;




سطر اول
گاه‌نگاری‌های مهدی ابراهیم‌پور در اینترنت


به ديوارها فكر كن! / پراكنده‌نگاري‌هاي يك نويسنده (3)


پراكنده‌نگاري‌هاي يك نويسنده (3)

 

به ديوارها فكر كن!

 

ما بيان حقايق را با سرودهايي آغاز كرده‌ايم. با سرودهايي از جنس نور. ما نه همزاد روياييم و نه همراه كابوس. ما از راه‌هاي دور نيامده‌ايم و اهالي سرزمين‌هاي ناشناخته نيستيم. ما چون شماييم. يا اگر درست‌تر بگويم خود شماييم. آنِ ديگر شما. جلوه‌ي ديگري از انسان. جلوه‌اي نو!

 

اگر جغرافيا را خوب بلد باشي حتماً مي‌داني كه وقتي رويت سمت شمال باشد، دست راستت، شرق و دست چپت، غرب است و طبيعتاً پشتت به سمت جنوب. N  را بايد بشناسي و بداني كه همه چيز در شمال خلاصه شده است.

شمال همه چيز اين دنياست. همه دوست دارند رويشان به سمت شمال باشد و پشت‌شان سمت جنوب و وقتي سرشان را مي‌چرخانند سمت راست، به شرق اشاره كنند و وقتي سمت چپْ غرب.

بازي آماده‌ي زندگي‌هاي تكراري همين است. در روياهايت شمالْ بهشتي است كه از آن رانده و جنوبْ خاكي كه به آن رانده شده‌اي. مهم نيست در كجاي دنيا ايستاده‌اي. شمال هيچ وقت تمام نمي‌شود. در شمالي‌ترين نقطه‌ي عالم هم كه ايستاده باشي، باز شمالي هست كه فرابخواندد به رفتن. شمال تو هميشه جنوب كس ديگري است و جنوبت شمال كسي ديگر. باز مار و پله است اين شمال و جنوب.

اين ميان شرق و غرب چيزي نيستند جز توهمي از راهي ديگر. آخر برخي پيدا مي‌شوند كه نمي‌خواهند طبق قاعده‌ي مرسوم راه بپيمايند. پس جهتي لازم است كه بدان مشغول شوند و زياد پا توي كفش شمال نكنند. آن‌ها راه ديگري مي‌روند. يا راه شرق در پيش مي‌گيرند و يا غرب. اين گونه مي‌شود كه به خيال خود راهي ديگرگونه رفته‌اند و خلاف جريان آب شنا كرده‌اند. وقتي راهي ميان شرق و غرب در پيش گيري چه چيزي عايدت مي‌شود؟ هيچ. چه فرقي مي‌كند؟ وقتي به سمت شمال نروي پس درجا زده‌اي. همه‌ي عمرت را بيراهه رفته‌اي. اين قاعده‌ي خلل‌ناپذير اين زندگي است. قاعده‌اي كه نمي‌دانم كدام شير ناپاك‌خورده‌اي گذاشته تو دامان بشر. هر كسي هم آمده مدعي شده راه شمال را مي‌داند و آنان كه گرفتار جنوب‌اند، گمراهند و آنان كه شرق و غرب را مي‌پيمايند، نادان.

مهم نيست چه كسي بيايد و چه بگويد، در نهايتْ جهت‌ها هيچ تغييري نمي‌كنند و بازي همچنان مار و پله باقي مانده. كلاف سردرگمي است. مي‌دانم. حالا كه خيلي وقت است متولد شده‌اي و راه رفتن را آغازيده‌اي، بگذار نصيحتي بكنم. نرنج! مي‌دانم بدترين كار براي موجودي كه قرار است صاحب جهان باشد، نصيحت شنيدن است ولي اين دفعه را از من ببخش و بگذار اشتباه گذشتگان خود را تكرار كنم و فكر كنم چون به سال و سن از تو بزرگ‌ترم حق دارم، حرف‌هايي بزنم و راه و چاهي نشانت دهم. ولي خود نيز بر اين واقعيت واقف كه هزار توي زندگي راهي به بيرون ندارد تا بشود با نصيحت و راهنمايي كسي را به آن رهنمون كرد.

نصيحتم همين بود؛ به دنبال راه نباش و نگرد. اشتباه ديگران را در پيمودن شرق و غرب تكرار نكن. آرام و بي‌صدا با جريان شمال همراه شو. بگذار فكر كند، تو نيز بنده‌اي از بندگاني هستي كه بهشتِ شمال افسونشان كرده و مشتاق رسيدن‌اند. ولي با گوشه‌ي چشم‌ات بكاو. جست‌وجو كن ديواري را كه بتواني از روي آن رد شوي. اين ديوار و ديوارهاي ديگر شايد راه فراري باشند از هزارتوي بي‌خاصيت اين زندگي. شايد.

حدس من اين است كه بشود در پشت يكي از اين ديوارها بهشت واقعي را يافت. به ديوارها فكر كن و آن چه پشت آن‌ها از چشمان تو قايم كرده‌اند. ديوارها بسيارند. شايد هر كدام از ما را بهشتي است و بايد ديوار خود را بيابيم و از روي آن بگذريم تا به آن برسم. شايد!

 

صداهایی که مرا با خود می برند / پراکنده نگاری های یک نویسنده (1)

 

ای آغاز پایان من! / پراکنده نگاری های یک نویسنده (2)

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: يادداشت
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم پور در شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۰

.:: ::.





Powered By سطر اول Copyright © 2009 by mehdieb
This Template By سطر اول

منوی اصلی (Menu)
درباره (About)

مطالب خواندنی و مواد خام ادبی

همسایه های پیوندی (Links)

آرشیو زمانی (Archive)

آرشیو متنی (Previous)

موضوعات (Categories)

برچسب (Tag)
تبریز , زلزله آذربایجان , نمایشگاه کتاب , تدبیرفردا , تهران , تدبیر فردا , شعر , داستان , یادداشت سفر , دبیرستان طالقانی , جلال آل احمد , سفر , ادبیات , کتاب , تبريز , غلامحسین ساعدی , يادنامه , ادبیات آذربایجان , حسین منزوی , موسیقی , موسیقی آذربایجان , اصغر نوری , تاريخ آذربايجان , تدبيرفردا , داستان تبریز , مهدی ابراهیم پور , رمان , حافظ , قصه , شیراز , زلزله تبریز , مشروطه , شعر ترکی , زبان فارسي , آیریلیق , قاجاریه , قوپوز , هريس , ابراهیم یونسی , تقی زاده , ادبيات آذربايجان , روز خبرنگار , قطران تبریزی , فرهنگ و هنر تبریز , دبيرستان طالقاني , موسي هريسي نژاد , فريبا وفي , فرهنگ تبریز , فاطمه قنادی , نشست كتاب , همه افق , شعر معاصر , اورمو گؤلو , استان آذربایجان شرقی , عباس پژمان , ماهنامه , عرفاني , عزاداران بیل , چوب به دستهای ورزیل , گوهرمراد , جعفر مدرس صادقی , رمان ایرانی , سیمین دانشور , فیلم مستند , هزار و یک شب , توسعه شهری , حوزه هنری , فرهنگ و هنر , مدرک , حسن انوری , جبار باغچه بان , روباه و زاغ , نلسون ماندلا , محمود دولت آبادی , تراکتورسازی , روشنفكري , نگاران , درخت تبريزي پير , رضا براهني , صالح سجادي , ایرج میرزا , مدیرکل ارشاد , داستان نویسی , سووشون , گابریل گارسیا مارکز , ایرج بسطامی , حبیب , ساقي , تخیل , سخاوت عزتي , عباس بارز , امير قرباني عظمي , نهم دي 1290 , انديشه و منش سياسي , ثقه الاسلام تبريزي , ارسال اثر , سیدعلی صالحی , قره باغ , احمد شاملو ,

و چیزهای دیگر (Others)