه تخریب این بنا متوقف شده است ولی عکس‌العمل سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در این میان جالب توجه و تامل‌برانگیز بود، با وجود این که رسانه‌ها یک صدا بر حفظ آثار تاریخی تاکید می‌کردند میراث فرهنگی در این خصوص خود را مسئول نمی‌دانست و در اظهارنظرهایی تامل‌برانگیز معتقد بود به دلیل این که قدمت تاریخی این بنا به 100 سال نمی‌رسد، این سازمان تعهدی نسبت به ثبت آن ندارد.

حال سئوال این است که آیا ثبت ملی یک بنای تاریخی به آن بنا هویت و جایگاه می‌بخشد یا این که این میراث فرهنگی است که هویت و جایگاه‌ش را با حفظ و نگهداری چنین بناهایی به دست می‌آورد!

به هر حال شنیده‌ها حاکی است، مسئولان امر با توجه به واکنش‌های مختلف و شدید افکار عمومی از این اقدام خود عقب‌نشینی کرده و موضوع تخریب دبیرستان «آیت‌اله طالقانی» منتفی شده است و این موضوع بایستی برای سازمان متولی بناهای تاریخی(سازمان میراث فرهنگی استان) فرصتی تلقی شود برای حفظ و مرمت آن تا در کنار دبیرستان «فردوسی» تبریز بنای تاریخی دبیرستان «آیت‌اله طالقانی» نیز به عنوان دو بنایی که نشان‌دهنده‌ي تاریخ نظام آموزشی تبریز کهن است، باقی بماند.

منبع: نصرنیوز



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, دبیرستان طالقانی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391

.:: ::.





مرتضي كربلايي‌لو رمان‌نويسي تدريس مي‌كند

مرتضي كربلايي‌لو رمان‌نويسي تدريس مي‌كند

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر
494-4.jpg

مرتضي كربلايي‌لو هم به جمع مدرسان داستان‌نويسي پيوست.

به گزارش خبرنگار ادبيات خبرگزاري دانشجويان (ايسنا)، كربلايي‌لو يك دوره كارگاه رمان‌نويسي در فصل تابستان در مؤسسه‌ي انتشارات روزنه برگزار مي‌كند. اين دوره در دو ترم برگزار مي‌شود؛ در ترم اول، تمركز بر آشنایی با رمان و مؤلفه‌های اساسی آن است. در ترم دوم هم به نگارش رمان پرداخته مي‌شود.

علاقه‌مندان برای اطلاعات بیش‌تر و ثبت‌نام در این دوره از كارگاه می‌توانند با تلفن‌های: 66430503 و 66567925 تماس بگیرند.

انتهاي پيام



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: مرتضا كربلايي لو
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391

.:: ::.





خانه تئاتر تبريز ميزبان «كلكسيون»/نمايش «كلكسيون» به كارگرداني سجاد راثي به روي صحنه مي رود
 

خانه تئاتر تبريز ميزبان «كلكسيون»

نمايش «كلكسيون» به كارگرداني سجاد راثي به روي صحنه مي رود

 

صحنه تئاتر تبريز از 17 تيرماه ميزبان نمايش «كلكسيون» نوشته داود نورپور خواهد بود.

سجاد راثي كارگردان اين نمايش، ضمن اعلام مطلب فوق در مورد جزئيات اين كار اظهار كرد: در طول مدت فعاليت در عرصه تئاتر اولين بار است كه نمايشي را از يك نويسنده بومي كار مي كنم و معتقدم اين امر يكي از ويژگي هاي نمايش كلكسيون است.

وي افزود: «كلكسيون» اقتباسي از يكي از متن هاي استفان تسوايك با موضوعي اجتماعي است كه با روندي جذاب، جنگ و تاثيرات آن را بر زندگي اجتماعي و خانوادگي افراد به نقد مي كشد، به علاوه مي توان گفت كه اين نمايش يك درام جدي در مورد خانواده است.

گفتني است سجاد راثي كه يكي از فعال ترين هنرمندان عرصه تئاتر تبريز و همواره در حوزه بازيگري تئاتر ايفاي نقش كرده است اين بار كارگرداني و بازيگري نمايش كلكسيون را همزمان برعهده خواهد داشت.

بنا به اين گزارش اجراي عمومي اين نمايش از 17 تيرماه در خانه تئاتر تبريز آغاز و تا 31 تير ادامه خواهد داشت. 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تئاتر تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391

.:: ::.





«عاشیقلار دئیشمه سی» / نخستین جشنواره موسیقی عاشیقی «عاشیقلار دئیشمه سی» در تبریز
 

«عاشیقلار دئیشمه سی»

نخستین جشنواره موسیقی عاشیقی «عاشیقلار دئیشمه سی» در تبریز

آشبقلار دئيشمه سي

این جشنواره با هدف مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب از طریق صیانت از فرهنگ بومی و افزایش گرایش جوانان به موسیقی اصيل، شناسایی و معرفی چهره های جوان موسیقی عاشیقلار، ایجاد روحیه نشاط در میان عموم شهروندان و ایجاد زمینه های آشنایی بیشتر مردم با موسیقی عاشیقلار ایرانی برگزار می شود.
براساس اعلام دبیرخانه این جشنواره، نخستین جشنواره موسیقی عاشیقلار، در دو دو بخش تکنوازی و گروهی برگزار خواهد شد و جوایزی از سوی هیات داوران به برگزیده های هیات داوران اعطا خواهد شد.
بنابر مقررات برگزاری جشنواره، در بخش گروهی، هر گروه باید حداکثر متشکل از چهار نفر ( دو نفر عاشیق،  یک نفر نوازنده قاوال و یک نفر نوازنده بالابان) باشد و هر گروه می تواند تنها یک اثر به جشنواره ارسال کند.
همچنین هر نوازنده تنها می تواند در یک گروه شرکت داشته باشد و هر نوازنده قوپوز، ملزم به شرکت در یک بخش (گروهی یا تک نوازی) می باشد.
بر اساس اعلام دبیرخانه نخستین جشنواره موسیقی عاشیقلار دئیشمه سی، حداکثر سن شرکت کنندگان باید 40 سال تمام باشد و شرکت کنندگان در جشنواره باید ساکن تبریز باشند. شرکت کنندگان ملزم به استفاده از اشعار شاعران ترکی گوی ایرانی هستند.

دبیرخانه این جشنواره، در فراخوان خود با اشاره به نحوه شرکت عاشیق ها در این این جشنواره عنوان کرده است: آثار باید بر روی لوح فشرده (CD/DVD) و به صورت تصویری، تا تاریخ 10/4/1391 به دبیرخانه جشنواره ارسال شوند.

تمامی آثار ارسالی باید به ضمیمه مشخصات صاحبان آثار (اعم از کپی شناسنامه اعضای گروه، عکس پرسنلی سرپرست گروه، عکس از اجرای گروه و خلاصه سوابق هنری گروه) باشد.بر اساس مقررات جشنواره، پس از بازبینی آثار ارسالی گروهها، حداکثر 20 اثر در بخش گروهی و 18 اثر در بخش تکنوازی‌ها به جشنواره راه خواهد یافت.

بر همین اساس، تاریخ اعلام نتایج بازبینی 15/4/91 خواهد بود و جشنواره از  18 الی 20 تیرماه 91 در فرهنگسرای الغدیر، واقع در تبریز، خیابان ستارخان، اول خیابان 42 متری برگزار خواهد شد.

علاقمندان جهت شرکت در این جشنواره، می توانند آثار خود را به نشانی دبیرخانه این جشنواره، واقع در تبریز، خیابان ارتش جنوبی، چهارراه باغشمال، کوچه حاج رضا، بن بست علی مسیو، خانه ختایی (خانه هنرمندان سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز، ارسال نمایند و براس کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن  5564089 تماس حاصل نمایند.


جوایز این جشنواره به شرح ذیل خواهد بود:

بخش گروهی:

جایزه اول: تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و جایزه نقدی به مبلغ 12 میلیون ریال

جایزه دوم: لوح افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 10 میلیون ریال

جایزه سوم: لوح افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 8 میلیون ریال

جایزه چهارم: لوح افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 6 میلیون ریال

جایزه پنجم: لوح افتخار به همراه جایزه نقدی به مبلغ 4 میلیون ریال

بخش تکنوازی:

در سه بخش «قوپوز»، «سازهای ضربی» (قاوال، دهل) و «سازهای بادی» (قره زورنا، بالابان)

نفر اول هر بخش: تندیس جشنواره به همراه دیپلم افتخار و جایزه نقدی به مبلغ 2 میلیون ریال.

نفرات دوم و سوم هر بخش: اهدای لوح افتخار جشنواره


منبع خبر: وب سايت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: آشيقلار, قوپوز, موسيقي آذربايجاني
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه یازدهم تیر 1391

.:: ::.





وصيت نامه‌ي فراش دبيرستان منصور تبريز(‌طالقاني كنوني)! / عكس

وصيت نامه‌ي فراش دبيرستان منصور تبريز(‌طالقاني كنوني)! / عكس




 مطالب مرتبط:

۱. بنای تاریخی دبیرستان طالقانی تبریز را حفظ کنیم (نامه سرگشاده جمعی از فرهیختگان تبریز به مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی)

2. ورود فرماندار تبریز بر صیانت از بنای تاریخی دبیرستان طالقانی

3. مدرسه‌‌ای که در تاریخ رفوزه شد / فرهاد باغشمال

4. مدرسه ای با هزاران قصه گوی خموش/ محمود رضا منشی /معاون اسبق دبیرستان نمونه دولتی آیت الله طالقانی

5. مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی: بنای دبیرستان طالقانی بی تردید امسال تخریب می شود! (بی توجهی آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به خواست افکار عمومی)

6. براي نيمكت دبيرستانم! (به بهانه‌ي تخريب دبيرستان طالقاني تبريز)

7. دارالفنون تبریز غمگین است



:: موضوعات مرتبط: خبر، عكس
:: برچسب‌ها: تبریز, دبيرستان طالقاني
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه هشتم تیر 1391

.:: ::.





بنای تاریخی دبیرستان طالقانی تبریزراحفظ کنیم:نامه سرگشاده جمعی ازفرهیختگان تبریزبه مدیرکل آموزش وپرو
 

توضيح سطر اول:

من فارغ‌التحصيل دبيرستان طالقاني تبريز هستم. دبيرستاني مشهور و مهم در تبريز. يكي از مدارس قديمي تبريز كه در دوره‌ي يك‌ساله‌ي حكومت فرقه‌ي دموكرات آذربايجان به زعامت سيدجعفر پيشه‌وري، ساخته شد. بنايي زيبا با كريدورهايي نورگير و پر از آرامش.

من كه الان خود نيز دبير هستم و در دبيرستاني ديگر در شهر صوفيان -از شهرهاي اطراف تبريز- تدريس مي‌كنم، مي‌دانم نشستن در چنين مدرسه‌اي چه لذتي دارد. مدارس نوسازْ هيچ كدام آرامشي را كه دبيرستان طالقاني در انسان مي‌پرورد، ندارند.

و حالا خبر آمده كه مي‌خواهند تخريبش كنند. دبيرستان طالقاني را. دبيرستاني كه هر روز دوبار با اتوبوس از مقابلش رد مي‌شوم و به ساختمان دو طبقه و نماي قديمي‌اش نگاه مي‌كنم. 

بنای تاریخی دبیرستان طالقانی تبریز را حفظ کنیم

نامه سرگشاده جمعی از فرهیختگان تبریز به مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی

 
در این نامه آمده است:

«فرزندم، من گرچه درتمام طول تاریخ همراه گذشتگان زندگی نکرده ام؛ ولی اخبار زندگی آنها را به دقت مطالعه کرده‌ام وآثاری که از آنها به یادگار مانده بررسی نموده‌ام وبااین کار، گویا من در تمام مدت زنده بوده ام وحوادث تلخ وشیرین زندگی را ازنزدیک مشاهده کرده‌ام گویا عمرجاویدان داشته‌ام.»

(بخشی از وصیت نامه حضرت علی علیه السلام به امام حسن (ع) / نهج البلاغه/  نامه‌ي 21)

جناب آقای رضایی مدیرکل محترم آموزش وپرورش استان آذربایجان شرقی

سلام علیکم
احتراما"به استحضارمی‌رسانیم براساس اخبارمنتشره درروزنامه ها و سایت ها، ظاهرا" آموزش وپرورش درنظردارد ساختمان تاریخی وارزشمند دبیرستان نمونه دولتی طالقانی (منصور سابق) با قدمت حدودا"80 ساله وهم دوره با ساختمان شهرداری تبریزرا تخریب وبازسازی نماید. بنایی که به عنوان یکی از آثار ارزشمند تاریخی و محل تعلیم وتربیت صدها تن ازنخبگان ومتخصصین کشورعزیزمان ایران بوده است (ازجمله تدریس درس دیفرانسیل وانتگرال توسط پروفسورهشترودی و تحصیل دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده وشاعربرجسته و... ).

با وجود تأکید مسئولین محترم سازمان میراث فرهنگی استان (1)، مبنی برلزوم ماندگاری این اثر، به عنوان یکی از آثار گرانبهای ملی ایران اسلامی، به دلیل تصمیم غیرکارشناسی وعجولانه آموزش وپرورش، مع الأسف ساختمان یاد شده لحظه‌های آخرعمرخود را سپری می کند. تأسف بارتر اینکه تصمیم به نابودی این بنای ارزشمند فرهنگی، درسازمانی درحال اجراست که خود، اصلی ترین سازمان فرهنگی است وقاعدتا" آموزش‌دهنده حفظ وانتقال هویت‌های فرهنگی- تاریخی به آینده‌سازان این مرزوبوم درمدارس است که مطابق آیین‌نامه‌ها (2) باید خود پیشگام درحفظ چنین آثار و ابنیه تاریخی باشد.

بی تردید اجرای این تصمیم غیرکارشناسی، مبنی برتخریب یک اثرماندگارو مستحکمی همچون دبیرستان طالقانی، متولیان تعلیم وتربیت نوجوانان شهرتاریخی وفرهنگی تبریزرا، با یک تضاد جدی مواجه خواهد کردچراکه درکلاس ها و رسانه‌ها، توصیه اکید برحفظ این آثاررا می‌نمایند ولی درمقام عمل بدون هیچگونه توجیه منطقی، اقدام به تخریب اثری با این سابقه، بعمل می‌آید.

اساسا وقتی سوال می‌شود: چرا می‌خواهند این اثرتاریخی راتخریب کنند؟ اینگونه توجیه می‌کنند که اگر آموزش وپرورش این کار را نکند؛ میراث‌فرهنگی، ساختمان راتملک کرده واز دستش خارج می‌کند!! ضمن احترام وقدردانی ازدغدغه مسئولان محترم درحفظ سرمایه‌های مادی آموزش و پرورش، نکاتی را یادآوری می نماییم:

1-  طبق «ماده 3 قانون خرید اراضی و ابنیه و تأسیسات برای حفظ آثارتاریخی وباستانی مصوب آذرماه1347» سازمان میراث‌فرهنگی وگردشگری کشور،درصورتی می‌تواند مکانی راتملک کامل نماید که بتواند ارزش ریالی مکان مورد نظررا پرداخت کند ویا معادل ارزش آن، با زمین وساختمان مناسبی معاوضه نماید وحتی درصورت مرغوبیت محل، تا30درصد بیشترازقیمت تعیین شده باید پرداخت نماید وبه هرحال، باید رضایت صاحب ملک (دراینجا آموزش وپرورش) راجلب کند؛ درغیر اینصورت، تملک هر ملکی توسط سازمان یاد شده امکان پذیر نخواهد بود.

2- به نظرمی‌رسد دراین قضیه هم گرفتار درد قدیمی«بخشی نگری» شده ایم. یعنی هرکس وهرسازمانی، سازخودش رامی‌زند. درصورتیکه اقدامات وبرنامه‌های هرسازمانی باید در راستای اهداف کلی مملکت، مردم و نظام باشد. بعبارت دیگربدون توجه به سیاست‌های کلان نظام ازجمله حفظ آثار فرهنگی و ابنیه تاریخی وتوسعه صنعت گردشگری، اقدام به قربانی کردن یک اثرارزشمند کشورمان می‌کنیم!

براساس قوانین موجودکشورمان، متولی مکانهای تاریخی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است وکارشناسان آن سازمان هستندکه تشخیص می‌دهند کدام اثر، ازنظرتاریخی ومعماری، حایزاهمیت است. یقینا" نیت واهداف سازمان میراث فرهنگی نیزرشد واعتلای فرهنگی کشورومعرفی آثارشهرمان به جهانیان است. همانظوریکه متولی تعلیم و تربیت از(پیش دبستانی تا پیش‌دانشگاهی) آموزش وپرورش بوده وهیچ نهادی غیرازآموزش و پرورش نمی تواند در امرتحصیل تا مقطع دیپلم دخالت نماید. بطورمثال: هیچ سازمانی بدون هماهنگی آموزش وپرورش نمی‌تواند مجوزمدرسه صادرکند. باید این حق رابه دیگر سازمانهای تحت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز قائل باشیم. انصاف این است که به قوانین و مقررات نظام احترام بگذاریم.

براستی باتصمیم احساسی وتخریب این اثرملی، هزینه جبران ناپذیرمادی ومعنوی آنرا چه کسانی خواهند پرداخت؟ واقعا اگر همه ادارات وسازمانها آنگونه عمل نمایند که در این مورد بخصوص آموزش پرورش می خواهد عمل نماید؛ آیاهیچ اثر تاریخی در کشور باقی می ماند؟!

3- مقام معظم رهبری، امسال را «سال تولید ملی - حمایت ازکار وسرمایه ایرانی» نامگذاری فرموده‌ اند. نیک می‌دانیم که یکی ازراههای مهم سرمایه گذاری ایرانی، (که به هیچ تکنولوژی بیگانه هم نیازمند نیست) سرمایه گذاری درعرصه صنعت گردشگری میباشد. طبق نظرکارشناسان، ازهرده نفرگردشگری که وارد کشورمیزبان می‌شود؛ یک فرصت شغلی ایجاد می‌گردد. همگان معترف هستیم که کشورهمجوارما (ترکیه) درسالهای اخیر، توسعه وپیشرفت چشمگیری داشته است وباز، همه اذعان داریم که بخش مهمی از این توسعه وپیشرفت درسایه توجه به صنعت گردشگری وبه تبع آن، توجه به حفظ میراث وآثار تاریخی‌شان بوده است. امروزه علاوه بر کیفیت، کمیت آثار تاریخی یکی از فاکتورهای مهم جذب گردشگری است. وقتی توریستی دریک کشورازطریق اینترنت تعداد آثارتاریخی و فرهنگی یک کشوریا شهری را جستجو می‌کند؛ اصولا"متمایل می‌شود به شهری سفرکند که آثار بیشتری داشته باشد وباهزینه کمتر، مکانهای زیادتری را ببیند.

یکی ازعلل مهم سفرزیاد گردشگران به شهرهای اصفهان وشیراز، وجود تعداد بیشتر آثار تاریخی درآن شهرهاست. یقینا" اگراین اتفاق دراستان اصفهان یا شیرازمی‌افتاد؛ قبل ازهمه، خود آموزش وپرورش آن استانها، از تخریب آن جلوگیری به عمل می آوردند. حال سوال این است که چرا با اقدام خود، درصدد کاهش آثارتاریخی شهرمان هستیم؟! وچرا سرمایه ایرانی را نابود می کنیم؟! آیا تخریب سرمایه مادی ومعنوی ایرانی، به غربت انداختن فرمایش رهبرفرزانه انقلاب نیست ؟!

4- اثر تاریخی، فرهنگی وتمدن یک شهر، نه متعلق به همان شهر بلکه متعلق به کل کشور وحتی کل جوامع بشری است وحفاظت ازآن وظیفه آحاد مردم جامعه، خصوصا" نهادهای فرهنگی جامعه است.
دشمنان موردتهاجم قرارگرفته است؛ پسندیده و قابل توجیه نیست شاهد تخریب آثارفرهنگی تاریخی‌مان به دست خویش باشیم! وبه قولی، اگر هرکشوری ازتاریخ خود نگهداری نکند؛ تاریخ جدید را کشورهای بیگانه به اوخواهند نوشت.

5- استحضاردارید که دبیرستان نمونه طالقانی دارای دوساختمان است که ساختمان دیگر آن وضعیت اسفباری دارد ودرحال فرو ریختن بر سردانش آموزان است. اما درمقابل، این بنای تاریخی، بسیارمستحکم بوده و ده‌ها سال می‌تواند بدون مشکل مورد استفاده قرار گیرد. حقیقتا"جای تعجب وتأسف است که براساس کدام منطق، ساختمان فرسوده را رها کرده ، اقدام به تخریب ساختمانی می‌کنیم که هم استحکام زیادی دارد وهم جزء آثار ملی محسوب می شود؟!

از اینرو، ازحضرتعالی به عنوان بالاترین مقام مسئول آموزش وپرورش استان، تقاضا داریم اجازه نفرمایید به علت غفلت و سهل انگاری، این اتفاق ناگوار درتبریز پرآوازه و شهر اولینها روی دهد که اگر امروز کاری نکنیم؛ شاید فردا دیرباشد وجوابی برای آیندگان نداشته باشیم. همانطوریکه بیان شد دبیرستان یاد شده دارای دوساختمان است لذا دو راه حل پیشنهاد می گردد که به نظر میرسد عمل به هردو (در صورت امکان) و یا حداقل به یکی از آنها قرین به صواب ومنطق باشد.

1- «مرمت وزیباسازی» ساختمان تاریخی باهمکاری متخصصین محترم سازمان میراث فرهنگی

2- «تخریب ونوسازی» ساختمان دوم که هم بسیار فرسوده و درحال ریزش است وهم اثر تاریخی محسوب نمی شود. 

والسلام
با احترام

جمعی از فرهیختگان تبریز

خرداد ماه 1391

 

پی نوشت:

1- مصاحبه مدیر کل محترم میراث فرهنگی استان مورخ 15/3/1391 با سایت خبری، تحلیلی نصر نیوز.

2- طبق ماده پنجم قانون اساسنامه انجمن میراث فرهنگی کشور، مصوب 3/7/1373 مجلس شورای اسلامی، اعضای انجمن میراث فرهنگی استان به شرح ذیل می‌باشد؛

1- استاندار(رییس)

2- مدیر کل میراث فرهنگی ( دبیر)

3- مدیرکل آموزش و پرورش استان

4- شهردار مرکز استان

5- رئیس کل دادگستری

6- رئیس شورای اسلامی استان

7- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی

8- مدیرکل مسکن وشهرسازی

9- مدیرکل اوقاف و امورخیریه

10- رئیس دانشگاه یا مرکز آموزش عالی استان

11- مدیر مرکز صدا و سیما

12- مدیرکل حفاظت محیط زیست

13- پنج تن از صاحب نظران و علاقه‌مندان به میراث فرهنگی، به پیشنهاد مدیر میراث فرهنگی و تصویب اعضاء. 

 

منبع: پايگاه خبري تحليلي نصر نيوز 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تبریز, دبيرستان طالقاني
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

.:: ::.





سی و هفتمین شماره ماهنامه‌ی «تدبیرفردا» منتشر شد
 

سی و هفتمین شماره ماهنامه‌ی «تدبیرفردا» منتشر شد

تدبيرفردا

 

سی و هفتمین شماره ماهنامه‌ی فرهنگي، اجتماعي «تدبیرفردا» (اردیبهشت و خردادماه نود و یک) با عناوين زير منتشر شد:

سرمقاله
امنيت شغلي، شايد وقتي ديگر! / غلامرضا بقايي
ترين‌ها
نود و يك‌ترين مكاتب توسعه‌پذير / جعفر پوررضوي
سرگذشت
تبريز، شهر مبارز / رحيم رييس‌نيا
تولد دانشگاهي از دل زندان / رضا همراز
معرفي
احياي سفالگري با خاك سفيد / مهدي ابراهيم‌پور
تماشاخانه
خانه‌ي سفال تبريز / هادي لزيري
گفت‌وگو
شاعران اهل غلوّاند، مگر ... / علي آقاياري
گزارش
نمايشگاه نقاشي‌خط / وحيد آقاكرمي
ادبيات
نقش قره‌باغ در ادبيات نوين آذربايجان / پرويز زارع شاهمرسي



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تدبيرفردا, تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه دهم خرداد 1391

.:: ::.





نوشتن مادام بوواري (حماقت، هنر و زندگي) / گوستاو فلوبر / ترجمه‌ي اصغر نوري
 

نوشتن مادام بوواري/ گوستاو فلوبر/ ترجمه اصغر نوري 

 

نوشتن مادام بوواري

(حماقت، هنر و زندگي)

گوستاو فلوبر

ترجمه‌ي اصغر نوري

نشر نيلوفر، ۱۳۹۱

 

گزيده‌اي از نامه‌هايي كه فلوبر طي سال‌هاي نوشتن رمان مادام بوواري به معشوقه‌اش لوييز كوله فرستاده است.

يك سند منحصربه‌فرد درباره‌ي تكوين روزانه‌ي اثري بزرگ و از طرفي، يك "ادبيات چيست" بسيار شخصي كه در آن فلوبر از وراي نظراتش درباره‌ي هنر، رمان و نقد، با قلمي بانشاط دست به حمله‌هاي انتقام‌جويانه‌اي عليه حماقت و گروتسك زندگي مي‌زند.

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: كتاب، خبر
:: برچسب‌ها: فلوبر, اصغر نوری, مترجم تبریزی
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391

.:: ::.





«آوات توی قاب» عنوان کتاب سال تبریز را در بخش داستان ازآن خود کرد
 

«آوات توی قاب» عنوان کتاب سال تبریز را در بخش داستان ازآن خود کرد

مجموعه داستان «آوات توی قاب» نوشته نعيمه کرداُغلي به‌عنوان کتاب سال تبریز در دومین جشنواره‌ي كتاب سال تبريز برگزيده شد.

اين مجموعه داستان توسط نشر افراز منتشر شده است.

نعیمه کرداوغلی‌آذر:
متولد تابستان 1359 تبریز. فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات فارسی.
از همان کودکی توی فضای قصه‌های مادربزرگ و پدر پرسه می‌زدم و به این‌که از کجا آمده‌اند و عاقبتشان چیست فکر می‌کردم. شبیه قصه‌هاشان را توی ذهنم می‌ساختم و باهاشان زندگی می‌کردم. تا یک روز بعد از این‌که از درس و دانشگاه فارغ شدم گفتم فکری برای دنیای شلوغ‌پلوغ توی ذهنم بکنم و راهی نیافتام جز این‌که به کاغذ و قلم پناه ببرم. به معجزه‌ی کلمات پی بردم و نوشتم. دوروبر سال 81 بود که رسما شروع کردم به نوشتن چیزهایی شبیه داستان. در انجمن‌های ادبی شرکت کردم. تا می‌توانستم کتاب خواندم و خواندم و نوشتم و نوشتم. اولین داستانم در مجله‌ی گلستانه منتشر شد. در چند جشنواره داستان کوتاه و فیلمنامه‌نویسی شرکت کردم و در چند تا از آن‌ها برگزیده شدم؛ و بالاخره پس از سال‌ها جرات کردم مجموعه‌ای از داستان‌هایم را گرد اورم.



:: موضوعات مرتبط: كتاب، خبر
:: برچسب‌ها: نشر افراز, كتاب سال تبريز, داستان تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391

.:: ::.





خبر كوتاه آمد: «سيمين دانشور» در سن ۹۰ سالگي درگذشت.
 

 

«و زنم «سیمین دانشور» است که می‌شناسید. اهل کتاب و قلم و دانشیار رشته‌ی زیبایی‌شناسی و صاحب تالیف‌ها و ترجمه‌های فراوان. و در حقیقت نوعی یار و یاور این قلم. که اگر نبود چه بسا خزعبلات که به این قلم درآمده بود. (و مگر درنیامده؟) از سال ۱۳۲۹ به این‌ور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که «سیمین» اولین خواننده و نقادش نباشد.

«مثلاً شرح حال»

زندگی «جلال آل‌احمد» به قلم خودش 

سطر اول: خبر كوتاه آمد: «سيمين دانشور» در سن ۹۰ سالگي درگذشت.

سیمین دانشور نویسنده و مترجم، عصر روز پنجشنبه ۱۸ اسفند درسن 90 سالگی در تهران درگذشت.
به گزارش خبرنگار مهر سیمین دانشور نویسنده و مترجم شهیر ایرانی و همسر جلال آل احمد در سن 90 سالگی در تهران درگذشت.

وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان "سووشون" است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است  و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب می‌شود.

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: سیمین دانشور, جلال آل احمد, سووشون
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه نوزدهم اسفند 1390

.:: ::.





«یک روز، يك كتاب» ميزبان «اياز مُرد و تو را نديد» / «ایاز مُرد و تو را ندید» در تبریز نقد می‌شود
 

«یک روز، يك كتاب» ميزبان «اياز مُرد و تو را نديد»

«ایاز مُرد و تو را ندید» در تبریز نقد می‌شود

 

مسئول واحد آفرينش هاي ادبي حوزه هنري آذربايجان شرقي از برگزاری پنجمین جلسه از سلسله نشست های «یک روز، یک کتاب» با موضوع نقد و بررسی کتاب «ایاز مرد و تو را ندید» نوشته «مهدی ابراهیم پور» در تبریز خبر داد.
«حنانه منشی» در گفتگو با خبرنگار همشهری با بیان اینکه این برنامه آخرین نشست نقد کتاب در سال جاری است، گفت: در این نشست نخستین مجموعه داستان «مهدی ابراهیم پور» با عنوان «ایاز مرد و تو را ندید» نقد و بررسی می شود.
مجموعه ایاز مرد و تو را ندید شامل ۶ داستان از ابراهیم‌پور است که عناوین آنها عبارتند از:عمویی که زود تمام شد، چراگاه، گلی‌خانم، ردیفهای آجری مسجد کبود، ایاز مرد و تو را ندید و پدر.
نویسنده در این کتاب با زبانی روان به روایت موقعیتهای متناقض در کنار هم پرداخته که همین بر جذابیت داستانها اضافه کرده است.
تمام داستانهای این مجموعه در فضای تبریز نوشته شده و تاریخ نگارش آنها بین سالهای ۸۴ تا ۸۸ است.
پنجمین نشست یک روز، یک کتاب ساعت 16 تا 19 روز 16 اسفندماه جاری با نقد و بررسی کتاب ایاز مرد و تو را ندید در حوزه هنری آذربایجان شرقی بر پا می شود.
گفتنی است، حوزه هنری آذربایجان شرقی نخستین نهاد برگزار کننده نشست های ماهانه نقد و بررسی کتاب در استان است.
 
منبع: همشهري
و
و
و
و
و
و
 


:: موضوعات مرتبط: ایاز مرد و تو را ندید، خبر
:: برچسب‌ها: اياز مرد و تو را نديد
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه دهم اسفند 1390

.:: ::.





چند خبر از داستان تبريز
 

چند خبر از داستان تبريز

 

سطر اول:مسافرت بودم. تازه از تهران برگشته‌ام. و نتوانسته‌ام وبلاگم را آپديت كنم. چند روزه‌ي دوري از تبريز در اين شهر اتفاق خاصي نيافتاده. همه چيز همان است كه بود. غير از اين كه يكي دو خبر دارم.

۱. «یک روز، يك كتاب» ميزبان «اياز مُرد و تو را نديد»

قرار شده براي مجموعه داستانم؛ «ایاز مرد و تو را ندید» در حوزه‌ي هنري تبريز نشست برگزار كنند. زمانش هم شانزدهم اسفندماه ساعت ۴ بعداز ظهر تعيين كردند. محل نشست هم طبقه‌ي فوقاني سينما قدس تبريز، حوزه‌ي هنري آذربايجان‌شرقي است.

۲. جلسات «عصر دوشنبه»‌ي خانه‌‌ي «داستان تبريز» دوباره راه مي‌افتد

اگر اتفاق خاصي نيفتد جلسات هفتگي خانه‌ي داستان‌نويسان تبريز از روز دوشنبه‌ي هفته‌ي آينده (ساعت ۴ تا ۶ عصر) در محل سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تبريز در پارك مفاخر تبريز دوباره راه خواهد افتاد. اميدوارم اين دفعه ديگر آن نامحرمان گذشته دور وبرمان نپلكند تا شايد اگر توانستيم كاري براي ادبيات تبريز انجام دهيم. تا ببينيم چه پيش مي‌آيد.

۳. اولين مجموعه داستان «ضياء وظيفه شعاع»؛ «درخت کج» با «چشمه» در راه است

توي تهران با خبر شدم اولين مجموعه داستان «ضياء وظيفه شعاع»؛ داستان‌نويس جوان تبريز با عنوان «درخت کج» مراحل كسب مجوزش رو به اتمام است و اگر خدا بخواهد با نشر چشمه درخواهد آمد. اميدوارم توي نمايشگاه بين‌المللي تهران اين مجموعه را ببينيم. از همين حالا به ضياء تبريك مي‌گويم.

 



:: موضوعات مرتبط: ایاز مرد و تو را ندید، يادداشت، خبر
:: برچسب‌ها: اياز مرد و تو را نديد, خانه داستان تبريز, داستان تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه سی ام بهمن 1390

.:: ::.





يوسف انصاري «ترس ليلي» را نوشت
 

يوسف انصاري «ترس ليلي» را نوشت 

يوسف انصاري از نگارش مجموعه‌ي داستان جديدي با عنوان «ترس ليلي» خبر داد.

 


به گزارش خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، انصاري درباره‌ي نگارش مجموعه‌ي داستان جديدش گفت: اين مجموعه‌ شامل داستان‌هايي مي‌شود كه بعد از مجموعه‌ي داستان «امروز شنبه» نوشته‌ام.

او افزود: اين مجموعه 10 داستان را شامل مي‌شود كه از ميان آن‌ها مي‌توان به داستان‌هاي ماه‌نسا،‌ سرانجام‌، ترس ليلي‌، صداي پارس سگ‌ها‌، مردي كه مي‌شناختم‌، گوشت مرده‌ و دونده اشاره كرد.

انصاري همچنين درباره‌ي فضاي داستان‌هاي مجموعه‌ي «ترس ليلي» گفت:‌ داستان‌هاي اين مجموعه ادامه‌ي مجموعه‌ي داستان قبلي من است و من در آن براي هر مخاطبي داستان دارم.

مجموعه‌ي قبلي تجربي بود و سعي كرده بودم فضاهاي متفاوتي را تجربه كنم؛ در مجموعه‌ي داستان «ترس ليلي» هم تجربي كار كرده‌ام.

او افزود: من سعي مي‌كنم داستان‌هايم موقعيتي انساني داشته باشد و اغلب‌ هم داستان‌هايم، داستان‌هاي موقعيت يا شخصيت مي‌شوند.

انصاري در پايان گفت: هنوز براي نشر اين مجموعه‌ي داستان تصميمي نگرفته‌ام؛ اما تا قبل از عيد، آن را به چاپ خواهم سپرد.

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: ترس لیلی, یوسف انصاری, امروز شنبه, داستان تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390

.:: ::.





وب سایت قدقامت
 

وب سایت قدقامت

 

 

«فعالیت «قدقامت» به دلیل بروز پاره ای مشکلات ناشی از قالب و ساختار این پایگاه خبری، با وقفه ای چند همراه بود. امید آن که با تجهیز قالب، زین پس بتوانیم منسجم تر از هر موعد دیگری در خدمت اعتلای فرهنگ و هنر آذربایجان و تبریز باشیم.»

 

این مطلب را توی سایت «قدقامت» گذاشته‌اند. سايتي كه «مجله‌ي فرهنگ و هنر تبريز و آذربايجان» است.

«قدقامت»مدتی است که راه افتاده. اول یک وبلاگ بود توی «بلاگفا». بعد شد يك سايت دست كامل. ولي وبلاگش آپديت‌تر بود. از وقتي سايت شده كمي تنبلي به سراغش آمده. انشاا... كه دوباره همان طور که نوشته‌اند اوضاعش روبه‌راه شود.

هر چند هنوز «خبرنامه» است و «مجله» نشده ولي همينش هم خوب است. اميدوارم همچنان مشيء بي‌طرفانه‌اش را در مسايل فرهنگي و هنري حفظ كند.

نشانی‌اش را هم كه مي‌دانيد؟

كليك كنيد: قدقامت 



:: موضوعات مرتبط: يادداشت، خبر
:: برچسب‌ها: وب سایت قدقامت, فرهنگ و هنر تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه ششم بهمن 1390

.:: ::.





خبر / سی و چهارمین شماره‌ي ماهنامه‌ي «تدبیر فردا» منتشر شد
 

خبر

سی و چهارمین شماره‌ي ماهنامه‌ي «تدبیر فردا» منتشر شد

 ******************

 ******************

سطر اول: سی و چهارمین شماره‌ي ماهنامه‌ي «تدبیر فردا» (دی ماه ۱۳۹۰) با مطالب زیر منتشر شد:

******************

1. ساياچي سؤزلري

عليرضا انباز

******************

2. تبريزين نيسگيللي قيزي گلمه‌‌دي

در احوالات «مدينه گلگون» و اشعارش

جعفر پوررضوي

******************

3. خط سبحان كاربردي و خواناست

گفت‌وگو با مهرداد محمدپور؛ مبدع خط سبحان و نقاشيخط هوالجميل

حسين منصوري متين

******************

4. نقش ماندگار آذربايجان در «موزاييك سنگ»!

«نقاشي موزاييک سنگ» به روايت صابر بقال اصغري

مهدي ابراهيم‌پور

و ... 



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: تدبیر فردا, تبریز
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه پنجم بهمن 1390

.:: ::.





مهلت ارسال اثر براي يادنامه‌ي زنده یاد دكتر غلامحسين ساعدي
 

مهلت ارسال اثر براي يادنامه‌ي زنده یاد دكتر غلامحسين ساعدي

وبلاگ سطر اول در نظر دارد به مناسبت ۲۴ دي‌ماه (زاد روز زنده یاددكتر غلامحسين ساعدي) ويژه‌نامه‌اي منتشر كند.

لذا از همه‌ي دوستان درخواست دارم مطالب خود را تا ۲۰ دي‌ماه به ايميل وبلاگ: ebrahimpour_mehdi@yahoo.com ارسال نمايند.

با تشكر

سطر اول



:: موضوعات مرتبط: خبر
:: برچسب‌ها: يادنامه, غلامحسین ساعدی, ارسال اثر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه هفدهم دی 1390

.:: ::.





ماجراي استعفاها (۷)/برگزاری جایزه ‌ادبی و کتاب‌‌‌سال ‌تبریز در زمان مقرر/بازگشت مستعفی‌ها
 

ماجراي استعفاها (۷)

 

توصيح سطر اول:

انگار هنوز ادامه دارد. حالا رسیده به ناز و کرشمه. من می خواهم تا آخر این ماجرا را همین طور سلسله وار پی بگیرم. خدا را چه دیدید شاید کتابي در خور شد و به دست ناشری هم سپردمش. بد نمی شود بالاخره یادگاری می شود برای روزگاری که ما نیستیم و دیگرانی هستند و صد البته حاضر به یراق برای قضاوت. آن موقع لطف این ماجراها بیشتر از این خواهد بود.

راستي همچنان مي توانيد از آرشيو موضوعي و بخش "ماجراي استعفاها" به همه‌ي مطالبي كه در اين خصوص در وبلاگ "سطر اول" منتشر شده يكجا دسترسي داشته باشيد.

و این حرف تکراری را باز تکرار می کنم که همچنان منتظر نظرات و مطالب تان هستم. (چه در این خصوص و چه در موارد دیگری که مربوط به فرهنگ و هنر آذربایجان خصوصاْ ادبیات آن می شود.)

يا علي مدد!

 

برگزاری جایزه ‌ادبی و کتاب‌‌‌سال ‌تبریز در زمان مقرر

بازگشت مستعفی‌ها

رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز از برگزاری به موقع جایزه ادبی و کتاب سال تبریز خبر داد و گفت: دوستان مستعفی از دو جایزه مجددا دعوت به همکاری شده‌اند.

به گزارش اهراب نیوز به نقل از مهر، سیدرضا علوی، رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز در پاسخ به سئوالی درباره آخرین وضعیت برگزاری جایزه ادبی تبریز و نیز کتاب سال تبریز گفت: هر دوی این جوایز به طور قطع در زمان اعلام شده برگزار می‌شوند.

وی ادامه داد: آثار رسیده به هر دو جایزه ادبی مرتب و دسته‌بندی و برای داوری و انتخاب آثار برتر آماده شده است.

علوی درباره انتخاب دبیر این دو جایزه نیز گفت: طبق قانون دبیر این دو جایزه ادبی رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز است که با این حساب بنده با توجه به حکمم دبیر این دو جایزه به حساب می‌آ‌یم، اما آن دو دوست دیگری که مستعفی نیز شده‌اند، دبیر علمی بودند که سعی می‌کنیم از وجود آنها مجددا استفاده کنیم، اما برگزاری این دو جایزه وابسته به دبیر علمی نیست.

رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز با اشاره به اینکه مهلت ارسال آثار برای جایزه کتاب سال تبریز به پایان رسیده، ولی برای جایزه ادبی تبریز همچنان باقی است، گفت: آقایان نجفی و علیزاده از سوی من مجددا دعوت به همکاری شده‌اند، اما اظهار می‌کنند که به دلیل مشغله کاری و برگزاری کلاس‌هایی که در تهران دارند، نمی‌توانند با ما همراهی کنند. با این وجود حتی اگر در موقعیت دبیری علمی هم امکان نداشته باشیم، در مقام داوری حتما از وجود این افراد بهره خواهیم برد؛ هرچند که با بررسی‌های من کار زمین مانده‌ای هم در این زمینه باقی نمانده است.

علوی در پاسخ به سئوالی درباره مخالفت‌های استانی در برگزاری این دو جایزه ادبی نیز گفت: ما قبل از این نیز ۱۳ دوره جایزه وحدت را در تبریز برگزار کردیم. برای آن هم ابتدا گفتند برگزاری‌‌اش فایده‌ای ندارد. ما اگر از کتاب برگزاری این جایزه بتوانیم دو شاعر یا نویسنده جوان را به استان و کشور معرفی کنیم، کارمان را انجام داده‌ایم.

وی تاکید کرد: هدف یک جایزه ادبی، معرفی استعدادها است و از این طریق فرهنگسازی می‌کند. بنابراین من به شخصه برگزاری آن را حیف و میل بیت‌المال نمی‌دانم.

علوی در پایان از تلاش خود برای افزایش مبلغ جوایز این دو جایزه ادبی خبر داد و گفت: سعی من این است که مبالغ این جایزه را افزایش بدهم یا تعداد نفرات برگزیده را بیشتر کنم که ان شاءالله یکی از این موارد به نتیجه خواهد رسید.

منبع: اهراب نیوز

 



:: موضوعات مرتبط: گفت و گو، خبر، ماجراي استعفاها
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390

.:: ::.





دو خبر از صالح سجادی: 1. تازه ترین اثر فارسی صالح سجادی با عنوان «تراژدی اورمان»/ 2. نقد کتاب نور و
 

دو خبر از صالح سجادی:

 

۱

تازه ترین اثر فارسی صالح سجادی

با عنوان «تراژدی اورمان» روانه بازار کتاب شد.

سجادی در توضیح چگونگی اخذ مجوز آخرین اثرش گفت: تراژدی اورمان دوبار ممیزی شد و بالاخره اردیبهشت ماه امسال درست دو روز مانده به نمایشگاه مجوز چاپ گرفت.

وی افزود: بعد از نمایشگاه هم تازه داشتیم به چاپ کتاب امیدوار می شدیم که این بار مجوز ناشر را باطل کردند و دو سه ماه هم طول کشید تا ناشر توانست مشکلاتش را برطرف کرده و مجوز فعالیت بگیرد و بعد از این همه مرارت بالاخره کتاب پریروز به دستم.

 سجادی خاطرنشان کرد: با وجود ناراحتی بسیار از طول کشیدن زمان اخذ مجوز چاپ برای کتاب، از نتیجه ممیزی تقریبا راضی هستم؛ چراکه تنها در چند بیت مشکل پیش آمده بود که با تغییرات جزئی برطرف شد و شکر خدا آسیب چندانی به کلیت اثر نرسید.

    

شاعر مجموعه غزل تشنج کلمات با بیان این که «تراژدی اورمان، یک مجموعه شعر نیست بلکه در حقیقت یک منظومه تقریبا بلند است» تصریح کرد: این مجموعه، داستانی است که به شکل منظوم و در فرمی تقریباً شبیه غزلمثنوی سروده شده  است.

وی در توضیح محتوای این اثر تراژدی اورمان را اثری مبتنی بر بافت سمبلیک با بن مایه هایی روانشناسانه، فلسفی و سیاسی خواند گفت: کتاب داستان پیرمردی است که در اوئل جوانی از دست قید و بند تمدن و شهر نشینی و جامعه ای که بیرحمی های آن را تاب نیاورده فرار کرده و به جنگل  های ارسباران پناه آورده و تمام عمرش را صرف حفاظت از طبیعت و حیات وحش ارسباران نموده و به آرامش دلخواه خود رسیده است؛ اما در ادامه اتفاقات دیگری نیز روی می دهد.

سجادی هدف خود از سرودن تراژدی اورمان، را رسیدن به یک تعامل سازنده بین شعر و داستان خواند و گفت: این اثر، تلاشی است برای رسیدن به نقطه ای که بتوان آن را محل تلفیق شعر و داستان دانست؛ به طوری که نه شعر فدای داستان سرایی شود؛ و نه اصول داستان به نفع شعر تکه پاره شود.

به گفته سجادی نبود تعامل سالم بین شعر و داستان از جمله آسیب هایی است که امروزه، تحت عناوینی از قبیل غزل روایت، غزل داستان و غزل فرم مطرح است؛ به طوری که در بیشتر اوقات، اثر آفریده شده در هیچ یک از دو حوزه شعر و داستان، نمی گنجد.

وی گفت: هدف دیگرم از سرودن تراژدی اورمان تلاش برای احیا فرمهای فرموش شده ادبیات و تذکر  ظرفیت های فرم هایی از قبیل منظومه نویسی، با زبان و فضای امروزی است.

سجادی در پایان گفت:  ادعایی درمورد اینکه چقدر در رسیدن به این دو هدف موفق بودم ندارم؛ در طول این سالها آنقدردرگیر فضای این اثر بودم که اکنون هیچ قضاوتی نمی توانم در موردش داشته باشم و هنوز هم نتوانستم از آن فضا خارج شوم تنها می توانم بگویم از خوندنش لذت می برم و امیدوارم دیگران هم از خواندنش لذت ببرند.

گفتنی است «تراژدی اورمان» این کتاب در ۶۳ صفحه و قطع رقعی توسط انتشارات افراز به چاپ رسیده است.

از این شاعر تبریزی پیش از این مجموعه سه جلدی «قویما منی قان آپاریر» با موضوع سیر تطور غزل ترکی منتشر شده که استقبال مخاطبان حوزه شعر و تحقیق را در پی داشته است. نور و نیلوفر، و تشنج کلمات از دیگر سروده های سجادی است.

علاقه مندان برای خرید اینترنتی این کتاب می توانند به سایت اینترنتی نشر افراز به نشانی www.afrazbook.ir مراجعه کنند.

 

منبع: قدقامت

 

۲

جلسه نقد کتاب «نور و نيلوفر»

جلسه نقد کتاب «نور و نيلوفر»/ مجموعه اشعار صالح سجادی روز سه شنبه ۶ دی ساعت ۱۶ با حضور استاد محمد سلمانی، مهرداد فلاح، سيدمهدي موسوي و مجيد معارف‌وند در تالار سپيده فرهنگسراي انقلاب برگزار مي‌شود.

نشاني فرهنگسرا:

تهران، خيابان نواب، تقاطع پل كميل، خيابان كميل، فرهنگسراي انقلاب

 



:: موضوعات مرتبط: كتاب، گفت و گو، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390

.:: ::.





جدیدترین اثر رمضانی منتشر شد/ پنج قصه با محتوای فقر
 

جدیدترین اثر رمضانی منتشر شد/ پنج قصه با محتوای فقر

من و سولماز دمغ بودیم. می دانستیم شب دده به خانه نمی آید. عصر، صاحب ساختمانی که دده آنجا کار می کرد، آمده بود دنبال ننه و او را با ماشین به بیمارستان برده بود. صاحب ساختمان می گفت روی پای دده تیرآهن افتاده. می گفت طوری نشده، اما دوست دده -حسن آقابنا- می گفت پای دده بدجوری له شده. می گفت دکترها می خوان پای دده را قطع کنن. حالا هر دو، ماتم گرفته و منتظر ننه بودیم. گوشه اتاق، سر روی شانه هم، گوش به زوزه وحشتناک باد و چشم به سیاهی شب داشتیم. شب از همیشه سیاه تر بود. یازده شب ننه آمد. چشمانش قرمز و باد کرده بود. تکیه داد به در، و به گوشه اتاق که دده آنجا می نشست، زل زد…از اتاق بیرون دویدم. نشستم زیر پنجره و از ته دل گریه کردم.


آنچه خواندید گوشه هایی از تازه ترین مجموعه داستان «محمد رمضانی» است.
«پدرم خنده را به خانه می‌آورد» عنوان آخرین مجموعه داستان این نویسنده تبریزی است که در ۵۶صفحه و با تصویرگری «فرشید شفیعی» به ثمر رسیده و از سوی انتشارات سروش، عرضه شده است.
صَفَر، پیسی، قصه را پاره کردم، خاک پاک است و پدرم خنده را به خانه می‌آورد، عناوین داستان‌های این مجموعه‌اند که اگر چه هر یک موضوع مستقلی دارند اما محتوا و محور اصلی تمام آن ها فقر است.
گفتنی است محمد رمضانی، متولد ۱۳۴۳ تبریز و فازغ التحصیل ادبیات نمایشی است. او فعالیت خود را در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، از دهه‌ی شصت و با چاپ داستان‌هایش در کیهان بچه‌ها آغاز کرد. معجزه‌ی اشک آبی، باغبان، ژنرال و عطر گل سرخ، دست زدن ممنوع و مردی با چوب‌های زیر بغل از جمله آثار این نویسنده تبریزی است.

منبع: قدقامت

 



:: موضوعات مرتبط: كتاب، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390

.:: ::.





سیدرضا علوی مدیرعامل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز شد / ماجراي استعفاها (۵)
 

ماجراي استعفاها (۵)

 

توضيح سطر اول

بالاخره صبح امروز خبر پذيرش استعفاي حسين نجفي از مديرعاملي سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تبريز رسمي و علني شد و سيدرضا علوي جاي او را در اين سمت گرفت.

شايد چند روز ديگر تحليل و برداشت خودم را از دوران تقريباً سي ماهه‌ي سيادت حسين نجفي بر سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تبريز در همين جا بياورم.

و همچنان منتظر نظرات و نوشته‌هاي شما هستيم.

يا علي مدد!

 

سیدرضا علوی مدیرعامل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز شد

 

سيدرضا علوي؛ مديرعامل جديد سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تبريز

 

پس از کش و قوس هاش فراوان بالاخره مدیرعامل جدید سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز معرفی شد.

به گزارش اهراب نیوز، علیرضا نوین پس از بازگشت از سفر خارج از کشور، با سومین استعفای حسین نجفی؛ مدیرعامل مستعفی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز موافقت و سرانجام سیدرضا علوی را به مدیرعاملی این سازمان انتخاب کرد.

گزارش اهراب نیوز می افزاید: سیدرضا علوی پیش از این مسئولیت هایی نظیر ریاست مرکز تربیت معلم شهیدباهنر تبریز را بر عهده داشته و از سوابق هنری وی می توان به راه اندازی و مدیریت گروه های تئاتر، مسئولیت های مختلف در حوزه هنری تبریز، مدیرمسئولی روزنامه سرخاب و... اشاره کرد.

 

منبع: اهراب نيوز

 



:: موضوعات مرتبط: خبر، ماجراي استعفاها
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390

.:: ::.





صالح سجادی و سیر در طنز و شعر آیینی ترکی
 

صالح سجادی و سیر در طنز و شعر آیینی ترکی

صالح سجادی دو مجموعه سه جلدی با عنوان‌های «سیر طنز در شعر ترکی» و «سیر شعر آیینی در شعر ترکی» را در دست انجام دارد. همچنین دومین مجموعه شعر او با عنوان «نور و نیلوفر» چندی پیش در مجموعه سوم «شعر امروز» انتشارات سوره مهر به چاپ رسید.

سجادی درباره دومین مجموعه شعرش توضیح داده است: «این مجموعه ۴۰ قطعه غزل را در برمی‌گیرد که در فضایی اجتماعی و حماسی سروده شده‌اند. البته تعدادی کار مذهبی نیز در این مجموعه گنجانده‌ام.»

نخستین مجموعه شعر سجادی با عنوان «تشنج کلمات» در سال ۱۳۸۶ منتشر شده است.

وی گفته: در مجموعه دوم گزیده‌ای از غزل‌های دفتر نخستینم همراه با ۲۰ غزل جدید آمده است.

این شاعر ادامه داد: در نخستین دفتر شعرم، غزل‌ها از نظر موضوعی و فرم  در ۶ بخش تقسیم‌بندی شده بودند، اما در دفتر جدید این تقسیم‌بندی را انجام نداده‌ام. از سوی دیگر دفتر قبلی از نظر فرم و موضوع تنوع بیشتری داشت، اما در دفتر جدیدم به یک تعادل رسیده‌ام و از لحاظ تکنیک و سوژه‌های شعری فراز و فرود چندانی در این دفتر دیده نمی‌شود.

بررسی طنز و شعر آیینی در شعر ترکی
وی در ادامه به بررسی سیر طنز و شعر آیینی در شعر ترکی اشاره و تشریح کرد: پیش‌تر چنین پژوهشی را با عنوان «سیر غزل ترکی» در هزار صفحه انجام داده بودم که سال گذشته از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسید. هدف از انجام این پژوهش‌‌ها، تدوین منابع تحقیقی برای انجام پژوهش‌های ادبی در زمینه شعر ترکی‌ است.

سجادی درباره روند فعالیتش در این مجموعه‌ها توضیح داد: برای مثال در بررسی سیر طنز در شعر ترکی، جلد نسخت، یک مدخل برای این موضوع است که به‌طور کلی مقوله طنز از کجا آغاز شده است و چه جایگاهی در ادبیات شفاهی و مکتوب دارد. پس از آن به تعامل شعر ترکی با شعر فارسی نیز پرداخته‌ام.

وی ادامه داد: جلد دوم این مجموعه تذکره‌ای کامل از قدیمی‌ترین شاعرانی‌ است که از عنصر طنز در اشعار خود بهره گرفته‌اند. برای مثال در قرن نهم با شاعری چون محمد فضولی روبرو می‌شویم، تا به دوران معاصر می‌رسیم. در جلد سوم نیز طنز در شعر معاصر ترکی بررسی شده است.

شعر هجایی ترکی
این پژوهش‌گر از تدوین آنتولوژی شعر هجایی ترکی خبر داد و گفت: شعر بومی آذربایجان، هجایی‌ است. در تدوین این مجموعه به گردآوری آثار شاعران یک نسل پیش پرداخته‌ام. این اثر از سوی انتشارات نقد افکار در دست چاپ است.

وی در پایان افزود: اکنون نیز از سوی انتشارات حوزه هنری استان تهران سومین مجموعه غزلم را با عنوان «آرامش در حضور کلمات» در دست انتشار دارم. این مجموعه حدود ۳۵ غزل از کارهای جدید من‌را که از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰ سروده شده‌اند، شامل می‌شود. مسایل و موضوعات عاطفی در اشعار این مجموعه بیشتر دیده می‌شود. برخی از سروده‌ها نیز مضمونی اجتماعی دارند.

صالح سجادی متولد سال ۱۳۵۵ در تبریز و فارغ‌التحصیل رشته مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. علاوه بر شعر در حوزه کاریکاتور نیز فعالیت کرده است.

پیش‌تر مجموعه غزل ترکی با عنوان «از قافیه تا قاف» با گردآوری او از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. «تشنج کلمات» عنوان نخستین مجموعه شعر منتشر شده او از سوی نشر شانی ا‌ست. همچنین مجموعه سه جلدی «سیر غزل ترکی» دیگر اثر منتشر شده سجادی‌ است.

منبع: قدقامت

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390

.:: ::.





بعد از سال ها سکوت؛ ناقوس کلیسای سنت استپانوس به صدا
 

بعد از سال ها سکوت؛ 
  
ناقوس کلیسای سنت استپانوس به صدا درآمد
  
 

ناقوس کلیسای سنت استپانوس بعد از سال ها سکوت بار دیگر با اتمام مرمت 5 ساله به صدا درآمد. 
  
  
  
   
به گزارش ایسنا ، اولین زنگ برج ناقوس کلیسای سنت استپانوس بعد از پنج سال مرمت کاری که هزینه ای بالغ بر 200 میلیون ریال دربرداشت، به صدا درآمد.

گفتنی است این برج به دلیل استحکام سازی و با حفظ سبک شیوه معماری گذشته به همت سازمان منطقه آزاد ارس و با مشارکت پايگاه كليساهاي تاريخي ايران مورد بازسازی قرار گرفت.
کلیسای سنت استپانوس با ویژگی‌های معماری و تزیینی یکی از زیباترین و مشهورترین کلیساها در جهان به شمار می آید و جزو 13 اثر تاریخی ایران است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
لازم بذکر است این کلیسا که یکی از شاهکارهای معماری است در اکثر ایام و بخصوص تعطیلات مورد استقبال گردشگران و هنرمندان و عکاسان قرار می گیرد و بعد از اتمام مرمت و استحکام سازی داربست های محوطه برج ناقوس حذف شده و صحنه ای متفاوت و زیباتر را به علاقمندان به تاریخ و هنر ارائه می کند.
اضافه می شود این برج آخرین بار در زمان عباس میرزا نایب السلطنه مرمت شده بود.
سنت استپانوس یا سنت استفان اولین شهید راه مسیحیت است که مراسم تحلیف او به وسیله حواریون حضرت عیسی مسیح انجام گرفت و از مبلغان مسیحیت شد و بالاخره یهودیان اورشلیم به او تهمت زدند که سخنانی برخلاف شریعت یهود گفته، استپانوس را دستگیر و در روز 26دسامبر سال 36 میلادی سنگسار کردند.
این کلیسا در 26 کیلومتری غرب جلفای منطقه آزاد ارس در محوطه‌ای محصور از درختان و دره سرسبز به نام قریه قیزیل وانگ (صومعه قرمز) واقع شده است و یکی از زیباترین و مشهورترین کلیساها در جهانٰ با ویژگی‌های معماری و تزیینی بسیار بوده و دارای سه ساختمان اصلی نماز خانه اصلی، اجاق دانیال و برج ناقوس می باشد.
 

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390

.:: ::.





مهدی ابراهیم پور در گفتگو با ايلنا: هفته‌ي فرهنگي تبريز، سنخيتي با فرهنگ اين شهر نداشت
 

مهدی ابراهیم پور در گفتگو با ايلنا:
  
هفته‌ي فرهنگي تبريز، سنخيتي با فرهنگ اين شهر نداشت

 

 
مهدي ابراهيم‌پور، رييس خانه‌ي داستان نويسنان شهر تبريز، در انتقاد به برگزار كنندگان هفته‌ي فرهنگي تبريز در كشور تاجيكستان، برگزاري اين همايش چند روزه را هدر دادن سرمايه‌ي ملي دانست.

وي در گفتگو با خبرنگار ايلنا افزود: هفته فرهنگي تبريزكه سال گذشته در فرهنگسراي خاوران تهران برپا شده بود، امسال توسط سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز، در شرايطي در كشور تاجيكستان برگزار شد، كه رنگ و بويي از فرهنگ مردمان اين شهر نداشت.

ابراهيم‌پور گفت: برگزار كنندگان اين مراسم، مصطفي رحماندوست را به عنوان نويسنده با خود به كشور تاجيكستان برده‌اند.ايشان نه تنها اهل تبريز نيست، بلكه فكر نمي‌كنم در طول عمر خود نيز، نهايتا بيشتر از چند روز در تبريز زندگي كرده باشد. بنابراين حضور ايشان در هفته‌ي فرهنگي تبريز، بي‌دليل بوده است.

وي ادامه داد: همچنين جلال شمع‌سوزان، يكي ديگر از اشخاصي بود كه توسط سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز، به تاجيكستان برده شد. او هيچ كارنامه‌ي ادبي ندارد و تنها سابقه‌اش انتشار كتاب «فهميده‌هاي آذربايجان» است كه در آن خاطرات شهيدان دانش‌آموز جمع آوري و به چاپ رسيده است. بنابر اين حضور ايشان در اين همايش به عنوان يك نويسنده، جايز نبود.

رييس خانه‌ي داستان نويسان تبريز خاطر نشان كرد: برگزار كنندگان، به جاي اينكه شخصيت‌هاي فرهنگي هنري تاثيرگذار تبريز را با خود به تاجيكستان ببرند، چهره‌هايي را برده‌اند كه به هيچ وجه شايستگي حضور در اين همايش را نداشتند. به عنوان مثال «محمد رمضاني» يكي از شايسته‌ترين نويسندگان تبريز است كه 10 كتاب در حوزه‌ي ادبيات و داستان نويسي دارد، اما حتي به ايشان تعارف نكردند كه در اين همايش حضور پيدا كند.

اين نويسنده، در ادامه به «صالح سجادي» شاعر تبريزي اشاره كرد و گفت: سجادي كه مجموعه‌ي ارزشمند «سير تطور غزل فارسي» را در سه جلد توسط سوره‌ي مهر منتشر كرده است نيز يكي از افرادي بود كه شايسگي حضور در اين سفر را داشت، اما دعوت نشد.

وي در ادامه به سيستم خبر رساني همايش هفته‌ي فرهنگي تبريز در تاجيكستان انتقاد كرد و اظهار داشت: برگزرا كنندگان هيچ خبرنگار شناخته‌شده‌اي را با خود به همراه نبردند تا وضعيت برگزاري مراسم مورد تحليل و بررسي قرار گيرد و تنها خود به ارسال خبر مبادرت داشتند.

ابراهيم‌پور در پايان گفت: برگزاري همايشي كه با نام تبريز برگزار مي‌شود اما رنگ و بويي از تبريز ندارد، به هدر دادن سرمايه‌هاي ملي‌ست.

متن اصلي را اين جا مي توانيد ببينيد



:: موضوعات مرتبط: گفت و گو، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه یکم آبان 1390

.:: ::.





استاد دکتر «یحیی شیدا» دارفانی را وداع گفت
 

 

استاد دکتر «یحیی شیدا» دارفانی را وداع گفت

 

روحش شاد!

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390

.:: ::.





ناشري كه كلاه نويسندگان جوان را برداشت
 

 

ناشري كه كلاه نويسندگان جوان را برداشت


براساس گفته هاي چند تن از اهالي قلم، يكي از ناشران بخش خصوصي كه در دو سال گذشته با جلب اعتماد نويسندگان جوان كشور، اصل آثار و مبالغي براي انتشار آن از اين افراد گرفته بود، با وعده چاپ كارهايشان متواري شده است.


خبرگزاري مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: «دستگاه مشترك مورد نظر خاموش مي باشد» اين تنها پيغامي است كه جمع كثيري از شاعران و نويسندگان عمدتا كتاب اولي، اين روزها از تلفن همراه يك مدير نشر مي شنوند؛ تلفن همراهي كه تا همين ماه هاي نخست ابتداي سال جاري، صاحبش با مهرباني از شاعران و نويسندگان جوان مي خواست كه اثر خود را براي انتشار در اختيار او قرار دهند و پس از آن و معمولا در كمتر از دو هفته خبر دريافت مجوز انتشار كتابشان را به آنها مي داد و سپس از آنها مي خواست طبق توافق به عمل آمده وجه مورد نياز را براي انتشار اثر آنها به حساب مسئول نشر واريز كنند.

حالا تنها از آن همه جنب و جوش، نويسندگان و ناشراني مانده اند با آثاري كه مفقود و بلاتكليف است، مبالغي كه از جيب آنها رفته و يك صداي زنانه كه دائما تكرار مي شود؛ «دستگاه مشترك مورد نظر خاموش مي باشد».


كتاب هايي كه سرانجام خمير مي شوند

قوانين صدور مجوز نشر در كشور ما قوانين سختگيرانه اي است. آنچه در اين رابطه پايگاه اطلا ع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گزارش مي دهد، حُسن شهرت و نداشتن سوء سابقه بخشي از مواردي است كه بايد براي كسب مجوز نشر آن را لحاظ كرد. همچنين مهجور نبودن و عدم ورشكستگي، مشهور نبودن به تقلب و تقصير در كنار آن از جمله مواردي است كه قانون صدور پروانه نشر را منوط به آن كرده است.

اين قوانين در سال 1387 در فرآيندي اقدام به صدور مجوز نشري به نام نوح نبي(ع) به نام مريم كريمي منجر مي شود؛ انتشاراتي كه با نام وي و با مسئوليت اجرايي فردي به نام شريفي فعاليت خود را آغاز مي كند.

مدير اين نشر در فرصت كوتاهي با توجه به سابقه فعاليت مطبوعاتي خود با جمع زيادي از نويسندگان و شاعران به ويژه شاعران و نويسندگان شهرستاني و نوقلم تماس برقرار كرده و با ايجاد ارتباط با برخي از چهره هاي نام آشناي ادبيات و شعر آنها را به ارائه اثر براي انتشار ـ البته با هزينه صاحب اثر ـ تشويق مي كند كه حاصل آن، انتشار نزديك به بيش از 35 اثر در مدت يك سال مي شود، اما پس از نمايشگاه كتاب امسال رفته رفته نويسندگاني كه اثر آنها در اين موسسه در دست انتشار بود با عدم پاسخگويي صاحب نشر و سرانجام غيبت ناگهاني وي روبرو مي شوند و اينك آنها مانده اند و پول واريز شده به حساب يك ناشر كه تا چندي پيش نام آشنا بود و آثارشان كه مشخص نيست الان در كدام كشوي ميز در گوشه اي از اين شهر و يا انبار در دست خاك خوردن هستند.

مينو نصرت، از جمله شاعراني است كه از اقدامات نشر به شدت متضرر شده است. وي درباره اثر خود به مهر مي گويد: من به واسطه يكي از دوستانم به نام محسن بوالحسني كه آن روزها ارتباطي با موسسه داشت به مسئول نشر معرفي شدم. پس از اين آشنايي قرار شد مجموعه اي از اشعارم را در قالب كتابي به نام «طلاق خاطرات درخت را سياه مي كند» از سوي اين نشر منتشر كنم. من هم كتاب را ارائه كردم و نزديك به سه هفته بعد از صدور مجوز آن به من به شرط اصلاح برخي از اشعار خبر داده شد.

نصرت ادامه مي دهد: ناشر از من خواست كه براي انتشار كتاب 850هزار تومان پول به او بدهم و من هم به حسابش واريز كردم و اصلاحات مورد نظر وي را نيز پذيرفتم. بعد از چند هفته به من خبر دادند كه براي انتشار اثر باز هم بايد در آن دست برد و وقتي علت را پرسيدم، گفتند برخي واژگان و اشعار نيازمند تغيير است و اين تقريبا آخرين تماس هاي من با ناشر بود.

نصرت درباره سرنوشت كتاب خود مي گويد: آخرين پيگيري من حاكي از اين بود كه كتاب نه در 130 صفحه اي كه من به او ارائه داده بودم كه در 80 صفحه منتشر شده و به دليل وصول نشدن بدهي 4 ميليون و 800 هزار توماني ناشر در چاپخانه وزارت ارشاد در خال خاك خوردن است و در نهايت نيز اگر بدهي وصول نشود، اثر خمير خواهد شد.


ضربه هاي عاطفي سنگين تر از مالي است

هرمز عليپور شاعراني است كه در ارتباط با اين موسسه زخم كلاه برداري را بر تن خود ديده است. او به خبرنگار مهر مي گويد: كتابم را صرفا بر اساس يك رابطه دوستانه به ناشر دادم، ولي با من برخوردي شد كه بيشتر از جنبه مالي از حيث عاطفي صدمه ديدم.

عليپورهمچنين ادامه داد: سه ماه پيش بود كه آقاي شريفي كه خود را مدير داخلي نشر معرفي كرد به واسطه ارتباط من با آقاي محسن بوالحسني به اهواز آمد و اين سفر يك رابطه دوستانه را ميان ما ايجاد كرد. در پي همين رابطه من مجموعه شعر خودم با عنوان «كانكس 64» را به ناشر دادم. بعد از مدتي با من تماس گرفتند كه مجوز كتاب شما آمده و 10 وز ديگر منتشر مي شود والبته هنوز هم منتشر نشده است.

عليپور همچنين گفت: رابطه من و ناشر رابطه اي عاطفي بود و از اين حيث صدمه خورده ام؛ وگرنه نه مي دانم به كجا شكايت كنم و نه توان شكايت دارم.


مجوز نشر آني؛ انتشار غيرممكن

محسن بوالحسني از مطلع ترين افرادي است كه درباره اين ناشر حرف هاي جالبي براي گفتن دارد. فردي كه بسياري از اثرباختگان و مال باختگان اين ماجرا اين روزها با او در تماس هستند. شاعر، مترجم و روزنامه نگاري كه به گفته خود، اعتبار شخصي اش را در اين ماجرا هزينه كرده است.

بوالحسني آشنايي خود را با مدير اين نشر را به واسطه ارتباطات مطبوعاتي عنوان كرده و مي گويد: من به واسطه آشنايي ام با مدير اين موسسه دعوت به همكاري شدم و بعد از انتشار كتاب اولم با عنوان «شمس با قطار از قونيه برگشت» كه كسب مجوز و انتشار سريعش از همان ابتدا نيز باعث تعجب من شد، از من خواسته شد كه مدير روابط عمومي نشر شوم.

وي ادامه مي دهد: بسياري از دوستان به واسطه اعتبار من و بها الدين مرشدي به ناشر معرفي شدند. اين موضوع هنوز براي من سنگين است؛ چون من بايد پاسخگوي اين افراد باشم.

بوالحسني در ادامه روايت عجيبي از كار ناشر ارائه مي دهد و مي گويد: آثاري كه به اين ناشر ارائه مي شد، همگي به شكلي عجيب سريعا مجوز نشر مي گرفت. حتي كتابي از جواد مجابي هم به اين ناشر ارائه شده بود كه علي رغم اينكه تمامي آثار اين نويسنده معطل دريافت مجوز هستند، موفق به كسب صدور شد. از طرف ديگر، ناشر و شخص آقاي شريفي رفته رفته دندان گردي نشان دادند و از صاحبان اثر مبالغ كلاني را براي انتشار اثر درخواست كردند. اين موضوع در كنار عدم پرداخت حق التاليف و حقوق خود من باعث شد كه يك سال قبل از ادامه كار با اين ناشر سر باز بزنم.

وي ادامه مي دهد: اصرار و رابطه دوستانه من با برخي صاحبان اثر در يك سال گذشته مرا چند بار به دنبال ناشر روانه كرد. من ناشر را براي آخرين بار تابستان امسال ديدم. در زير زمين يك پيلوت كه ساختمان اصلي آن متعلق به يك مهد كودك بود، به اصطلاح دفتري دايركرده بود. متاسفم كه بگويم سئوال ها و درخواست هاي مرا نيز با ادبيات بسيار غيرفرهنگي و بي ادبانه پاسخ داد و در نهايت مبلغي بسيار كمتر از حقم خودم را به عنوان حق التاليف داد و تهديد كرد كه ديگر از او سراغي نگيرم.


ناشران به چه اعتباري مجوز نشر مي گيرند

جان اين اتفاق را اما مي توان در آخرين جملات بوالحسني جست كه داستان زخم اين ناشر بر تن نويسندگان و شاعران گمنام ايراني را كامل مي كند؛ شاعران و نويسندگاني مانند مينو نصرت، هرمز عليپور، مهري مهرمنش، مژگان قانعي، محمد بياني و... وي مي گويد: دوستاني كه از اين ناشر متضرر شده اند از وزارت ارشاد به عنوان متولي ساماندهي ناشران مي خواهند كه ابتدا راهكاري در رابطه با روشن شدن وضعيت مالي ما با ناشر به ما نشان دهد و از طرف ديگر به ما جواب بدهند كه به چه اعتباري به اين افراد مجوز نشر داده شده است و اين افراد به چه اعتباري به اين شيوه اجازه دارند كه به فعاليت نشر ادامه دهند. بايد كسي بگويد كه وقتي با چنين سختگيري هايي مجوز نشر صادر مي شود، بايد با سختگيري نيز پيگير صدور نوع فعاليت اين ناشران بود.

تلفن را بر مي داريم و زنگ مي زنيم به شماره اي كه روي كارت ويزيت دفتر درج شده است. مرد جواني آن سوي سيم ها خود را مسئول يك دفتر بازاريابي كتاب معرفي مي كند كه صاحب نشر مرود نظر ما مدتي براي آنها بازاريابي مي كرده است.

از او مي پرسم كه كجا مي توان پيدايش كنم؟ مي گويد: يك ماهي است از او خبري ندارم. از اينجا رفته. اگه بازاريابي بيا و براي من كار كن. من نيرو نياز دارم!


گزارش از: حميد نورشمسي

منبع : خبرگزاري مهر

 



:: موضوعات مرتبط: مقاله، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390

.:: ::.





فضای ادبی تبریز مناسب نیست / نگارش "حفره تنهایی یونس" به اتمام رسید
 

فضای ادبی تبریز مناسب نیست

 نگارش "حفره تنهایی یونس" به اتمام رسید


تبریز - خبرگزاری مهر: "مهدی ابراهیم‌پور" داستان‌نویس تبریزی نگارش دومین مجموعه داستانی خود با عنوان "حفره تنهایی یونس" را به اتمام رساند.
این داستان نویس تبریزی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: با اتمام کار نگارش این اثر و با اظهار تمایل یک ناشر تهرانی، به زودی این مجموعه داستانی به طبع رسیده و به بازار عرضه می شود.

وی با بیان اینکه حفره تنهایی یونس دارای دو قسمت است، گفت: در قسمت نخست سه داستان رئال با نام‌های "بازرگان وطوطی"، "شب بزرگ حاج رسول" و "توی غاری تاریک گم شد" گنجانده شده است.

ابراهیم پور اضافه کرد: در قسمت دوم داستان نیز سه داستان با ساختارشکنی مفهومی و قالب داستان‌های سوررئالیستی با نام‌های "حفره‌ تنهایی یونس"، "حیران، جیران، فیروز" و "ننه خاقان" ارائه شده است.

وی با اشاره به انتشار نخسیتن مجموعه داستانی اش در سال گذشته با عنوان "ایاز مرد و تو را ندید"، از آنچه بی توجهی به این مجموعه در تبریز خواند انتقاد کرد و افزود: با همه این اوصاف، منتقدان و صاحبنظران ادبی تهران این مجموعه داستانی را مورد توجه قرار دادند که قابل تمجید است.

این داستان نویس، همچنین فضای ادبی تبریز را مورد انتقاد قرار داد وگفت:  در تبریز به ایده‌ها و حرکت‌های ادبی نو توجه چندانی صورت نمی گیرد و برخی که به ناحق خود را صاحب ادبیات تبریز می‌دانند، سعی در نادیده گرفتن جوان‌ترها دارند.

ابراهیم پور با اشاره به انتشار پنج مجموعه داستان طی دو سال گذشته از نویسندگان جوان تبریزی، برگزار نشدن حتی یک نشست نقد و بررسی برای این آثار را نشانه ضعف و عدم آگاهی نهادهای فرهنگی تبریز نسبت به جایگاه ادبیات پیشرو دانست.

 

منبع خبرگزاری مهر / متن اصلی را این جا ببینید


 



:: موضوعات مرتبط: ایاز مرد و تو را ندید، گفت و گو، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390

.:: ::.





فال حافظ
 

 

فال حافظ

 

مدتي بود كه آيكون فال حافظ را از وبلاگم برداشته بودم. چون نمي‌گذاشت ديوان حافظ را بردارم و هر طور دلم خواست و از هر كجا كه عشقم كشيد حافظ بخوانم. ولي دلم براي فال حافظ تنگ شد و دوباره بارگذارييش كردم.

و اما غزلي از حافظ:

ياري اندر كس نمي‏بينيم ياران را چه شد

دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حيوان تيره‏گون شد خضر فرخ‏پي كجاست

خون چكيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد

صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي برنخاست

عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد

زهره سازي خوش نميسازد مگر عودش بسوخت

كس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد

لعلي از كان مروت برنيامد سالهاست

تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد

كس نمي‏گويد كه ياري داشت حق دوستي

حق‏شناسان را چه حال افتاد، ياران را چه شد

شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار

مهرباني كي سر آمد شهر ياران را چه شد

گوي توفيق و كرامت در ميان افكنده‏اند

كس به ميدان در نمي‏آيد سواران را چه شد

حافظ اسرار الهي كس نمي‏داند خموش

از كه مي‏پرسي كه دور روزگاران را چه شد



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه هشتم خرداد 1390

.:: ::.





یوسای بزرگ
 

 

 

یوسای بزرگ

 

 

خیلی وقت بود که دیگر جایزه­ی ادبیات نوبل چنگی به دل نمی­زد. انگار اعطا کنندگان این جایزه همین طور و از سر ناچاری بالاخره یکی را پیدا می­کردند و این جایزه را دو دستی تحویلش می­دادند و بعد هم نفسی به نشانه­ی راحتی می­کشیدند و می­گفتند: «آخیش ...! امسال هم گذشت. راحت شدیم تا سال بعد.»

سال بعد هم همان آش بود و همان کاسه.

ولی امسال در بر روی پاشنه چرخید و یوسای بزرگ خطابه­خوان نوبل ادبیات شد. کسی که بی­شک بزرگ­تر از جایزه­ی نوبل است و بر خلاف خیلی­ها که با دریافت این جایزه به اعتبار و منزلت می­رسند، اعتباری دوباره به جایزه­ی نوبل ادبیات بخشید.

خوشبختانه «ماریو بارگاس یوسا»؛ نویسنده­ای شناخته شده در ایران است و آثار بسیاری از او به فارسی ترجمه شده که اکثرشان را هم مترجم بزرگ کشورمان «عبداله کوثری» ترجمه کرده است. آثاری چون:

زندگانی واقعی آلخاندرو مایتا

(اولین اثری که از یوسا خواندم.)

مرگ در آند

مردی که حرف می­زند

سور بز

گفتگو در کاتدرال

(اثری فاخر و تکنیکال که خواندنش انسان را به انتهای لذت از حضور تکنیک در داستان می­برد.)

جنگ آخر الزمان

(کتابی که با اثر جاودانه­ی تولستوی؛ جنگ و صلح برابر دانسته شده و جایگاه آن را در ادبیات آمریکای لاتین برابر با جنگ و صلح برای ادبیات روسیه می­دانند. جنگ آخر الزمان بی­شک بزرگ­ترین شاهکار یوساست.)

و کتاب عیش مدام (درباره­ی شاهکار بی­نظیر فلوبر؛ مادام بواری.)

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: يادداشت، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه هجدهم مهر 1389

.:: ::.





و یک خبر
 

و یک خبر

 

یک خبر و آن این که بعد از ده ماه مجوز کتاب من آمد.

 

مجموعه داستان «ایاز مرد و تو را ندید» كه قرار است توسط نشر افراز منتشر و در اختيار علاقه‌مندان عرصه‌ي ادبيات داستاني قرار گيرد شامل شش داستان كوتاه با عنوان‌هاي: «عمويي كه زود تمام شد»، «چراگاه نظام»، «گلي خانم»، «رديف‌هاي آجري مسجد كبود»، «اياز مُرد وُ تو را نديد» و «پدر» مي‌شود.

اين داستان‌ها از ميان مجموعه‌اي از داستان‌هايم مابين سال‌هاي 1384 تا 1387 انتخاب شده و به صورت يك مجموعه درآمده است.

 از شاخصه‌هاي اصلي اين مجموعه مي‌توان به تنهايي دروني و همچنين بيروني شخصيّت‌هاي داستاني اشاره كرد. تقريباً در همه‌ي داستان‌هاي كتاب شخصيّت‌هاي داستان در تنهايي خود سرگردان و گرفتارند. ترس از تقدير و روبه‌رو شدن با آن شخصيّت‌هاي مجموعه داستان «اياز مُرد وُ تو را نديد» را به انزوا و كناره‌گيري از زندگي و همچنين خودِ حقيقي‌شان كشانده است.

عدم توانايي براي به مبارزه‌ طلبيدن زندگي و تقدير حاصل از آن شخصيّت‌هاي پوچ و بي‌قاعده‌اي را آفريده است كه در جامعه‌ي معاصر ايران خصوصاً تبريز زندگي مي‌كنند. انسان‌هايي كه بلافصل زاده‌ي موقعيّت اجتماعي و فرهنگي جامعه‌ي سنّتي و گرفتار در چنبره‌ي مدرنيسم ايران‌اند.

 



:: موضوعات مرتبط: ایاز مرد و تو را ندید، كتاب، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه یکم تیر 1389

.:: ::.





سال مرگ ژوزه ساراماگو

 

سال مرگ ژوزه ساراماگو

 

 

پيرمرد هم مُرد. خيلي وقت بود كه بي‌خبر بوديم از او. با مرگ «ساراماگو» برگي از دفتر قطور رمان‌نويسي جهان ورق خورد.

امسال يعني سال 2010 ميلادي درست در بحبوحه‌ي جام‌جهاني در حالي كه «تيم ملّي پرتغال» يكي از تيم‌هاي پر اميد جام‌جهاني است و ستاره‌ي اين تيم؛ «كريستيانو رونالدو» با هنرنمايي‌هايش چشم همه را خيره خواهد كرد، «ژوزه ساراماگو» تنها نويسنده‌اي كه از كشور كوچك و فقير اروپا؛ «پرتغال» مي‌شناسم، مُرد.

«كوري» -شاهكاري كه همه ژوزه را با آن مي‌شناسند.-، «دخمه»، «بينايي» -رماني كه هنوز نخوانده‌ام و منتظرم تا يكي از دوستان تمامش كند و نوبت خوانش من برسد.- و «سال مرگ ريكاردو رِيش». اين‌ها اثاري است كه از او مي‌شناسم. و در اين بين براي من رمان «سال مرگ ريكاردو رِيش» بيش از همه دلچسب بود. نمي‌دانم اين رمان را خوانده‌اي يا نه. اگر نخوانده‌ايد، مهمّ نيست. اگر دوست داشتيد، به راحتي مي‌توانيد پيدايش كنيد و بخوانيد.

اين رمان به خوش‌خواني «كوري» نيست. براي من خواندن رمان‌هايي كه همراه با تجربه‌ي روحي، رنجي جسمي را نيز به خواننده تحميل مي‌كنند و خوراك حاضر و آماده‌اي براي كتاب‌خوان‌ها نيستند، لذّت‌بخش‌تر است. پس «سال مرگ ريكاردو رِيش» را براي هيچ كتاب‌خوان كم‌حوصله و كم‌طاقتي توصيه نمي‌كنم.

ولي اگر خوانديد به احتمال زياد، بار ديگر به احترام بزرگي ادبيّات ساراماگو تمام قدّ خواهيد ايستاد و درود خواهيد فرست.



:: موضوعات مرتبط: يادداشت، خبر، مناسبت
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه یکم تیر 1389

.:: ::.





كمي بيش‌تر از يك ساعت با آرش آزاد

 

كمي بيش‌تر از يك ساعت با آرش آزاد

 

 

 

نشد تا در بيمارستان به عيادت »حميد آرش آزاد« برويم. شاعر طنّاز و خوش قريحه‌ي تبريز. كسي كه توي هر  مجلسي باشد، صفا و دلخوشي از آن مي‌بارد. كسي از بودن در كنارش خسته نمي‌شود و اين نعمت بزرگي است كه اين مرد بزرگ از آن برخوردار است.

»حميد آرش آزاد« به علّت عارضه‌ي ريه در بيمارستان امام رضا بستري بود. پسرش؛ سيامك مي‌گفت: »حوصله‌اش از بيمارستان سر رفته. ديگر نمي‌تواند اين جا بند شود.« خوب حق هم داشت. مگر مي‌شود او را توي تخت و اتاق بيمارستان محبوس كرد.

 

وارد آپارتمان‌شان كه شديم حسين رشتبريان و ............ قبل از ما آن جا بودند. من و احمد حسن‌نژاد نيم ساعتي بدقولي كرده بوديم و شش و نيم عصر از آسانسور به طرف طبقه‌ي چهارم اين آپارتمان پنج طبقه بالا رفتيم. آرش آزاد نشسته بود، توي پذيرايي روي يك پتو و بالشي را بغل كرده بود. بيماري اثرش را گذاشته بود روي چهره‌اش و تكيده به نظر مي‌رسيد. دستگاه اكسيژن روشن بود و از راه بيني اكسيژن ناب را به سمت ريه‌هاي بيمار و نزارش روانه مي‌كرد.

 

 

سلام و احوالپرسي‌هاي معمول و متداول تمام شد. اوّلين حرف جدّي به پست مدير كلّ جديد و مديركل‌رفته‌ي ارشاد خورد. هر كس نظري داشت ولي هيچ كس نه ذوق‌زده بود، نه ناراحت. نخواستيم جمع ساده و صميمي‌مان به بحث‌هاي جدّي و روتيني كه در ديدارهاي رسمي از بزرگان و عيادت از ايشان، اتّفاق مي‌افتد، آلوده شود. رشته‌ي كلام همين طور بين همه مي‌گشت و به نوبت كسي چيزي مي‌گفت. آرش آزاد هم از اتّفاق‌هاي گاهگاهي كه به فراخور بحث‌مان يادش مي‌آمد، براي‌مان تعريف مي‌كرد. چون دو نفر از چهار ميهمان – -احمد حسن‌نژاد و حسين رشتبريان- از اهالي روستاي ارزيل‌اند، حتّي بحث به سيّدهاي ارزيل هم كشيد. صحبت از ميرزا علي معجز شبستري و بزرگي‌هايش و كلّي حرف‌هي ديگر كه چون در جمعي خصوصي و مطبوعاتي گفته شده‌اند، نمي‌شود اين جا نوشت.

كمي بيش‌تر از يك ساعت ميهمان‌شان بوديم و بعد هم عكس‌هاي‌مان را گرفتيم و رفع زحمت كرديم تا حميد آرش آزاد هم استراحتي بكند. به اميد آن كه دوباره او را سرزنده و خندان در جمع‌مان ببينيم

:: موضوعات مرتبط: يادداشت، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه یکم تیر 1389

.:: ::.





شماره ۲۲ ماهنامه تدبیرفردا منتشر شد
شماره ۲۲ ماهنامه تدبیرفردا منتشر شد

 

 

 

در این شماره می خوانید:

 

سرمقاله

خداحافظ جناب مدير كلّ!

 

ديدار

كمي بيش‌تر از يك ساعت با آرش آزاد

 

30 روز ماه

فصل تيم‌هاي تبريزي

 

در حاشيه

درختان تبريز ايستاده مي ميرند

خواهرخوانده‌ها به تبريز نمي‌آيند!

 

مناسبت

ردّ پاي زنان ايران در صفحات تاريخ

 

نگاه

حجاب و عفاف؛ مساله اين است

سوت بلبلي بزن؛ حال »اورمو« خوب است

باران که ببارد تبريز من زشت‌تر مي‌شود!

 

گزارش

نمايشگاه زنانه!

 

جوابيه

اتفاقاً باغ گلستان‌مان آرزوست!

 

چشم‌انداز

اين جا بوي جاودانگي مي‌ده

نيايشگاه مهر

 

ياد

با شريعتي، از ديروز تا امروز

 

معرفي

طب گياهي

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در سه شنبه یکم تیر 1389

.:: ::.





بیست و یکمین شماره ی ماهنامه ی تدبیرفردا منتشر شد
 

 

بیست و یکمین شماره ی ماهنامه ی تدبیرفردا منتشر شد

 

بيست و يكمين شماره ماهنامه تدبيرفردا

 

بيست و يكمين شماره ي ماهنامه ي تدبيرفردا با مطالب زير منتشر شد:

 

سرمقاله

بودجه مشكل فرهنگ ما نيست!

30 روز ماه

ريحانه تبريزي متولد مي‌شود

درنگ

باز هم شديم زن و شوهر بيكار

در حاشيه

باغِ گلستان آرزوست!

مردم ولي‌نعمت مايند!

سفر به چين با متروي تبريز

مناسبت

كارگران ميدان‌ساز و ميدان‌هاي كارگر ساز ...

كارگران هم مطالباتي دارند انگار

آفسايد

تراكتور در راه خصوصي شدن

فوتبال آذربايجان در يك قدمي آسيا

گزارش

ساعت 16:10 فرصتي براي حسرت فردا

مسكن مهر چه قدر مهربانانه عمل مي‌كند

نگاه

نرده‌ها و خلقياتِ ما

بررسي دو پرونده با يك نگاه

نكته

لهجه‌ي اقوام وسيله‌ي تمسخر نيست

رخداد

سرقت مجسمه‌هاي ستارخان و باقرخان

داستان

مثل قلقك بود

ياد

آقا معلم‌هاي خوب مدرسه‌ي تعطيل‌شده‌ي شهيد حقيقي

 



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389

.:: ::.





شيفت شب؛ اوّلين مجمومه داستان غلامرضا معصومي
شيفت شب؛

اوّلين مجمومه داستان غلامرضا معصومي

شیفت شب
مولف: غلامرضا معصومی
ناشر: افراز
قیمت پشت جلد: 22,000 ریال

قطع کتاب:  رقعی
نوع جلد:  شمیز
تعداد صفحه:  96
نوبت چاپ: اول
شابک: 978-964-243-019-2
تیراژ: 1100

توضیح مختصر:
زن بند کیفش را بر شانه‌اش انداخت و از روی جوی باریکی پرید. آن موقع شب هنوز بعضی از پنجره‌های آپارتمان‌های آن‌طرفِ اتوبان روشن بود و کسی هم داشت توی تاریکیِ اتاقی، ‌رو به خیابان سیگار می‌کشید. حتماً متوجه او شده بود. تنها سرخی آتش ‌سیگارش بود که به تناسب بدنش بالا و پایین می‌رفت و در سیاهی قابِ پنجره از او هیبت یک مرد را می‌ساخت. کنار خیابان، چند قدمی هنوز نرفته بود که ماشینی، آرام، از پشت سر آمد و کنارش توقف کرد و صدای مردانه‌ای را شنید: «خانمِ محترم را کجا باید برسونم؟»



:: موضوعات مرتبط: كتاب، خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه هفتم اسفند 1388

.:: ::.





حجت الاسلام حسنی ثبت ملی می‌شود

حجت الاسلام حسنی ثبت ملی می‌شود

حجت الاسلام حسني به عنوان يکي از مشاهير و مفاخر کشور ثبت ملي مي‌شود.

 

 حجت الاسلام حسني

 

روابط عمومی میراث فرهنگی آذربایجان غربی اعلام کرد که در دیدار سرپرست، معاونان، مسئولین و مدیران میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی با حجت الاسلام غلامرضا حسنی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ارومیه دیدار کردند.

در این دیدار اسدالله علیزاده باراندوزی سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی با اشاره به راه‌اندازی موزه ملی مشاهیر و مفاخر کشور اعلام کرد که در صورت موافقت امام جمعه ارومیه نام وی به عنوان میراث زنده آذربایجان به همراه اسناد و تصاویری از سوابق علمی و مبارزاتی برای ثبت در این موزه ارسال شود.

منبع تابناك

حجت الاسلام حسني ثبت ملي مي شود / تابناك



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه هفتم اسفند 1388

.:: ::.





دوباره آپ مي‌كنم!

دوباره آپ مي‌كنم!

خيلي وقت بود كه گاه‌نگاري‌هايم را در اينترنت تعطيل كرده بودم. شايد به خاطر تدبيرفردا و مشغله‌هاي جورواجوري باشد كه اين مدّت گرفتارشان بوده‌ام. هر چيزي كه بود قرار گذاشته‌ام هر جمعه آپ شوم. هفته‌اي يك روز فكر مي‌كنم براي آغاز كار خوب باشد.

منتظر نظرات و مطالب شما عزيزان هم هستم.



:: موضوعات مرتبط: خبر
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه هفتم اسفند 1388

.:: ::.





Powered By سطر اول Copyright © 2009 by mehdieb
This Template By سطر اول

منوی اصلی (Menu)
درباره (About)

مطالب خواندنی و مواد خام ادبی

همسایه های پیوندی (Links)

آرشیو زمانی (Archive)

آرشیو متنی (Previous)

موضوعات (Categories)

برچسب (Tag)
تبریز , زلزله آذربایجان , نمایشگاه کتاب , تهران , تبريز , یادداشت سفر , شعر , داستان , دبیرستان طالقانی , تدبیرفردا , يادنامه , داستان تبریز , ادبیات آذربایجان , ادبیات , سفر , جلال آل احمد , غلامحسین ساعدی , تدبیر فردا , اياز مرد و تو را نديد , اصغر نوری , کتاب , حسین منزوی , موسیقی , موسیقی آذربایجان , تدبيرفردا , فرهنگ تبریز , فاطمه قنادی , فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي , نشست كتاب , همه افق , تقی زاده , روز خبرنگار , قطران تبریزی , آیریلیق , سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز , فرهنگ و هنر تبریز , فريبا وفي , دبيرستان طالقاني , رمان , حافظ , قصه , مولانا , مشروطه , شیراز , شعر ترکی , ابراهیم یونسی , تاريخ آذربايجان , قوپوز , قاجاریه , زلزله تبریز , زبان فارسي , فرهنگ و هنر , حوزه هنری , توسعه شهری , هزار و یک شب , فیلم مستند , سیمین دانشور , گابریل گارسیا مارکز , سووشون , داستان نویسی , عرفاني , عباس پژمان , اورمو گؤلو , گوهرمراد , چوب به دستهای ورزیل , عزاداران بیل , ورزقان , آگوتا كريستوف , اصغر نوري , احسان نراقی , سينماي ايران , صمد بهرنگی , ارک علیشاه , فریبا وفی , دم را دریاب , سال بلو , بابک تبرایی , ادبیات آمریکا , هريس , مدینه گلگون , ویرجینیا وولف , اورمو گولو , ترانه برف , پرویز خطیبی , شرح زندگانی من , باغ شهر , مهدی سحابی , شهریار عباسی , کلیله و دمنه , موریس بلانشو , نفرین زمین , ولادیمیر ناباکوف , کتاب تبریز , کوراوغلو , آذربايجان شرقي , نمایشگاه کتاب تهران , ادبيات آذربايجان , دفتر بزرگ , نیازها ,

و چیزهای دیگر (Others)

فال حافظ


**********************************
********************************** ********************************** **********************************