;




سطر اول
گاه‌نگاری‌های مهدی ابراهیم‌پور در اینترنت


تقریری بر بیتی از حافظ (1) / درمانده در میان نهان و آشکار
 

تقریری بر بیتی از حافظ (1)

درمانده در بین نهان و آشکار

 

«مستور و مست هر دو چو از يک قبيله‌اند

ما دل به عشوه‌ی که دهيم؟ اختيار چيست»

 

در طول سالیان شعر تنها عرصه‌ی فرهنگی ایرانیان است که به مسامحه معتقد بوده است. در میانه‌ی تعلیمات سخت و مرزهای کاملاً مشخص شریعت و دینداری برآمدن شاعرانی چون «حافظ» که دیدگاهی نسبی به خیر و شر داشتند و درست بر خلاف نگاه متشرعانه که خیر و شر را امری مطلق می‌دانست و بر اخلاق نسبی به دیده‌ی کفر می‌نگریست، اتفاقی بسیار عجیب و نادر است.

حتا «سعدی» که تقریباً یک قرن پیش از «حافظ» می‌زیست چنین نگرشی را به وضوح و آشکار در اندیشه‌ی شاعرانه‌اش بروز نداده. ولی پس از «حافظ» تسامح اخلاقی و نسبی‌گرایی فکری جا به جا در اشعار شاعران خودش را نشان می‌دهد تا جایی که چندین قرن پس از او در «سبک هندی» خصوصاً در اشعار افرادی چون «بیدل دهلوی» و «کلیم همدانی» به نوعی لاابالی‌گری منتهی می‌شود. نوعی از سبکباری لاقیدانه و بی‌حد و مرز.

حضور تفکر «ترکان مغول» در سایه‌ی «یاسا» -قوانین دینی و اجتماعی مغولان- که در امور اعتقادی از اصل مسامحه تبعیت می‌کردند بی‌شک یکی از دلایل بروز چنین تفکری در اشعار «حافظ» است. می‌گویند صدای ناقوس کلیساها نخستین بار در زمان «مغولان» در «تبریز» شنیده شده است و پیش از آن شریعت اسلام اجازه‌ی چنین عرض اندامی به «ارامنه» نمی‌داد.

حضور چنین فضایی و استوار شدن اندیشه‌های زاهدانه و صوفیانه، اندیشه‌ی مسامحه‌گری را پدید آورده است که میان مستوری و مستی؛ عفیف بودن و هتاک بودن نسبتی یگانه برقرار می‌کند و درمی‌ماند که کدام را بر دیگری ترجیح دهد. 



:: موضوعات مرتبط: يادداشت
:: برچسب‌ها: حافظ, اخلاق نسبی گرا, مغولان, یاسا
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱

.:: ::.





Powered By سطر اول Copyright © 2009 by mehdieb
This Template By سطر اول

منوی اصلی (Menu)
درباره (About)

مطالب خواندنی و مواد خام ادبی

همسایه های پیوندی (Links)

آرشیو زمانی (Archive)

آرشیو متنی (Previous)

موضوعات (Categories)

و چیزهای دیگر (Others)